
درخواست فرماندار لارستان از مسوولين استان :
گازرساني به روستاهاي دهستان دهكويه
جناب آقاي منصور محتاجي طي نامه اي از مسوولين شركت گاز استان فارس گاز رساني به روستاهاي دهستان دهكويه را تقضاضا نمودند كه متن نامه به شرح زير مي باشد :
مدير عامل محترم شركت گاز استان فارس
با سلام
احتراما به استحضار مي رساند دهستان دهكويه از توابع بخش مركزي لارستان ، مشتمل بر روستاهاي كورده ، دنگز ، بريز و دهكويه در فواصل 18 تا 60 كيلومتري شهر لار مركز شهرستان واقع گرديده كه با توجه به سكونت جمعيتي بالغ بر 10/000 نفر و فعاليت كارخانجات سيمان لارستان ، شركت گچ لوءلوء ، شهرك صنعتي پشته سنگر ، شهرك آزمايش پايه يكم ، مركز معلينه فني خودرو ، شهرك صنعتي حسن لري ، بالغ بر 8 واحد مرغداري و گاوداري در مسير روستاهاي مذكور ، گازرساني به اين مجموعه ضروري به نظر مي رسد . لذا خواهشمند است با توجه به نياز منطقه دستور فرماييد نسبت به مطالعه و اجراي گازرساني به اين مجموعه اقدام لازم معمول و نتيجه را به اين فرمانداري اعلام نمايند .
منصور محتاجي ـ فرماندار لارستان
خريد دستگاههاي بدن سازي و
درخت چشمك زن 12 امام توسط شوراي اسلامي دهكويه
با پيشنهاد دهياري دهكويه و با تصويب شوراي اسلامي دهكويه از محل درآمدهاي دهياري وسايل بدن سازي جهت نصب در مجموعه ورزشي شهداي دهكويه و درخت چشمك زن 12 امام جهت نصب در فلكه ورودي به هزينه اي قريب ب0 7 ميليون تومان خريداري شده كه انشاء الله به زودي در محل هاي مورد نظر نصب خواهد شد .
برگزاري مراسم سوگواري به
مناسبت وفات حضرت رقيه (س) در مسجد قائم (عج)
همزمان با سالروز وفات حضرت رقيه (س) مراسم سوگواري آن بانوي بزرگوار در محل مسجد قائم (عج) پس از نماز مغرب و عشا برگزار گرديد.
در اين مراسم پس از سخنان حجه الاسلام اميدي برادر الياس فروزان به مداحي و سوگواري پرداختند .
تشكيل ستاد دهه فجر دفجر انقلاب اسلامي
تشكيل ستاد دهه فجر دفجر انقلاب اسلامي
|
90 پسين ستون 90 بخش جديدي در نشريه است كه بيان مسايل و مشكلات دهكويه از زبان شما مردم مي پردازد تا به گوش مسوولين محترم برسد و انشاء الله اين مسكلات و نواقص با تدبير مسوولين بر طرف گردد . بدين وسيله از كليه همشهريان تقاضا مي شود نظرات ، انتقادات و پيشنهادات خود را به وسيله نامه يا با پيامك 09171835193 ارسال نماييد تا در نشريه منعكس گردد . 1ـ يكي از مشكلات دهكويه وضعيت بهداشتي آن است كه متاسفانه در سطح مطلوبي نيست . شاهديم كه خيابان اصلي كثيف است و جوي كنار آن بيشتر و كوچه ها هم جاي خود دارد. از شوراي محترم تقاض داريم چند نفر را با هزينه اي كه از خانواده ها دريافت مي شود استخدام نموده تا به نظافت خيابانها بپردازند . با اين كار هم اشغالزايي شده و هم شهري تميز داريم. 2 ـ مدتي است كه خوشبختانه ورزش دهكويه به همت اعضاي كانون حضرت ولي عصر (عج) رونق تازه اي يافته است و ورزشكاران در زمين هاي هما ( گز لفا ) ، دبيرستان شهيد صفري و زمين كنار جاويه به ورزش مي پردازند و اين امر موجب شده كه بيش از 80 نفر از جوانان عصرها بيكار نباشند . تصور كنيد اگر اين 80 نفر عصر بي كار شوند حدودا بر 40 موتور سيكلت سوار شده و در خيابان پرسه بزنند وضعيت دهكويه چگونه خواهد شد . از مسوولين محترم تقاضا داريم از كساني كه كه موجب رونق ورزش شده اند حمايت نموده و يا حداقل ماهي يكبار به آن سر بزنند تا مايه دلگرمي آن ها باشند . 3 ـ اما در سال هاي اخير شوراي اسلامي تلاش هاي زيادي براي آباداني دهكويه انجام داده اند كه واقعا جاي تقدير دارد. اميدواريم كه اهالي قدرشناس دهكويه طي يك برنامه رسمي از اين عزيزان تقدير و تشكر به عمل آورند . تا 90 ديگر خداحافظ م ـ ر
|
اطلاعيه دهياري دهكويه در خصوص ساخت و سازها در دهكويه
بدين وسيله به اطلاع كليه كساني كه قصد ساخت و ساز و احداث مسكن دارند مي رساند ، حتما بايد با مراجعه به دهياري نسبت به صدور پروانه ساخت اقدام نمايند . در غير اين صورت مطابق كميسيون ماده 99 وزارت كشور مستقر در استانداري فارس معادل 50 الي 70 درصد اعياني قيمت روز ساختمان جريمه و به حساب دولت واريز مي گردد .
دهياري دهكويه
طي چهار سال گذشته بيش از300 ميلياردريال ب
ه توسعه مسکن روستايي لارستان اختصاص يافته است
بنياد مسکن انقلاب اسلامي لارستان اعلام کرد: از سال 84 تا کنون 320 ميليارد ريال به اجراي طرح مقاوم سازي واحدهاي مسکن روستايي اين شهرستان اختصاص يافته است.
به گزارش ايرنا تا کنون چهار هزار و 188 منزل روستايي از اين تسهيلات مقاوم سازي ، بهره مند شده اند.
بر اساس اين گزارش همچنين طي مدت ياد شده ، 974 نفر از روستاييان شهرستان لارستان از محل اعتبارات تکميلي و در قالب تسهيلات قرض الحسنه از چهار ميليارد و 970 ميليون ريال تسهيلات مقاوم سازي واحدهاي مسکوني روستايي برخوردار شده اند.
اين گزارش افزوده است: در مجموع طي مدت مورد اشاره ، فقط 55 درصد از واحدهاي مسکوني بافت فرسوده روستاهاي شهرستان لارستان بازسازي شده است و از اين رو ضروري است که براي مابقي واحدهاي مسکوني اين بافت، اهتمام جدي تري صورت گيرد.
چاپ مجموعه شعر به گويش اوزي
دبير انجمن ميراث فرهنگي بخش اوز لارستان گفت: کتاب اشعار به گويش اوز لارستان براي استفاده آهنگ هاي محلي جنوب کشور ، چاپ و منتشر شد.
احمد خضري، روز دوشنبه در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: اين کتاب که مشتمل بر 104 صفحه است ، در قطع وزيري، در شمارگان يک هزار نسخه و به بهاي 40 هزار ريال توسط انتشارات شوکاي تهران ، چاپ و منتشر شده است.
وي گفت: اشعار اين کتاب که توسط مرحوم مصطفي خضري يکي از شاعران محلي اوز سروده شده به وسيله فرزندش عبدالله خضري جمع آوري ، تنظيم و چاپ شده است.
خضري افزود: در اين کتاب براي تک تک اشعار نت نويسي و در زير آنها به چاپ رسيده و همين امر موجب اهميت و جذابيت اين کتاب شده است.
او بيان کرد: گرد آورنده اين کتاب در مقدمه آن، پيرامون گويش اوزي و منشا پيدايش آن مطالبي نگاشته و براي نمونه تعدادي از افعال اوزي را مورد بررسي قرار داده و آنها را در زمان هاي مختلف صرف کرده و افزون بر اين نيز برخي از اين افعال و چندين واژه را با زبان فارسي و پهلوي مقايسه کرده است.
خضري اضافه کرد: همچنين ارزش اين کتاب در پژوهش زبان شناسانه ، آوانگاري اشعار و نت نويسي است .
وي گفت: گرد آورنده اشعار اين کتاب، با حمايت گسترده از گروههاي هنري، ترانه هاي اوزي را در قالب لوح هاي فشرده و کاست به مردم معرفي کرده و خوانندگان جنوب کشور نيز اين ترانه ها را اجرا کرده اند.
علمک گذاري چهارهزار فقره انشعاب گاز شهري در لارستان آغاز شد
فرماندار لارستان گفت: علمک گذاري چهار هزار فقره انشعاب جديد گاز شهري در شهر لار آغاز شده است.
منصور محتاجي در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: از اين ميزان تا کنون يک هزار و 300 فقره انشعاب آن نصب شده است و طبق تعهد پيمانکار اين طرح، تا پايان نيمه اول ارديبهشت ماه سال آينده ، اين طرح به اتمام خواهد رسيد.
وي ، سرعت اجراي اين طرح را خوب ارزيابي کرد و گفت: پيش از اين نيز دو هزار فقره انشعاب گاز شهري در اين شهرستان نصب شده و در مجموع نصب بين 10 تا 12 هزار انشعاب گاز براي شهر لار، پيش بيني شده است.
فرماندار لارستان افزود: همچنين موضوع گاز رساني به شهر لطيفي و تسريع در علمک گذاري شهرهاي گراش و خور از توابع شهرستان لارستان در دستور کار قرار دارد و اين امر پيگيري خواهد شد.
كوهپيمايي هيئت كوهنوردي لارستان به مناسبت 19 دي
كوهپيمايي هيئت كوهنوردي لارستان به مناسبت گرامي داشت قيام مردم شهر خون و قيام قم و تشكيل شوراي انقلاب فرهنگي به فرمان رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) .
اعضاي هيئت كوهنوردي لارستان در يك برنامه از پيش تعيين شده ارتفاعات قله شهرك صنعتي لارستان كه در 12 كيلومتري شرق شهر لار واقع شده در صبح روز جمعه 88/10/18 كه از ساعت 16 : 6 تا ساعت 30 : 10 به طول انجاميد با حضور 64 نفر از خواهران و بردران اعضاي هيئت كوهنوردي لارستان قله مذكور را فتح نمودند و با فرستادن صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرائت دعاي فرج و سلام بر امام حسين (ع) ياد و نام شهداي انقلاب اسلامي و شهداي شهر قم و جنگ تحميلي و امام و شهدا را زنده نگه داشته و مجددا با آرمان هاي بلند انقلاب و حضرت امام خميني (ره) و رهبر معظم انقلاب تجديد ميثاق نمودند . سرپرستي اين صعود به عهده گروه كوهنوردي ستاره بود .
لازم به ذكر است هيئت كوهنوردي لارستان هر هفته پنج شنبه عصر برنامه دوچرخه سواري و هر صبح جمعه برنامه كوهنوردي برگزار مي نمايد .
از علاقمندان تقاضا مي شود براي كسب اطلاع بيشتر ، عصر سه شنبه و عصر چهارشنبه از ساعت 30 : 16 تا 30 : 17 با شماره تلفن 2241200 تماس حاصل فرمايند .
يعقوب موحدي
مسوول هيئت كوهنوردي لارستان
هواشناسان محلي خنج :
شدت بارندگي هاي در جنوب از نيمه دوم بهمن ماه
روزنامه ايران : هواشناساني محلي خنج پيش بيني كرده اند ، بارندگي ها از نيمه دوم بهمن ماه در جنوب كشور شدت خواهد يافت و ميزان اين بارش سيل آسا خواهد بود.
اين افراد گفته اند از هم اكنون مسوولان بايد آمادگي كامل براي وقوع سيل هاي احتمالي را داشته باشند .
اين هواشناسان پيش از اين و در شهريور ماه امسال اعلام كرده بودند كه بنا به تجربه خود نشانه هايي از طبيعت در دست دارند كه حاكي از بارندگي هاي خوب در سال زراعي جاري است . برخي از اين هواشناسان تاريخ دقيق بارش هاي روز هاي 16 ، 17 ، و 18 آذر امسال را پيش بيني كرده بودند .
نمايشگاه خط نگاره هاي عاشورايي در لارستان
نمايشگاه پوسترهاي عاشورايي با عنوان خط نگاره هاي عاشورايي در شهرستان لارستان گشايش يافت.
به گزارش ايرنا، روابط عمومي فرهنگ و ارشاد اسلامي لارستان
اعلام کرد: در اين نمايشگاه 55 اثر برتر متعلق به 51 نفر از دانشجويان رشته طراحي و گرافيک دانشگاه جامع علمي کاربردي لارستان، به نمايش گذاشته شد.
اين گزارش افزوده است: از اهداف عمده برپايي اين نمايشگاه ، بيان مفاهيم عميق قيام عاشورا به زبان هنر معاصر است.
بنا به اين گزارش، طراحي نوشتار با تکنيک دستي و آزاد، عکاسي از نوشتار طراحي شده و انتقال آن به محيط ديجيتال، افزودن رنگ و جلوه هاي تجسمي بر نوشتار، ايجاد ترکيب بندي و افزودن اطلاعات پوستر و همچنين گرايش جنبه هاي فرمي اثر هنري به محتواي مذهبي و حماسي ، از ديگر اهداف برگزاري اين نمايشگاه است.
برداشت 50 درصدي وش پنبه در لارستان
قريب نيمي از 2 هزار و 950 هكتار سطح زير كشت پنبه لارستان برداشت شد.
مسئول زراعت مديريت جهاد كشاورزي لارستان گفت: بارندگيهاي اخير عمليات برداشت وش را كمي به تعويق انداخته است، ضمن اينكه خريد وش پنبه در سال جاري توسط تعاون روستايي اين شهرستان صورت گرفته است.
|
توسعه آموزش عالي حق لارستان است . مسوولان لارستان توسعه آموزش عالي درلارستان را يک حق عمومي و اجتماعي براي مردم مي دانند و مي گويند ايجاد دانشگاه هاي دولتي در توسعه پايدار ، ارتقا سطح جامعه و محروميت زدايي از منطقه موثر است. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي ، فرماندار لارستان در اين رابطه گفت: ايجاد آموزش عالي در لارستان از آرزوهاي ديرينه مردم اين ديار است که در سالهاي اخير با ايجاد دانشگاه آزاد اسلامي و پيام نور بخشي از اين آرزو محقق شده است. منصور محتاجي در گفت و گو با خبرنگارايرنا افزود: در لار يک دانشکده پرستاري دولتي با دو رشته مشغول به فعاليت است که مسوولان بدنبال ارتقاء آن هستند. وي ادامه داد: ايجاد دانشگاه پيام نور در لار و بيرم از مصوبات سفرهاي استاني هيئت دولت به فارس بوده که در مرحله واگذاري زمين و در حال پيگيري است. وي اضافه کرد: عليرغم توانمندي هاي شهرستان ، مسوولان در جهت ايجاد آموزش عالي دولتي در اين شهرستان اهميتي نداده اند . اين مسوول گفت: در دور دوم سفر رياست جمهوري به فارس ايجاد مرکز آموزش عالي در لار جزء مصوبات بود اما تاکنون در اين زمينه اقدامي اساسي صورت نگرفته است. وي اظهار داشت: همچنين در اين سفر ايجاد دانشگاه علوم پزشکي بعنوان اولويت شهرستان مطرح و موافقت وزير مربوطه نيز گرفته شد و در مصوبات شوراي گسترش نيز قرار گرفت. محتاجي بيان کرد: نيکوکاران محلي در اين شهرستان براي ارتقاء منطقه از هيچ کاري فروگذار نيستند و در صورت ايجاد دانشگاه ، حمايتهاي خوبي انجام خواهند داد. وي افزود: بيمارستانهاي اين شهرستان که از سوي خيرين محلي احداث شده ، مجهز و به لحاظ کيفي مطلوب هستند و مي توانند در ايجاد اين دانشگاه تاثير گذار باشند. همچنين رييس شبکه بهداشت ودرمان لارستان گفت: دو دانشکده پرستاري با دو رشته و 175 دانشجو و دانشکده ي نوپاي پيراپزشکي با 700 دانشجو فعال است. دکتر علي عليزاده افزود: با توجه به وسعت اين شهرستان و توانمنديهاي آن توسعه آموزش عالي حق اين شهرستان است. وي ادامه داد: مسوولان دانشگاه علوم پزشکي شيراز و شهرستان به دنبال تبديل دانشکده پرستاري به دانشگاه بودند که در مصوبه سفر دوم هيئت دولت محقق شد. وي اظهار کرد: جهت تحقق اين مهم ، برنامه توسعه اي بهداشت و درمان اين شهرستان با چشم اندازي 20 ساله تدوين شده و چگونگي توسعه بيمارستان هاي شهرستان نيز بررسي و مدون شده است. وي خاطر نشان کرد: جهت ايجاد سايت دانشگاه نياز به 50 تا 70 هزار متر مربع فضاي مناسب است ، از سوي مسکن و شهرسازي 45 هکتار زمين به اين امر اختصاص داده شده است. عليزاده گفت: يکي از خيرين لارستاني نيز 20 ميليارد ريال اعتبار براي ساخت و ساز اختصاص داده است که با ايجاد دانشگاه مي توان مشارکت ساير افراد خير را نيز به اين امر مهم جلب کرد. امام جمعه موقت لار نيز گفت: ايجاد آموزش عالي و توسعه آن يکي از زيرساختهاي توسعه هدفمند بويژه در مناطق محروم است. حجت الاسلام محمد لطفي افزود: مسوولان بايد با برنامه هاي هدفمند ايجاد دانشگاه در اين شهرستان را دنبال کنند تا از جنبه هاي مختلف در ارتقاء شهرستان اثرگذار باشد. وي بيان کرد: همچنين مسوولان بايد همزمان با ايجاد دانشگاه ، توسعه فضاهاي فرهنگي ، آموزشي و رفاهي را در اين شهرستان پايه ريزي کنند . وي اضافه کرد: هم اکنون پنج هزار دانشجو در اين شهرستان مشغول به تحصيل هستند ، شهرستاني که نه آب و هواي خوبي دارد، نه فضاهاي فرهنگي و مناسب دارد ، دانشجو بايد اوقات فراغت خود را چگونه سپري کند.
|
وي ادامه داد: لارستان با توليد حدود 8 هزار تن پنبه در سالهاي اخير حدود 19 درصد كل پنبه استان فارس را توليد ميكند.
آغاز عمليات برداشت سيب زميني طرح استمرار در منطقه چاه نهر
عمليات برداشت سيب زميني طرح استمرار در منطقه چاه نهر طبق روال ساليان اخير در نيمه اول دي ماه جاري آغاز شد.
مسئول زراعت مديريت جهاد كشاورزي لارستان گفت: در سال جاري 400 هكتار از اراضي مستعد منطقه چاه نهر دهستان درز و سايبان لارستان به كشت سيب زميني اختصاص يافته است و با توجه به سياستگذاري مصرف بهينه آب، غالب مزارع به صورت زير فشار سوپر دريپ و ساير سيستمهاي مربوطه آبياري شدهاند.
علي سعيدينژاد پيشبيني كرد كه از اين مزارع حدود 14 هزار تن سيب زميني استحصال شود.
وي ادامه داد: محصول برداشت شده به بازارهاي مصرف لارستان و شهرستانهاي همجوار و مركز استان فارس روانه ميشود.
قهرماني كوره در مسابقات فوتسال باشگاه هاي بخش اوز
رييس هيات فوتبال بخش اوز گفت: تيم فوتسال جوانان کوره اين بخش ، قهرمان مسابقات فوتسال باشگاه هاي اين منطقه شد.
عبدالرضا قريشي ،در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: مسابقات فوتسال قهرماني بخش اوز به مدت يک ماه و با شرکت 10 تيم در قالب دو گروه و بصورت دوره اي در اين بخش برگزار شد.
وي افزود: ديدار نهايي اين دوره از مسابقات را تيم هاي جوانان کوره و نفت برگزار کردند که در نهايت تيم فوتسال کوره با نتجه چهار بر يک ، تيم نفت را شکست داد و قهرمان شد و تيم نفت در مکان دوم جاي گرفت.
قريشي بيان کرد: همچنين در اين مسابقات تيم فوتسال اتحاد با نتيجه شش بر چهار تيم شاهين جوان را شکست داد و به مقام سوم رسيد.

پس از شهادت
دكتر علي شريعتي)
خواهران ، برادران !
اكنون شهيدان مرده اند و ما مرده ها زنده هستيم . شهيدان سخنانشان را گفتند و ما كرها مخاطبانشان هستيم . آنهايي كه گستاخي آن را داشتند كه ، وقتي نمي توانستند زنده بمانند ، مرگ را انتخاب كنند ، رفتند و ما بي شرمان مانديم . صدها سال است كه ما مانده ايم و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما مظاهر ذلت و زبوني بر حسين (ع) و زينب (س) ، مظاهر حيات و عزت مي گرييم . و اين يك ستم تاريخ است كه ما زبونان عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم .
امروز شهيدان پيام خود را با خون خود نگاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند .
در فرهنگ ما ، در مذهب ما در تاريخ ما ، تشيع عزيز ترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است ، حيات بخش ترين ماده هايي كه به تاريخ حيات ، تپش و تكان مي دهد و خدايي ترين درس هايي كه به انسان مي آموزد كه مي تواند تا خدا بالا رود ، نهفته است . و ميراث اين سرمايه هاي عزيز به دست ما افتاده است .
ما وارث عزيز ترين امانت هايي هستيم كه با جهادها و شهادت ها و با ارزش هاي بزرگ انساني در تاريخ اسلام فراهم آمده است . و ما وارث اين همه هستيم و ما مسوول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش ، تا براي بشريت نمونه باشيم : « وكذالك جعلناكم امه وسطا ليكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا » خطاب به ماست .
ما مسوول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان ، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر براي ما نمونه و شهيد باشد .
رسالتي به اين سنگيني ! رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن بر عهده ماست .
... اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده اند و ما شب شام غريبان مي گيريم و پايانش را اعلام مي كنيم و مي بيني چگونه در جامه گريستن بر حسين (ع) و عشق به حسين (ع) با يزيد همداستانيم .
اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده اند و خاموش رفته اند . همه شان هر كدامشان نقش خويش را خوب بازي كرده اند : معلم ، موذن ، پير ، جوان ، بزرگ ، كوچك ، زن ، خدمتكار، آقا ، اشرافي و كودك ، هر كدام به نمايندگي و به عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه بزرگان ..... اين ها دو كار كردند ، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش و از خودش تا غلامش .... همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان ، زنان ،كودكان و همه پيران و جوانان تاريخ بياموزند كه : بايد چگونه زندگي كنند .
اين شهيدان كار ديگري نيز كردند : شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند در محكمه تاريخ انسان ، هر كدام به نمايندگي صنف خودشان ، شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ، نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را همه را ابزار دست مي كند تا انسان ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه هاي مردم و همه ارزش هاي انسان محكوم شده است .
... و اكنون حسين (ع) با همه هستي اش آمده است تا در محكمه تاريخ در كنار فرات شهادت بدهد ، شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ ، شهادت بدهد به نفع محكومان....
اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستيش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خداست ، رسالت عظيم الهي اش را انجام داده است .
دوستان ! در اين تشيعي كه اكنون مي بينيم .... درسهاي بزرگ و پيام هاي بزرگ و غنيمت هاي بسيار و ارزش هاي بزرگ و خدايي و سرمايه هاي عزيز و روح هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است .
يكي از بهترين و حيات بخش ترين سرمايه هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد ، شهادت است .....
اين كه حسين (ع) فرياد مي زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمي بيند ـ فرياد مي زند كه : « آيا كسي هست كه مرا ياري كند » و انتقام كشد ؟ « هل من ناصر ينصرني » ؟ مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد ؟ اين سوال ، سوال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست و اين سوال انتظار حسين (ع) از عاشقانش بيان مي كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قائلند ، اعلام مي نمايد .
اما اين دعوت را ، اين انتظار ياري از او را ، اين پيام حسين (ع) را ـ كه شيعه مي خواهد و در هر عصري و هر نسلي شيعه مي طلبد ، ما خاموش كرديم ، به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي خواهد ، ضجه مي خواهد و دگر هيچ پيام ديگري ندارد ، مرده است و عزادار مي خواهد ، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت است كه پيرو مي خواهد .آري اينچنين به ما گفته اند و مي گويند .
هر انقلابي دو چهره دارد : چهره اول : خون و چهره دوم : پيام .
و شهيد يعني حاضر ! كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش ـ به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزش هاي بزرگي كه دارد مسخ مي شود ـ انتخاب مي كنند ، شهيدند. حي و حاضر ، شاهد و ناظرند . نه تنها در پيشگاه خدا ، كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و در هر زمان و زميني .
...... و شهيد قلب تاريخ است . همچنان كه قلب به رگ هاي خشك اندام ، خون حيات و زندگي مي دهد ، جامعه اي كه رو به مردن مي رود ، جامعه اي كه فرزاندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده اند و جامعه اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است ... وتاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است ، شهيد همچون قلبي به اندام هاي خشك مرده ، بي رمق جامعه ، خون خويش را مي رساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل ايمان جديد به خويشتن را مي بخشد .
شهيد حاضر است و هميشه جاويد.
حسين (ع) يك درس بزرگ تر از شهادتش به ما داده است و آن نيمه تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است .... مراسم حج را به پايان نمي برد تا به همه حج گذاران تاريخ ، نمازگزاران تاريخ ، مومنان به سنت ابراهيم بياموزد كه اگر امامت نباشد ، اگر رهبري نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسين (ع) نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد چرخيدن بر گرد خانه خدا يا خانه بت مساوي است ... زيرا ، شهيد كه حاضر است ، در همه صحنه هاي حق و باطل، در همه جهاد هاي ميان ظلم و عدل . شاهد است و حضور دارد . مي خواهد با حضورش اين پيام را به انسان ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي ، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي ، هر كجا كه خواهي باش . وقتي در صحنه حق و باطل نيستي ... هر كجا مي خواهي باش ، چه به نماز ايستاده باشي ، چه به شراب نشسته باشي ، هر دو يكي است.
شهادت ، حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ است .
---------------------
بر گرفته از : شهادت ، دكتر علي شريعتي ، سازمان انتشارات حسينيه ارشاد ، اسفند 1350
انقلاب مهدي (عج) و پندارها
« وَ نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ استُضعِفوا في الاَرض وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّه وَنَجَلَهُمُ الوارِثينَ » ( قصص ـ 5 )
و اراده مي كنيم بر آنان كه در كره خاك ناتوان شمرده شده اند منت گذاريم ، آن ها را رهبران و بازماندگان قرار دهيم .
مهدي (عج) ، تنها يك ايدئولوژي اسلامي نيست ، كه فقط از ديدگاه آموزش هاي مذهبي مورد توجه قرار گيرد و تلقين هاي ديني او را در آينه افكار جايگزين سازد . بلكه ، يك الهام فطري انساني است كه در برابر بينش هاي همه متفكرين جهان روزگار درخشاني را مجسم مي سازد ، كه عموم رسالت هاي آسماني با همه ابعادشان اجرا پذيرند و پس از رنجش هاي دراز و نگراني هاي جان فرسا ، انسانيت يك مسير مطمئن و يك قرارگاه مجهز براي تلاش هاي هدفي خود بيابد .
آري اين احساس تنها يك شعور مذهبي نيست كه فقط در برقش گاه در مغز متدينين و افراد معتقد به غيبت ظاهر شود ، بلكه افراد ماده پرستي كه به عموم اعتقادات غيبي پشت پا زده اند و هميشه تاريخ را بر اساس تناقضات تفسير مي كنند ، آنان هم باور كرده اند كه روزي فرا مي آيد كه عموم اين تناقضات و درگيري ها تصفيه مي شود و صلح و آرامش بر جهان حكومت مي كند .
اين الهام طبيعي و اين شعور باطني كه در افراد همه جوامع و ملل موجود است ، مي توان گفت از گسترده ترين و روشن ترين الهامات بشري است .
آنگاه كه قرار باشد اين الهامات بشري مورد تاييد دين قرار گيرد و عقيده مذهبي كه مستقيم منسوب به خداست اين شعور را در مغز به عنوان يك باور صد در صد پي ريزي كند و اين حقيقت را با كمال صراحت تاكيد نمايد كه كره خاك در چرخش هاي آخرين خود از عدل و داد پر مي شود . آن هنگام ، اين شعور و درك باطني به صورت يك ايمان محكم سرنوشت بشريت را روشن مي سازد .
اثر وجودي اين ايمان و باور تنها اين نيست كه در مقابل نا امني ها و پريشاني ها و دردها فقط انسان را تسلي بدهد و نگراني هاي دروني را آرامش بخشد ، بلكه بايد گفت در برابر آن دل مردگي و نااميدي كه مظالم جنايتكاران و تراكم ستم بيداد پيشگان در ملت مظلوم و محروم به وجود مي آورد و آن ها را آماده پذيرش همه گونه ستم ها و قلدري ها مي سازد ، ايمان به مهدي (عج) عامل بزرگ نيروبخشي است كه در نتيجه باز كردن روزنه اميد به دنياي عدل و داد آينده حس مقاومت و جنبش را در افراد به وجود مي آورد و از خاموش شدن مشعل انتقام كه در سينه مظلومان برافروخته شده است و تند باد ياس و نوميدي با آن بازي مي كند ، جلوگيري مي نمايد .
آري اين شعور باطني آميخته با اعتقاد ديني ثابت مي كند كه در روزگار آينده عدالت اين توانايي ها را خواهد داشت كه با يك جهاني مالامال از ستم روبرو شود و اركان بيداد را منهدم سازد و دنيايي را از نو بنا كند و هر اندازه ظلم و جنايت در اقطار جهان نيرومند گردد و بر مقدرات و سرنوشت ها مسلط شود آحر الامر بايد روزي منهدم گردد ، زيرا ستم يك موجود غير طبيعي و نابودي آن حتمي است ، هر چند توانا باشد . اين باور يقيني به هر فرد ستم ديده و به هر ملت مظلومي اين آرمان و آرزو را تقديم مي كند كه كي شود ! آن هنگام كه براي ايجاد دگرگوني و تجديد بناي جهان توانايي حاصل گردد با اين كه برقش فكر « مهدي (عج) » در مغز هاي بشر بر پيدايش اسلام سبقت داشت . بايد گفت نقش اسلام در تحول اين گونه تفكر بسيار فوق العاده بوده است ، زيرا اسلام پندار انسان ها را به اين كه روزگاري يك نيروي عادلانه مجهول كه هيچگونه از خصوصياتش معلوم نيست ظلم را از صفحه گيتي ريشه كن مي سازد ، از چهره تصور يك موضوع فقط غيبي به صورت يك باور صد در صد در مورد يك موجود واقعي زنده ملكوتي كه تمام مشخصاتش شناخته شده است در آورد و افراد از توجه به يك موجود نجات بخش آينده به توجه و دقت در يك موجود حاضر منتقل شدند ، كه خود او هم با ساير مردم براي پيش آمد موقعيت جهت ايجاد يك دگرگوني عميق در سطح دنيا دقيقه شماري مي كند و بر عموم وسايل پيش آورد آن فرصت در طول زمان خود او هم ناظر است .
اسلام مهدي (عج) را يك حقيقت فكري كه هنوز بايد بعد از اين در عالم يافت شود معرفي نمي كند و او را به عنوان يك حقيقت نامعلوم كه هنوز بايد بعد از اين در جهان صورت وقوع به خود بگيرد وعده نمي دهد ، بلكه او را يك حقيقت واقعي موجود و پايدار و زنده اي معرفي مي كند كه در هر آن انتظار انقلابش را داريم و مهدي (عج) اسلام انسان معيني است كه در كنار ما با تمام وجودش زندگي مي كند و براي ما در همه اين دردها ، غصه ها و آتش تاخت و تاز هاي ستمگران و جنايت جنحه پيشگان و سوز و گداز و رنجش دردمندان كه در صفحه خاك از دور و نزديك ظاهر مي شود ، مي سوزد و خود او هم در انتظار آن لحظه اي است كه بتواند دستش را به سوي هر ستمديده محروم غمنده دراز كند و ريشه ستمگران را از بيخ و بن بكند.
منتهي بناست كه اين رهبر ايدآل خودش را به مردم معرفي نكند و با اين كه در همين جوامع به سر مي برد ، پرده از راز وجودش برندارد و همچنان با ديگران منتظر بماند تا آن روز موعود كه خدا بخواهد و حركت جهاني حود را آغاز فرمايد .
بديهي است اين ايدئولوژي اسلامي با اين ترتيبي كه بيان شد آن فاصله نهاني را كه بين تمام مظلومين جهان و آن نجات بخش آينده است نزديكتر مي سازد و در عالم شعور باطن آن پلي كه ستمديدگان جهان بين خود و آن انتقام گيرنده آسماني احساس مي كنند كوتاه تر جلوه مي دهد ، هر چند مدت انتظار طول بكشد .
در هر حال اعتقاد به وجود مهدي (عج) با اين شكل كه اسلام پي ريزي كرده است كه هم اكنون وي يك انسان زنده اي است كه همچون ما زندگي مي كند و همانند ما انتظار آن روز را مي كشد . اين ايمان انديشه عدم پذيرش ستم را بطور مطلق و هميشگي ـ كه سمبل آن مهدي (عج) است ـ آنچنان به ما مي بخشد ، كه اين فكر را در سيماي درخشنده آن رهبر ضد ستم اينده مجسم مي بينيم . آن رهبري كه به زودي ظاهر مي شود و پيمان با هيچ ستمگري بر عهده او نيست . و در تمام طول عمر منقاد ظلم و جنايتي نشده است .
ايمانبه او ايمان به عدم پذيرش ستم و يك نوع همگامي با او مي باشد . روي اين حساب در اخبار و احاديث انتظار فرج مورد توصيه قرار گرفته است ، زيرا انتظار فرج مهدي (عج) خود بزرگ ترين عاملي است كه اين انديشه سازنده را تقويت مي كند و ملت منظر خود را متصل به رهبري مي بيند كه نابود كننده ستم است و لذا فكر نابودي ستم در مغز آن ملت زنده مي شود و هموراه در چهره تيره بيداد نيستي و نابودي را مي بيند و البته ايجاد اين انديشه و اين ارتباط وجداني و منتقم منتظر در صورتي امكان پذير است كه ما مهدي (عج) را در يك انسان زنده همزمان خود و داراي جسم بدانيم .
آري اين اعتقاد به زنده بودن مهدي (عج) سواي اين انديشه فكر تواناي ديگري هم در ما پديد مي آورد ، زيرا وقتي انسان مظلوم احساس كرد كه رهبر و قائد انتقام گيرنده فعلا ناظر بر احوال اوست ، محروميت ها و ناكامي ها و دردها و شكنجه هاي او را مي بيند و در غم و اندوه و پريشاني با او شركت دارد ، زيرا با او زندگي مي كند ، خود اين پندار موجب تسلي و آرامش خاطر وي مي گردد و تلخي هاي محروميت و ستم را تا اندازه اي تخفيف مي دهد . ...
-----------------------
منبع : انقلاب مهدي(عج) و پندارها ، آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر ، ترجمه : سيد احمد علم الهدي انتشارات ياسر ، تهران ، سال 60
هيئت شيفتگان مهدي (عج) دهكويه

بررسی علمی واقعة عاشورا در تقويم تاريخ هجری شمسی
مقدمه
يکی از مسائل بحث برانگير و مورد تحقيق بسياری از افراد (خصوصا مسلمانان)، مسئلة انطباق تاريخهای قمری و شمسی بر يکديگر است. زيرا تاريخچة وقايع تاريخی اسلام بر مبنای تقويم قمری بيان شده و در بعضی موارد برای ما شايد مهم است که بدانيم هر يک از اين تاريخها بر چه تاريخ شمسی منطبق است؟ مثلا واقعة عاشورا در کدام فصل سال و به عبارت دقيق تر در کدام تاريخ شمسی روی داده است؟
بررسی اين مسئل چند راه حل دارد که عبارتند از : روش بررسی تاريخی و روايتي، روش محاسبات تقريبی، روش محاسبات دقيق نجومی و ... .
با توجه به اينکه در گذشته محاسبات مربوط به تقويم، خيلی دقيق نبوده است و روشهای محاسباتی و مشاهداتی برای تعيين روز اول و آخر ماه های قمری با روشهای کنونی تفاوت داشته است،
روشهای محاسبات دقيق نجومی منجر به جوابهايي می شوند که از نظر انطباق بر تقويم های فعلی دقيق و بدون خطا می باشند. اما از نظر بررسی تاريخی و روايتي ممکن است اختلاف داشته باشد. اين اختلاف يکی از لحاظ سنديت تاريخی و روايتي است و ديگری اختلاف روشهای تعيين تقويم در گذشته و حال است. لذا هر گونه اختلاف بين محاسبات دقيق بر اساس روشهای فعلی و بررسی های تاريخی و روايتي امری طبيعی است اما اين اختلاف حدی دارد. از نظر بررسی های نجومی و اختلافات تقويم، حداکثر اختلاف نمی تواند از روز در نتايج محاسبات بيشتر باشد (3 روز برای اصلاح تقويم گريگوری در زمان صدر اسلام و 2 روز برای اصلاح تقويم قمری ناشی از هلالهای بحرانی . از طرفی تقويم هجری قمری بر مبنای رؤيت هلال پايه گذاری شده است. در نتيجه مشکلات زيادی برای محاسبة دقيق تبديل قمری به شمسی وجود دارد. زيرا دورة زمانی دقيقی برای هلالهای ماه نو وجود ندارد. از طرفی در گذشته رؤيت هلال با چشم مسلح امکان پذير نبوده است و با پيشرفت علم آنرا مبنای تعيين اول ماه قرار داده اند که خود اختلاف گذشته و حال را می رساند. در اين مقاله بررسی مسائل تاريخی وروايتی از اين موضوع آمده است.
هجرت پيامبر مبدأ تاريخ هجری قمری
1 ـ اول محرم سال اول قمری 9 و 31 دقيقه زمان مقارنه ماه با خورشيد 622/7/16 م ـ 28 تير سال 1 دوشنبه
2 ـ اول ربيع الاول سال اول 622/9/11 م ـ ساعت 4 و 25 دقيقه زمان مقارنه ماه با خورشيد شهريور سال 1 دوشنبه
مطابقت وقايع تاريخی قمری اسلام قبل از واقعة عاشورا با تقويم شمسی
ـ ازدواج امام علی وحضرت فاطمه 1 ذيحجه سال 2 ق ـ 624/5/25 م ـ جمعه 7 خرداد سال 3
ولادت امام حسن (ع) 15 رمضان سال 3 ق ـ 28/2/625 م ـ پنجشنبه 12 اسفند سال 3
- ولادت امام حسين (ع) سوم شعبان سال 4 ق ـ 626/1/8 م ـ چهارشنبه 21 دی سال 4
- ولادت حضرت زينب (س) 5 جمادی الاول سال 5 ق ـ 626/10/2 م ـ پنجشنبه 13 مهر 5
واقعة غديرخم 18 ذيحجه سال 10 ق ـ 632/3/16 م ـ دوشنبه 28 اسفند سال 10
رحلت پيامبر (ص) 28 صفر سال 11 ق ـ 632/5/25 م ـ دوشنبه 7 خرداد 11
ـ شهادت حضرت فاطمه (س) 13 جمادی الاول زمان مقارنه ماه با خورشيد 11 ق ـ 632/8/6 م ـ پنجشنبه 18 مرداد سال 11
ـ شهادت حضرت فاطمه (س) 3 جمادی الثانی سال 11 ق ـ 632/8/25 م ـ يکشنبه 6 شهريور سال 11
ـ ولادت حضرت ابوالفضل 4 شعبان سال 26 ق ـ 647/5/15 م ـ سه شنبه 28 ارديبهشت سال 26
ـ ولادت حضرت علی اکبر 11 شعبان سال 33 ق ـ 654/3/7 جمعه 19 اسفند سال 32
ولادت امام سجاد (ع) 5 شعبان سال 38 ق ـ 659/1/5 م ـ شنبه 18 دی سال 37
ـ شهادت حضرت علی(ع) 21 رمضان سال 40 ق ـ 661/1/29 م ـ جمعه 12 بهمن سال 39
ـ شهادت امام حسن (ع) 28 صفر سال 50 ق ـ 670/3/16 م ـ سه شنبه 9 فروردين سال 49
ـ ولادت امام باقر (ع) 1 رجب سال 57 ق ـ 677/5/9 م ـ شنبه 22 ارديبهشت سال 56
محاسبات نجومي روز عاشورا
همچنين محاسبات دقيق نجومی ديگر انجام شده است که پديده هاي نجومی برای محرم سال 61 و در مکانی با مختصات شهر کربلا در زير بدست آمده است :
- در اول محرم سال 61 فاصلة زمين تا خورشيد، دقيقا برابر با يک واحد نجومی بوده است (626/149 ميليون کيلومتر) و فاصلة کره ماه تا زمين در اوج خود يعنی 406000 کيلومتری قرار داشته است.
- ساعت 15 و 15 دقيقة بعد از ظهر روز تاسوعا (نهم محرم سال 61)، ماه از آزيموت 112 درجه در کربلا با فاز 77 درصد روشنايي طلوع می کند (يعنی از حدود موقعيت اردوگاه عمر بن سعد و حوالی شط فرات نسبت به ناظری در خيمگاه امام حسين (ع) ماه طلوع می کند). و 55 دقيقه بامداد عاشورا با فاز 81 درصد روشنايي، غروب می کند و آسمان کربلا کاملا تيره و تار می گردد.
- طلوع سياره زهره در روز عاشورا (10 محرم سال61) 3 ساعت قبل از طلوع خورشيد و دو ساعت بعد از غروب ماه در ساعت 3 بامداد اتفاق افتاده است.
- خورشيد ساعت 6 و 7 دقيقة صبح عاشورا از آزيموت 99 درجه (حدود شرق) در کربلا طلوع می کند. و در ساعت 17 و 30 دقيقه غروب آن در آزيموت 5/260 درجه (در پشت خيمگاه سوخته امام حسين ع) اتفاق می افتد.
- ماه در ساعت 12 ظهر روز اول محرم سال 61 وارد صورت فلکی عقرب می شود. و ساعت 18 روز سوم محرم با ورود ماه به صورت فلکی قوس، از صورت فلکی عقرب خارج می شود.
ماه از روز 6 تا 8 محرم در صورت فلکی جدی قرار دارد و سپس تا روز 12 محرم در صورت فلکی دلو قرار گرفته است.
- پديدة نجومی بسيار مهمی که اتفاق می افتد در روز 6 محرم می باشد. در ساعت حدود 18 ماه از فاصلة کمتر از 1 درجة جنوب سيارات نپتون و مشتری (که کنار يکديگر قرار دارند) عبور می کند.
- در ابتدای رمضان سال 60 قمری خورشيد می گيرد و در نيمة رمضان نيز ماه بطور کامل خسوف می کند.
ـ در ابتدای ربيع الاول سال 61 قمری خورشيد مي گيرد و در نيمة ربيع الاول نيز ماه بطور کامل خسوف می کند.
- بر اساس اين محاسبات، امام حسين(ع) در روز چهار شنبه بدنيا آمده اند و در روز چهار شنبه به شهادت رسيده اند.
مطابقت تاريخ قمری وقايع عاشورا با تقويم شمسی
ـ مرگ معاويه 15 رجب سال 60 ق ـ 680/4/21 م ـ شنبه 4 ارديبهشت سال 59
ـ حرکت امام حسين (ع) به مکه 28 رجب سال 60 ق ـ 680/5/4 م ـ جمعه 17 ارديبهشت سال 59
ـ ورود امام حسين (ع) به مکه 3 شعبان سال 60 ق ـ 680/8/5 م ـ سه شنبه 21 ارديبهشت سال 59
ـ اعزام مسلم بن عقيل به کوفه 15 رمضان 60 ق ـ 680/6/18 م ـ دوشنبه 31 خرداد سال 59
ـ ورود مسلم بن عقيل به کوفه 5 شوال سال 60 ق ـ 680/7/8 م ـ يکشنبه 20 تير سال 59
ـ حرکت امام حسين (ع) به کوفه 8 ذيحجه سال 60 ق ـ 680/9/8 م ـ شنبه 20 شهريور سال 59
ـ شهادت مسلم بن عقيل 9 ذيحجه 60 ق ـ 680/9/9 م ـ يکشنبه 21 شهريور سال 59
ـ به دار زدن ميثم تمار در کوفه 22 ذيحجه سال 60 ق ـ 680/9/22 م ـ شنبه 3 مهر سال 59
شروع سال 61 قمری اول محرم سال 61 ق ـ 680/10/1 م ـ دوشنبه 12 مهر سال 59
ـ ورود امام حسين (ع) به کربلا 2 محرم سال 61 ق ـ 68/10/2 م ـ سه شنبه 13 مهر سال 59
ـ ورود سپاه اِبن سعد به کربلا 3 محرم سال 61 ق ـ 680/10/3 م ـ چهارشنبه 14 مهر سال 59
ـ روز تاسوعا 9 محرم سال 61 ق ـ 680/10/9 م ـ سه شنبه 20 مهر سال 59
ـ عاشورا 10 محرم سال 61 ق ـ 680/10/10 م ـ چهارشنبه 21 مهر سال 59
ـ ورود کاروان اسيران به کوفه 12 محرم سال 61 ق ـ680/12/10 م ـ جمعه 23 مهر سال 59
ـ حرکت کاروان اسيران به شام 19 محرم سال 61 ق ـ 680/10/19 م ـ جمعه 30 مهر 59 ""
ـ ورود کاروان اسيران به شام 1 صفر سال 61 ق ـ 680/10/30 م ـ سه شنبه 11 آبان سال 59
ـ اربعين و روز ورود جابر به کربلا20 صفر سال 61 ق ـ 680/11/18 م ـ يکشنبه 30 آبان سال 59
ـ وفات حضرت زينب در شام 15 رجب سال 62 ق ـ 682/3/21 م ـ دوشنبه 14 فروردين سال 61
ـ قيام مختار ثقفی 14 ربيع الاخر سال 66 ق ـ 685/11/17 م ـ جمعه 29 آبان سال 64
---------------------------
منابع و مأخذ
- فرمولهای ستاره شناسی برای محاسبه ها : ترجمة محمود لايقی فيروزآبادی ، انتشارات آستان قدس رضوی 1368
- تقويم قدس : انتشارات بنياد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
- ماهنامة نجوم شماره های 84 تا 90 انتشارات شرکت زروان
- ستارگان و کيهان نوردی انتشارات دانشگاه تهران 1352
- نرم افزارهای نجومی Hp3planet ، HnSky و MoonCalculator6 و ...
- لوحهای فشردة منتهی الامال ، حليه المتقين و مفاتيح الجنان از بخش رايانه ای فرهنگستان قرآن کريم
كانون علمي فرهنگي حضرت وليعصر (عج) دهكويه
حق الناس از ديدگاه قرآن و روايات
( بخش دوم )
گفتم: يهودى! مرا رها كن، هلاك مى شوم. گفت: امكان ندارد، مگر آن كه دستم را به سينه ات بزنم تا مقدارى خنك شوم. گفتم: طاقت ندارم. گفت: پس بگذار سر انگشتم را به سينه ات بزنم. چون ديدم رهايم نمى كند، به ناچار موافقت كردم. انگشتش را به سينه ام زد و من از شدت سوزش، نعره زده و از خواب بيدار شدم. همسايه ها از صداى ناله ام بيدار شدند و سينه ى من در اثر حرارت انگشت يهودى زخم شد. در اين هنگام، آقاى حاج سيد على بالاى منبر، سينه ى خود را به مردم نشان داد و فرمود: اى مردم هفت سال از اين جريان گذشته است، ولى هنوز سينه ام زخم است! وقتى سخن به اين جا رسيد، عطار برخاست و رفت و هميان پول را آورد و به آقاى حاج سيد على داد و ايشان هم به من برگرداند.
2. حاج ميرزا على محدث زاده، پسر مرحوم حاج شيخ عباس قمى گفت: جلد سيزدهم كتاب بحارالانوار، به امانت نزد پدرم بود، بعد از فوت ايشان به وسيله ى برادرم محسن آقا به صاحبش رساندم. شب بعد خواب پدرم را ديدم، گوشم را گرفت و گفت: كتاب را دادى، چرا جلدش را شكستى؟ از خواب بيدار شدم، به محسن گفتم: كتاب كه سالم بود، مگر تو جلدش را شكستى؟ گفت:زمين كوچه گِل بود و من زمين خوردم، لذا گوشه ى جلد كتاب تا شد. كتاب را گرفته و صحافى كرده و پس داديم. پس از سه روز، طلبه اى به منزل ما آمد و گفت: ديشب آقاى حاج شيخ عباس را در خواب ديدم، گفت: برو به على بگو جلد كتاب را درست كردى، من آسوده شدم، خدا عاقبتت را به خير كند.
3. آيت الله العظمى مرعشى نجفى به بنده فرمود: پدرم آقا سيد محمود حكيم از دنيا رفت و چهارده سال او را در خواب نديدم. براى اين كه ايشان را در خواب ببينم، به حضرت سيدالشهدا عليه السلام متوسل شدم. همان شب ايشان را در خواب ديدم، به ايشان گفتم: چرا در اين مدت، به خواب من نيامديد؟ گفت: گرفتار بودم. گفتم: چرا؟ گفت: هفتصد دينار به مشهدى محمد يزدى ـ كه در نجف جنب مدرسه ى حكيم بقالى دارد ـ پول سركه شيره بدهكارم و از اين جهت در عذابم. اين قضيه، در زمان رضا شاه بود كه به هيچ نحو گذرنامه ى عتبات عاليات صادر نمى كردند. با زحماتى گذرنامه تهيه كرده و به نجف رفتم. پس از مدتى كه دنبال مشهدى محمد گشتم، معلوم شد چند نفر به اين اسم بوده اند كه غير از يك نفر، همه ى آنان مرده اند. به مغازه اش رفتم، ديدم پيرمرد فرتوتى است كه با وضع محقرى به كاسبى مشغول است. حالش مثل افراد ورشكسته بود، مقدار كمى برنج و نخود و لوبيا در ظرف هايى ريخته بود كه خاك روى آن ها را فراگرفته و به واسطه ى پيرى، خيلى عصبانى و ناراحت بود. سلام كردم، با عصبانيت جواب داد. گفتم: شما آقا سيد محمود حكيم را مى شناسى؟ با عصبانيت جواب داد: نه. گفتم: سيدى بود كه چهارده سال قبل در همين مدرسه ى نزديك دكان شما منزل داشت. گفت: يادم نمى آيد. گفتم: ايشان مقدارى به شما بدهكار است، دفترى داريد كه طلب شما در آن نوشته شده باشد؟ گفت: سيد مگر ديوانه شده اى! من تاجر نيستم تا دفتر داشته باشم. گفتم: اگر جنسى را به كسى نسيه بدهى، جايى مى نويسى؟ جواب داد: كاغذ پاره هايى بالاى تاقچه هست، برو ببين. رفتم، ديدم مقدار زيادى خاك رويش را فراگرفته است. به مدت دو ساعت، تمام كاغذها را بررسى كردم، يك مرتبه اسم پدرم را روى يكى از آن ها ديدم كه نوشته بود: آسيد محمود حكيم، سركه شيره هفتصد دينار. براى آن كه راضى شود، يك تومان به او دادم و از او رضايت خواستم و خوابى را كه ديده بودم و هم چنين اين جريان را به كسى نگفتم. پس از مراجعت به ايران، يكى از دوستان به من مراجعه كرد و گفت: پدرت را در خواب ديدم، به من گفت: به شهاب الدين بگو پول مشهدى محمد را دادى، من آزاد شدم.
4. مرحوم صدرا از علماى اراك، هشتاد سال قبل، از دنيا رفت. پسر ايشان گفت: پس از يك هفته پدرم را در خواب ديدم و پرسيدم: حال شما چه طور است؟ گفت: خوب است، ولى براى آن كه يك شاهى پول گل گاو زبان، به يِزْقِل يهودى ـ عطار سر كوچه ـ بدهكارم، سينه ام مى سوزد. به يزقل يهودى مراجعه كردم و گفتم: آيا پدرم به شما بدهكار است؟ گفت: دو هفته قبل يك شاهى از من گل گاو زبان خريد و پولش را نداد. بدهى پدر را دادم و اين جريان را به كسى نگفتم. پس از چند روز يكى از دوستان به من مراجعه كرد و گفت: ديشب پدرت را در خواب ديدم گفت: به احمد بگو پول يزقل را دادى، سينه ام راحت شد.
5. آقاى حاج حسين كرد احمدى در تاريخ 18/3/1355 به بنده گفت: دكتر نعيمى در خيابان رى مطب داشت و انسان خيرى بود. پس از مرگ ايشان را در خواب ديدم. گفت: ده هزار ريال پول صغيرى نزدم مانده و نداده ام، لذا در فشارم. جريان را به مادر و همسر مرحوم دكتر نعيمى گفتم. آن ها در نوشته هاى دكتر جست وجو كردند، چيزى نبود. پس از مدتى باز دكتر را در خواب ديدم، گفت: من مى توانستم اين مطلب را به مادر و همسرم بگويم، به شما گفتم، چون اميد داشتم انجام دهيد. اين بار به برادر آن مرحوم ـ كه او هم دكتر بود ـ مراجعه كردم. وى ابتدا خواست با وقت گذرانى، موضوع را به فراموشى بسپارد؛ ولى من گفتم: همين الآن بايد به منزل دكتر برويم و اين گم شده را پيدا كنيم، لذا به منزل مرحوم دكتر رفتيم. من يكى يكى كاغذها را كنار گذاشتم، تا گم شده را پيدا كنم. شايد پنجمين يا ششمين نامه بود كه به خط دكتر نوشته شده بود: اين ده هزار ريال، مال فلانى است. ده هزار ريال اسكناس را كه همراه نوشته بود برداشتم و به ولى صغير دادم. دكتر نعيمى شب بعد به خوابم آمد و گفت: پول صغير را دادى، آزاد شدم.
6. مرحوم حاج آقا رضا خراسانچى گفت: عموى من حاج على اكبر در اواخر عمر فلج شد و آب از دهانش مى ريخت و نمى توانست درست حرف بزند، به طورى كه حرف «ر» را «ل» مى گفت. روزى به من گفت: من فردا ميلَمْ. من فهميدم كه مى خواهد بگويد من فردا مى ميرم. ولى با خود گفتم شايد مى خواهد بگويد: من مى خواهم به مشهد بروم. گفتم: هوا سرد است، بهتر است به مشهد نرويد. گفت: نه، ميگم من ميلَمْ (يعنى مى ميرم). اين را گفت و فرداى آن روز مرد. رمضان باغبان، روزى به من مراجعه كرد و گفت: ديشب، حاج على اكبر را خواب ديدم كه در باغ وسيعى بود، حالش را پرسيدم، گفت: خيلى خوبم، ولى پنج ريال به نانواى نزديك منزل بدهكارم. بابت يك عدد نان، بيست تومانى به وى دادم، چون بقيه اش را نداشت بدهد، گفت: طلبم باشد. گفتم: من مى ميرم و ورثه ى من طلبت را نمى دهند. گفت: اشكال ندارد، فعلاً از جهت اين پنج ريال ناراحتم. آقاى خراسانچى گفت: نزد نانوا رفتم و به او گفتم: از حاج على اكبر چيزى طلبكارى؟ گفت: بله، يك نان خريد و به جاى 5 ريالى بيست تومانى داد، من پول خُرد نداشتم و گفتم: بماند. گفت: من مى ميرم و ورثه ام پول تو را نمى دهند. معلوم شد اين خواب، از رؤياهاى صادقه بوده است، پنج ريال به او دادم.
7. بنده در سفرى كه از قم به تهران مى آمدم، با مسافرى از اهالى كاشان هم صحبت شدم و سخن از بقاى روح شد. گفت: در اين حرف، جاى هيچ گونه ترديدى نيست. برادرم، به دل درد شديدى مبتلا شد و از دنيا رفت. بعد از دو سال او را در خواب ديدم و به او گفتم: برادر! چرا در اين مدت به خوابم نيامدى؟ گفت دو سال است گرفتارم. علتش را پرسيدم. گفت: روز آخر عمرم از فلان شخص و در فلان محل، خاكه ذغال خريدم و پنج ريال به او بدهكار شدم و فرصت نشد بدهى ام را پرداخت نمايم، لذا دو سال است گرفتار عذابم. اين پول را بدهيد تا آزاد شوم. صبح روز بعد، به محلى كه گفته بود رفتم و به صاحب دكان گفتم: آيا دو سال قبل شخصى به اين نام از شما خاكه ذغال خريد و پنج ريال بدهكار شد؟ .....
كانون علمي فرهنگي حضرت وليعصر (عج)
به ياد کيانوش جوکاري و حسين صفري
که هستي را در حيات کوتاهشان پربار نمودند .
در دهكويه چه خبر شده؟ چرا مردم لباس سياه پوشيده اند؟ چرا همه مي گريند؟ دفتر خاطراتم را ورق مي زنم. يکباره بدنم مي لرزد، اشک در چشمم و بغض در گلويم . مي بينم سالگرد کيانوش و حسين است، کاشکی نمی ديدم. من هنوز باورم نمي شود که تنها در فاصله ي يک ماه دو برادر از دست داده باشم. انگار همين ديروز مراسم تشييع جنازه ي آن دو عزيز بود که من از خود مي پرسيدم :
اين ابرهاي سوخته ي سوگوار تابوت آفتاب را به کجا مي برند؟
سلام کيانوش جان، سلام حسين جان. بي خبر گذاشتيد و رفتيد، بدون خداحافظي.
اگر کلام مولايم علي(ع) نبود که مي فرمايند :"ديريست که آهنگ الرحيل (کوچ) سر داده اند" و اگر آيه ي شريفه ي " انا لله و انا اليه راجعون" نبود، تحمل از دست دادن آن دو عزيز برايم غير ممکن مي شد. خوشا به حال آنان، به حال آنانکه کوله بار سفرشان را پُر بستند. خوشا به حال کيانوش عزيز که خادم حسين(ع) بود. حسيني که هدف از قيام خود را " امر به معروف و نهي از منکر و احياي سنت جدش رسول خدا " بيان فرمودند. هنوز به ياد دارم اولين برخوردم با آن عزيز را. کنار مسجد ابوطالب بود که فرمودند: در دهکويه مسجد زياد است، بچه مسجدي کم. بکوشيم فرهنگ رفتن به مسجد در روستا را گسترش دهيم. حالا مي دانم که کلامش کلام مولايمان حسين بود. باورکردن عزاداري ايام محرم آن هم بدون کيانوش چقدر دشوار است. راستي چقدر جاي خالي آن عزيز در هيئت احساس مي شود.
حسين جان بگذار صادقانه بگويم : به حالت غبطه مي خورم. به تو که خادم امام زمان بودي، به تو که با آن سن کم، با آن اندک پولي که کار کرده بودي، در کمک به راه اندازي واحد ورزشي کانون دريغ ننمودي. سخاوتت چه با برکت بود. خدايا در کار خلقتت سخت درمانده ام، که او با آن سن کم چه روح بزرگي داشت.
خدايا تو خود فرمودي : " فتبارک الله احسن الخالقين ". خدايا تو خود بهترين ها را به ما عطا فرمودي و چه زود از ما گرفتي. تازه داشتيم به با هم بودن عادت مي کرديم. گلايه اي ندارم چرا که همه چيز از آن توست. چرا که "تولد" را که پذيرا شديم "مرگ" را ناخواسته باورکرديم. کم کم باورم مي شود که :
هر گل که بيشتر به چمن مي دهد صفا
گلچين روزگار امانش نمي دهد
دوباره در مراسم سالگردشان سياه پوشيده ايم و روزمان سياه همچون شب شده است و کسي نبود در اين ايام که به من بگويد:
« اکنون ستاره ها نجواگران مرثيه ي عشق کيستند
و گاه عصر بر سر ديوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته چرا مي گريستند؟ »
دلم براي کوچه ي مسجد مي گيرد، آن دم که يادم مي آيد چگونه با عبورتان همه ي اجزاء خاکي، به خاک پايتان مي افتادند. دلم براي مسجد ابوالفضل مي گيرد، آن دم که جاي خاليتان در صف نماز، جاي خاليتان در جلسات کلاس قرآن و جاي خاليتان در جلسات شب هاي جمعه ي کانون مشاهده مي کند.گويا مسجد و بچه هاي هيئت و کانون به انتظارتان نشسته اند.
حال عجيبي است، دلم پر ز درد، چشمم غرق اشک، شانه هايم زير بار مصيبتتان خم شده است. بار غمتان سنگين است. آنقدر سنگين که دلم نمي خواهد باورش کنم:
دلم گرفته ست پرم از تنهايي
ياد آن يار سفر کرده مرا مي شکند
حسين جان، از ميان سوالات بيشمار بي جواب درون ذهنم، نمي دانم چرا يک سوال را هرگز نمي توانم فراموش کنم، عزيزم کاشکي جواب سوالم را مي دادي. راستي چرا چند وقت قبل از فوتت روي ديوار با زغال نوشتي : " الهي العفو" ؟ نکند مي دانستي؟ نکند مي دانستي و مي خواستي بدون خداحافظي مرا تنها بگذاري؟ نکند اين دنيا برايت کوچک بود؟ نکند ....؟
حالا کارم شده انتظار، کارم شده شمردن روزهاي هفته، تا رسيدن به پنج شنبه و خواندن حمد و سوره.
حالا ديگر شمع تولدتان را باد فوت مي کند بر سر سنگ.
حالا نبودنتان را باور خواهم کرد چرا که حضورتان ميسر نيست اما در يادم به يادتان مرگ را فراموش می کنم تا همواره جاودان باشيد. جاودانگي ارزاني شما باد که شايسته اش بوديد و به گمانم تا نسل ها مردم شما را جستجو خواهند کرد و شما را ساليان سال خواهند خواند.
و شما رفتيد، شما که دلخوشي خانواده و اقوام و کانون و هيئت بوديد، ياور روزهاي سخت، تکيه گاه مطمئن بچه ها، باعث افتخار روستا و ... .
حالا مي بينمتان، حالا مي بينمتان که در هفتمين طبقه ي آسمان ها از اين درد لعنتي راحت شده ايد. شک ندارم که داريد مي خنديد. مي خنديد شايد به من که دوره مي کنم روز را و شب را.... هنوز را.
خداحافظ تو اي همپاي شب هاي غزل خواني
كانون علمي فرهنگي حضرت وليعصر (عج)
بهار بي تو
به ياد شادروان سيد صبغت الله تبيان
كم كم به بهار نزديك مي شويم ، بهار زيبا و پر شكوفه ، اما نه براي ما
تو بودي ، بهار بود و عشق بود و اميد
تو رفتي و بهار هم گذشت و هر چه بود گذشت
ما بدون تو بهار را نمي فهميم . بدون تو زيبايي و طراوت يك گل را حس نمي كنيم . آري به بهار نزديك مي شويم ، بهار دل انگيز و شاد براي همه و بهاري پوچ و بي معني براي ما . بهار بي تو بودن را چگونه تجربه كنيم.
ما تو را آنچه بودي باورت كرديم . گفتي زندگي لطيف تر از گلبرگ هاي سرخ هستند . به مانند امواج نيلگون ، به زلالي چشمه قلب هاي پاك ، شايد به هوس در اوج يك سكوت . اما هر چه هست زيباست .هر چه گفتي باورت كرديم ، اما رفتنت را باور نداشتيم . باور نكرديم كه مي روي و تنهايمان مي گذاري . اما تو رفتي با حرف هايت ، با نگاه هايت ، با آن همه مهرباني هايت . آري چه سخت است بي تو بودن ، بي تو رفتن .باور نكرديم تنهايمان مي گذاري ، تنهاي تنها .
امير منفرد

کمبود امکانات درماني و بهداشتي
در روستاهاي لارستان
ايرنا : مسوولان در لارستان ، کمبود امکانات بهداشتي و درماني، نبود امکانات در برخي روستاها و مناطق را در محروميت مضاعف شهرستان اثر گذار مي دانند.
مسوولان لارستان معتقدند : با ايجاد امکانات بهداشتي و درماني در روستاهاي دور افتاده و مناطقي که با مرکز شهرستان فاصله زيادي دارند ، ارائه خدمات بهينه به مردم، محروميت زدايي ، جلوگيري از مهاجرت هاي بي رويه و ارتقاء سطح زندگي مردم آسانتر انجام مي شود.
بخشدار مرکزي لارستان گفت: برخي روستاهاي اين شهرستان از هر لحاظ بار محروميت را به دوش مي کشند و کمبود امکانات اوليه در آنها مشکل ساز است.
جناب آقاي عليرضا ضيايي افزود: اغلب روستاهاي بخش مرکزي فاقد پزشک هستند و بايد براي دسترسي به امکانات درماني به درمانگاه شهر لطيفي در 150 کيلومتري خود مراجعه کنند.
وي ادامه داد: بسياري از روستاها از نبود امکانات بهداشتي و درماني در رنج هستند و مسوولان بايد به اين مهم توجه بيشتري کنند.
وي اضافه کرد: نبود پزشک در روستاها عملا" بهره گيري روستاييان از بيمه روستايي را غير عملي ساخته و مردم در اين زمينه مشکلات زيادي دارند.
امام جمعه موقت لارحجت الاسلام محمد لطفي گفت: عليرغم اينکه مسوولان براي رفع مشکلات در تلاشند، اما محروميت و مسايل ناشي از آن از گذشته در اين منطقه به جاي مانده است.
حجت الاسلام محمد لطفي افزود: برخي روستاها از جمله درز و سايبان بسيار محروم و فاقد امکانات بهداشتي و درماني هستند و در صورت بروز مشکل براي مردم ، تا بخواهند خودشان را به مرکز درماني جاهاي ديگر برسانند ، مسايل ديگري پيدا مي کنند.
وي اضافه کرد: فقر اقتصادي مردم مانع از آن است تا بتوانند با مشارکتهاي مردمي امکانات را به روستاهاي خود بکشانند و اين مهم بايد مورد توجه دولت قرار گيرد.
رييس شبکه بهداشت و درمان لارستان گفت: علي رغم قدمت و وسعت شهرستان لارستان اين منطقه توسعه چنداني نيافته است.
دکتر علي عليزاده افزود: در مراکز روستايي و درماني اين شهرستان 25 پزشک و 23 ماما مستقر هستند که به تعبيري به ازاي هر چهار هزار نفر يک پزشک و به ازاي هر شش هزار نفر يک ماما در اين شهرستان فعالند.
وي ادامه داد: در اين شهرستان سه بيمارستان با 300 تخت فعال ، 30 پزشک متخصص ، 15 مرکز بهداشتي و درماني و 65 خانه بهداشت خدمات بهداشتي و درماني را به مردم ارائه مي دهند.
وي اضافه کرد: نيازهاي بخش بهداشت و درمان روستاها بيش از توانمندي هاي موجود است و اين مهم نياز به توجه جدي دارد.
وي اضافه کرد: روستاهاي دور دست نياز به تامين پزشک و کاردانهاي متخصص دارند تا بتوان خدمات بهتر و به موقع به مردم ارائه داد.
وي بيان داشت: خانه هاي بهداشت روستايي شهرستان نياز به تجهيزات و امکانات دارد که بايد از سوي دانشگاه علوم پزشکي شيراز تامين شود.
عليزاده گفت: کمبود آمبولانس در اين شهرستان مانع از ارائه خدمات بهينه درماني به مردم بخش ها و روستاهايي است که امکانات درماني کمتري دارند. وي اظهار داشت : کمبود پزشکان متخصص در شهرهاي اين شهرستان يکي از معضلات پيش روست که بايد مورد توجه مسوولان قرار گيرد.
رييس شبکه بهداشت و درمان لارستان خاطر نشان کرد: جهت جذب پزشکان متخصص و خدمات بهينه بهداشتي و درماني ، بيمارستان ها و مراکز بهداشتي و درماني هيئت امنايي اداره مي شوند تا با کمک مردم بتوان در رفع مشکلات گام اساسي برداشت.
وي اضافه کرد: کمبود اعتبارات بهداشتي و درماني يکي از مشکلات اين مجموعه است که دولت بايد جهت ارائه خدمات بهتر ، بودجه ها را ترميم کند.
دکتر عليزاده گفت: واقعي نبودن تعرفه ها بيمارستان ها را با بدهکاريهاي بالا مواجه کرده و اين مهم نشان از عدم موفقيت طرح خودگرداني بيمارستان ها دارد و تامل مسوولان را مي طلبد.
وي بيان کرد: فرسودگي بيمارستانها و نياز به بازسازي ، نوسازي و تهيه تجهيزات جديد ، مشکلات بخش بهداشت و درمان را مضاعف کرده است.
فرماندار لارستان گفت: لارستان بدليل وسعت شهرستان و محروميت روستاها نياز به توجه ويژه در بخش هاي مختلف دارد.
جناب آقاي منصور محتاجي افزود: مسوولان جهت ارائه خدمات بهينه بهداشتي و درماني تلاشهاي بسياري کرده اند و با ايجاد زير ساخت هايي در اين زمينه در جهت محرومجهت زدايي در منطقه تلاش مي شود.
وي ادامه داد: در مصوبات سفرهاي استاني دولت شش واحد خانه پزشک در لار ، چهار واحد در گراش ، سه واحد در بيرم و پنج واحد در اوز به تصويب رسيده است.
وي اضافه کرد: سه واحد با 95 درصد پيشرفت فيزيکي و سه واحد با 50 درصد پيشرفت فيزيکي در لار وسه واحد در بيرم با 25 درصد پيشرفت فيزيکي ، چهار واحد با 95 درصد پيشرفت فيزيکي در اوز ، دو واحد با 95 درصد و دو واحد ديگر با 90 درصد پيشرفت در گراش در حال اجراست.
وي بيان داشت: احداث يک باب خانه بهداشت و احداث يک باب پايگاه اورژانس در خور از ديگر مصوبات اين سفرها بود که بدليل عدم تامين اعتبار اجرايي نشده است.
محتاجي گفت: تعمير بيمارستان امام رضا (ع) که از ديگر مصوبات بود نيز تامين اعتبار شده است.
وي اظهار کرد: تهيه يک دستگاه آمبولانس براي مرکز بهداشتي بنارويه لار نيز از مصوبات سفر مقام معظم رهبري بود که خريداري شده و در اختيار آن مرکز قرار گرفته است .
برگي از دفتر خاطرات
معلم شهيد مهندس ماشاء الله صفري
( بخش چهارم )
... اجازه بدهيد از خصوصيات محل كمي بيشتر بگويم . اطراف چادرها را خاكريزهاي مرتفعي فراگرفته تا مانع ديد دشمن و احتمالا رسيدن گلوله توپ هاي دوربردش باشد . گرچه آنطور كه مي گويند فاصله مان تا دشمن حدود سي كيلومتر است ، ولي رعايت نكات ايمني لازم است و عدم اطاعت از دستور فرماندهي ، نافرماني از امام است . هيچ فرقي نمي كند . اول اطاعت از خدا و پيامبر و امامان و سپس امام امت و به همين ترتيب حفظ سلسله مراتب تا به فرماندهي دسته برسد . همه و همه يكي است و لازم الاجراست .
فاصله محل آموزشي تا مقر تيپ كه محل كليه ستادها و واحدهاي تيپ مي باشد در حدود نيم كيلومتر است و جايگاه ضلع شرقي مقر واقع شده است . تاكيد مي كنند بر رعايت نظم و انضباط ، اصلي كه براي هر موجودي به ويژه انسان در زندگي لازم است و بدون آن كاري از پيش برده نمي شود . دعوت به همكاري به برداران مسوول آموزش و ديگر واحدها ، كه اگر در بين نباشد تمام بارها بر زمين خواهد ماند . رعايت بهداشت و پاكيزگي كه اگر كثيف باشد ، به دست خود دعوت نامه اي براي پشه ها و مگس ها اين ناقلان ميكروب و بيماري فرستاده ايد . زباله ها بايد در گودال هايي كه بدين منظور در نظر گرفته شده ريخته شود . در مصرف صرفه جويي كنيد و از اسراق بپرهيزيد « كلوا واشربوا ولا تسرفوا » بخوريد و بياشاميد و.لي اسراف نكنيد.
پس از گفت و شنود و دادن پند و اندرزهاي لازم با اين جمله كه امروز به خاطر خستگي راه از مراسم نرمش و صبحگاهي معاف هستيد و روزهاي بايد بعد از نماز همه به خط شده باشند و مراسم برقرار باشد ، به سخنان خود پايان مي دهند .
محوطه را تقسيم بندي مي كنند و در هر قسمتي گروهاني موظف به تميز كردن محيط مي شود . پس از تميز مردن محوطه بچه ها به چادر ها آمده و استراحت مي كنند . تازه كار ما كه مسوول پرسنلي گردان هستيم شروع مي شود . مسوول پرسنلي تيپ مي آيد و آمار بچه ها را مي خواهد ، كه بايد حتما تا ظهر آماده باشد . به ياري خداوند شروع مي كنم . خلاصه كار امروزمان نوشتن اسامي برادران و تهيه تداركات و وسايل مربوط به آن ها مي باشد .
به اميد اين كه خداوند توفيق قدم نهادن در راهش و پايداري و استقامت در آن به يكايك ما عنايت بفرمايد ، روز را به شب مي رسانم و تنها اميدم اين است كه اداي وظيفه كوچكم مورد قبول درگاهش قرار گيرد و از تقصيرات و گناهان ما درگذرد . آمين يا رب العالمين
61/6/13 :
دومين صبح اقامت در مقر تيپ امام سجاد (ع) و چادرهاي آموزشي با ذكر نماز و دعا و نيايش شروع مي شود . ديشب دشمن از خوف حمله رزمندگان يك لحظه از پرتاب منور كوتاهي نكرد و صداي خمپاره هايش يك لحطه قطع نگرديد . خداوند ترس و عذابشان را زياد كند . امروز هم به خاطر اينكه جمعه است از مراسم نرمش صبحگاهي خبري نيست و تنبل ها هنوز تا طلوع آفتاب به خواب خوش فرورفته اند . بعد از صرف صبحانه و انجام كارهاي شخصي به طرف مقر تيپ به راه افتاديم ، با برداران « بردبار » و قاصدي ، از آنجا به طرف تداركات ، ولي در تداركات بسته بود . مي خواستيم سيگار بگيريم و كفش قاصدي كه به پايش كوچك بود تعويض نماييم . از چند نفري كه آنجا بودند خواستيم كه در را باز كنند و كارمان را راه بيندازند ولي زير بار مسووليت نرفتند . چند لحظه اي در سايه كانتينر نشستيم . از آنجا به طرف جايگاه موتوري تيپ به راه افتاديم ، مي خواستيم برادر محمودي كه راننده گردان خودمان بود و به قسمت موتوري رفته بود ملاقات كنيم . بين راه با همديگر برخورد كرديم ، به طرف تعميرات مي رفت تا سركشي كند به موتوري كه گرفته بود و احتياج به تعمير داشت . گرچه همه مخلصانه كارها را انجام مي دهند ، ولي خودت باشي و كمك كني بهتر است . موتوري كه گرفته شده ايفايي متعلق به عراقي ها بود . راستي تمام وسايل و ادوات سنگيني كه در اينجا هست به جز موتورسيكلت و تويوتاها رزمندگان از عراقي ها به غنيمت گرفته اند . تانك هاي عراقي را مي بينم كه سربزير تسليم رزمندگان شده اند و در گوشه اي از مقر كز كرده و احساس شرمندگي مي كنند .
خلاصه برادر محمودي ما را به سنگر خودشان كه چند قدمي جلوتر بود راهنمايي مي كند و خودش به طرف تعميرات مي رود . برادر شمس و يكي دوتا راننده كه با اسم آن ها آشنايي نداشتم در آنجا بودند سنگر جادار و سقف بلند بود . كف آن از پتو فرش شده و تميز به نظر مي رسيد . مثل اين كه تازه جارو زده بودند . بايد نظافت را رعايت كرد چون جزء ايمان است . پس از احوال پرسي و گفتگو با برادر شمس هم از موتوري كه گرفته بود صحبت مي كرد . مال او هم ايفاي عراقي و نيازمند تعمير بود . برادر ديگري هندوانه كشيده اي كه در حدود ده كيلو به نظر مي آمد جلو آورد و با كاردي بزرگ به جانش افتاد . سرخي هندوانه دليل رسايي آن بود . شروع به خوردن كرديم . آنقدر سرد بود كه در وهله اول خوردنش مشكل بود ، ولي بعد برايمان عادت شد . پنج نفر بوديم كه با فشار و اصرار موفق به تمام كردن نصفي از هندوانه شديم و نصف ديگرش روانه يخداني شد . هندوانه تمام شده بود كه برادر محمودي آمدند ، شانس از شكم ندارند ! برادر ديگر راننده از خطراتي كه براي راننده پيش مي آيد مي گفت و از به خطر افتادن خودش تعريف مي كرد : كه يك بار از خاكريزهاي خط دوم رد شده و به خط مقدم رسيده بودم . جايي كه نبايد بروم ، چون در ديد مستقيم عراقي ها بودم . خلاصه خمپاره بود كه اطراف ما به زمين مي خورد ، ولي به لطف خداوند به ما اصابت نكرد . من داشتم تخته مي زدم . به خيال اينكه مهمات بار مي كنم . اول چيزي نگفتند ولي به محض حركت شروع كردن تا به خيال خود ماشين مهمات را يكجا به آتش بكشند ولي كور خوانده اند .
به هر نحوي بود خودم را از منطقه خطر دور كردم . وقتي به بچه ها رسيدم گفتند : شما اشتباه رفته ايد و شانس آوردي . هر چه خدا بخواهد همان مي شود .برادر محمودي مي گويد كه مي خواهم بروم آبادان براي نماز جمعه . ساعت تقريبا 10 صبح بود . به شمس هم تعارف مي كند . از راننده اي كه قديمي بود پرسيدم ما را هم به نمازجمعه مي برند ؟ گفتند : همه را مي برند . ما هم با برادران خداحافظي كرديم و سريع به طرف جايگاه باز گشتيم به اين اميد كه مي خواهيم به نماز جمعه اين فريضه عبادي و سياسي كه دشمن را عزادار مي كند برويم . ولي مثل اين كه پيش بيني هاي لازم نشده بود ، تنها يك ماشين كمپرسي بود كه آن هم بچه ها مثل خوشه انگور آويزانش بودند . درست نبود كه يك عده بروند و بقيه محروم بمانند . معاون فرمانده برادر محمد مكو كه اهل بوشهر و آدم ساكت و متيني است ، از كازرون اين سمت را داشته اند و از آنجا با هم آشنايي پيدا كرده ايم صلاح مي دانند كه افراد
سواره پياده شوند تا جاي گله نباشد . عده اي پايين مي آيند و بعضي لج بازي مي كنند ، گويا هنوز به درستي توجيه نشده اند كه اطاعت از فرمانده واجب است . قاصدي اَرَدي مسوول تداركات گردان ديگر از همه سمج تر بود . به بالاي ماشين رفتم و با شوخي و اصرار او را پايين آوردم . بالاخره همه قانع شدند و راننده را به حال خود گذاشتند تا به كارهاي ديگر برسد .
راستي ناگهان صدايي شنيديم . جلو ماشين رفتم ، ديدم كه حسين بي كس است . قبلا كازرون با هم بوديم . آن ها دوره بيسيم چي را گذراندند و زودتر اعزام شده اند . بچه با معرفتي است . سر و روي همديگر را بوسه زديم و از حال بقيه دوستان جويا شديم . فاصله احوالپرسي و خداحافظي زياد نبود . آن ها به طرف مقر حركت كردند و ما هم به سوي چادر ها . نزديك ظهر بود . خوب شد كه نرفتيم وگرنه به نماز جمعه هم نمي رسيديم . ناهار آماده بود . طبق معمول جلو چادر تداركات برادران مسوول تداركات گروهان ها جمعند . خداداد جرگه مسوول تداركات گردان يك جهرمي است و هيكل درشتي دارد و خيلي شوخ است و مخلصانه خدمت مي كند ، دُرعلي رحيمي كه بچه فساست ، احوال پرسي گرمي مي كند . عده اي به عنوان كمكي و بعضي هم بيكاره جلو چادر تداركات منتظر گرفتن غذاي بچه ها و انجام وظيفه بودند . تقسيم نان خيلي راحت است چون نان ماشيني كارتني است . تقسيم غذا كمي مشكل تر . برادر قاصدي مقسم غذاست كه طي اين مدت تجربه كافي را به دست آورده و مواظب است كه حق كسي را به ديگري ندهد .
هواي چادر در اثر بخار ديگ ها دم كرده است و عرق از سر و روي افراد مي ريزد ولي با چپيه خود مانع ورود آن به ديگ مي شوند . همه به حق خود رسيده و به طرف گروهان مي روند تا بين مسوول دسته گروهان ها تقسيم كنند و از آنجا به افراد برسد. جلو چادر خلوت شد . پس از كمي راه آمدن باد شروع به وزيدن نمود گرچه آتش باد است ولي باز هم بهتر است . كاسه خودمان هم جلو مي آوريم و مشغول خوردن ناهار مي شويم . هوا خيلي گرم است . خوردن آب يخ مي چسبد . از بس آب خورده ايم اشتها نداريم . بعد از خوردن غذا ليواني شربت به ليمو هم چاشني اش مي كنيم تا در هضم كمكي كرده باشد.
مي خواستيم كمي بخوابيم ، ولي مگر مي شود در اين هواي گرم خوابيد. ديدم منوچهر قاصدي بلند شد و به چادر بردبار ( حاجي بردبار) و بچه هاي شرفويه رفت و چند لحظه اي بعد برگشت و سوال طناب مي كند . نفهميدم جريان چيست ، تا اين كه پس از ربع ساعت بعد ديدم قهقهه مي زند و به طرف چادر مي آيد . باز هم علت را نفهميدم . با هم به چادر بچه ها رفتيم . صحنه خيلي خنده آور بود . از خنده روده بر شديم . بچه ها همه خواب بودند و بي انصاف قاصدي موقعيت را غنيمت شمرده بود و همه آن ها را با طناب به همديگر بسته بود . براي بعضي هم كه طناب چادر كم آورده بود تمام پوتين ها را به هم بسته و به طرف آويزان كرده بود ، بدون اين كه بيدار شوند . ناگهان برپا مي زند ، همه از خواب پريده و مي خواهند بلند شوند غافل از اين كه دمشان گير است . آن ها هم به كمك ما مي آيند و صداي خنده چادرهاي اطراف را هم با خبر مي كند . حالا يكي يكي با دست خودشان همديگر را باز مي كنند . اين هم يكي از شيرين كاري هاي قاصدي است كه هميشه از اين شوخي ها مي كند و كسي حرفش و عملش را به دل نمي گيرد ، چون بي غرض است و اين گونه اعمالش فقط به خاطر شاد بودن روحيه بچه هاست ، مثل خود بنده و كساني كه با او يكجا هستند و يا در خيمه هاي مجاور هيچگاه دلشان تنگ نمي شود . اينجا محيطي است كه هيچكس دلتنگ نيست .
هوا داشت كمك كم خنك مي شد گفتيم برويم گشتي بزنيم . با حاجي و منوچهر به طرف مقر رفتيم . دوربين عكاسي هم برداشتيم . رفتيم پشت ضد هوايي در حين عمليات و روي تانك ها عكس گرفتيم كه اگر شهيد شويم يا با پيروزي برگرديم در هر دو حال به عنوان يادگاري است و نمايشي از جبهه است براي آن هايي كه در شوق و حال آن بي تابي مي كنند ولي اين توفيق نصيبشان نمي شود و سندي خواهد بود بر جانبازي ها و فداكاري هاي رزمندگان جان بر كف كه چگونه مشتاقانه از جان خود مي گذرند و در راه وصال معشوق جان مي بازند . پس از اين كه تعدادي عكس گرفتيم به طرف چادرها آمديم . هوا كم كم تاريك مي شد ، آماده نماز شديم . پيش نماز شخصي روحاني با صورتي روشن بود كه لحني گيرا داشت . پس از اقامه نماز مغرب مقداري برايمان صحبت كرد و پس از نماز نوبت شكممان رسيد كه نمي شود از دستش گريزان بود و به هر حال بايد راضي اش كرد .
پس از صرف شام تا پاسي از شب پشت چادرها نشتيم . بچه هاي جهرمي هم آمده بودند ، هر كدام از دري سخن مي گفتند . تمام حرف ها با توجه با اخلاق اسلامي و در جهت سازندگي بود . قاصدي خوش مزه هم داستاني گفت و آخر شبي بچه ها از خنده دلي از عزا در آوردند و با روحيه اي شاد به مقر رفتند . به اميد ديدن خواب هاي خوش .
61/6/14 :
پس از دو روز استراحت و نرفتن به مراسم صبحگاهي امروز ديگر بچه ها نمي توانند در بروند . بعد از نماز صبح معاون فرمانده گردان برادر رستگار سريع به جايگاه مي آيد .
5 صبح است ، شب گذشته سفارش داده بود كه سر ساعت 5 كه مي آيم بايد همه به خط شده و آمار نيز گرفته شده باشد ، ولي موقعي كه آمد نه درست به خط شده بودند و نه آمار گرفته شده بود كه روز اول بود بخشيدند ولي تذكر دادند ثانيه ها در اينجا بايد حساب شده باشند و آن موقعي كه اعلام شد كار مربوطه انجام گيرد . ممكن است اعلام كنند كه در عرض 5 دقيقه آماده شويد ، عراق پاتك زده است و نياز شديد به نيروي پشتيبان داريم ، بنابراين بايد وقت شناس بود و موقعيت حساس را درك نمود . خلاصه با مربي برادر تبرزه براي نرمش صبحگاهي با صفوف منظم به طرف ميدان حركت كرديم . پس از عبور از خاكريزهاي در نظر گرفته شده به محوطه بازي رسيديم كه با دو آرام ادامه داديم .
پس از طي مسافتي ناگهان موتور هوندا سواري نظر بچه ها را جلب مي كند كه به طرف ما مي آيد و برادر تبرزه را فرا مي خواند . او هم فرمان ايست مي دهد . بچه ها به زمين ميخكوب مي شوند و پاي را مي چسبانند فرمان ، فرمان فرمانده است و عدم اطاعت آن نافرماني از امام است. برادر ها به مهدي و موتور سوار خيره مي شوند و منتظر هستند . پس از پاره اي صحبت ، ناگهان برادر تبرزه .....ادامه دارد
حضور خلوت
مجموعه شعر
شاعران معاصر لارستان
جلد اول
به اهتمام كرامت الله تقوي
ناشر : انتشارات همسايه ـ1383
اين كتاب دربرگيرنده اشعار ارسالي شاعران معاصر لارستاني طي مدت يك سال براي ماهنامه « پيام جويم » نشريه داخلي انجمن شاعران ونويسندگان جويم است كه به كوشش جناب آقاي كرامت الله تقوي به صورت كتاب منتشر شده است .
شعري از آيت الله العظمي سيد عبدالعلي آيت الهي از آغازين اشعار اين مجموعه
يكه تاز حسن
اگرم به چنگ آيد ز نگار تار مويي
فكنم ز دست چنگ و بكشم به سر سبويي
مي ناب را بنوشم ، ز سبوي وصل دلبر
بگذارد ار زمانه ، برسم به آرزويي
چه كنم كه عمر بگذشت و مرا نگشت حاصل
كه فدا كنم سر و جان به هواي مشكبويي
بگذار روزگارا ، كه پس از گذشت عمري
دو سه بوسه اي ستانم ، ز لبش كنار جويي
من سالخورده مستم ، كه به هيچ دل نبستم
چه كنم اگر نبوسم ، لب لعل ماهرويي
نه من و توييم تنها ، كه ز نيم دم ز عشقش
همه جاست ساز و سوزي و ز عشق گفتگويي
همه در نواي تسبيح و زبان به حمد گويا
همه در خروش توحيد و زنند هاي و هويي
تو به حسن يكه تازي ، به كنال سرفرازي
همه ناز و بي نيازي ، همه لطف و نيك خويي
به جمال هر جميلي ، دل و ديده روبرو شد
به رخت قسم نديدم ، به جز از تو روبرويي
ز نواي عشق پاكت برسد به عاشقانت
نفس حيات بخشي كه بر آيد از گلويي
به سراغ مي فروشي ، كه زند شراره بر دل
ره رهروان بپوييم و كنيم جستجويي
چه خوش آن كه از سعادت ، برسم به مغ سرايي
ز مغان و مغ پرستان ، به كف آرم آبرويي
مگر از ره عنايت ، نظر افكنند بر من
شرري زنند بر جان و كنند رُفت ورويي
ز شراب ناب وحدت ، كه رهاندم ز كثرت
دل تيره رنگ ما را ، بدهند شستشويي
به رهت فتاده ام من ، چه شود كه « موسوي » را
قدمي نهي به چشمش ز كرم چو خاك كويي
نذر دلتنگي هاي حضرت زهرا (س)
شب ، سكوت است و بازتاب ، آسمان بيابان است
گرگ در كوچه من مي وزد امشب ، باز تنهايي ات پريشان است
دست هايت پرنده زخم است در فضاي كدورتي سربي
در نگاهت ستاره اي پنهان ، پشت اعماق درد سوزان است
هفت پشت فرشتگان لرزيد از صداي شكستن بالت
بازوان نحيفت اي بانو ! تكيه گاه عصاي ايمان است
پشت احساس گرم نخلستان بوي مردي غريب مي آيد
عطر زخم شقيقه اش گويي ، بوي تاريخ رنج انسان است
كوفه ي بي وفايي را با شكوه شكسته تاب آورد
با سكوتي كه در مناجاتش حزن داودي نيستان است
صادق رحماني از گراش
عشق ديدن
به نور ديدگان يار مستم
به عشق ديدن دلدار مستم
چشيدم از لب نابش شرابي
كنون از خنده اش بسيار مستم
***
چشمي نمانده
نه چشمي مانده تا بينم جمالت
نه اشكي مانده تا ريزم خيالت
نه شوقي مانده همچون شوق دلدار
نه عمري مانده تا گويم كمالت
بهروز سارباني از جويم
لارستان
اهل لارستانم
آشنا با بركه ، همنشين گرما
مونس و همدم تابستانم
روزگاريست كه از آن دورم
و در اين جنگل سرد و برهوت
نغمه ناجورم
و به تعبير دگر ، وصله ناجورم
اهل لارستانم
شهر من با گل و خشت
الفتي دارد با وسعت خاك
خفته در سايه نخل
هرم خورشيد ، به كف دارد تيغ
روبرويش گز سرسبز و كنار
اهل لارستانم
بركه ، باران خدا نوشش باد
تشنگي سخت فراموشش باد
يك جهان عشق در آغوشش باد
دكتر سيد منصور كشفي
رفـاقـت بـا سـنـگ !
( محمود برزين )
مادري به همراه پسرش در خانه اي محقر در فلسطين زندگي مي كردند . روزي پسر با چشم هاي مظلومانه اش به مادر گفت : اي مادر ! پس چرا پدر از مسافرت بر نمي گردد ؟ مادر گفت : پسرم ! هم اينك وقت آن است كه واقعيت را به تو بگويم ... و مادر اينچنين گفت : پدرت نزد خدا در بهشت است . او زماني كه تو يك سال بيش نداشتي شهيد شد و تو تنها يادگار او براي من هستي .
پسر كه گوشه چشمش قطره اشكي نشسته بود گفت : چه شد كه او شهيد شد ؟ چگونه ؟ مادر گفت : اين داستان را فقط من مي دانم و بس ، پس تو سكوت كن و گوش كن ... مادر به پسرش اينچنين داستان را گفت : روزگار كه فلسطين آماج حملات مغرضانه و خصمانه اسرائيلي ها بود ، پدرت يكي از معدود كساني بود كه از ترس جانش خود را در خانه پنهان مي كرد و حاضر نبود همپاي ديگر فلسطيني ها بجنگد . تا روزي كه ديدم در كنجي نشسته و كتابي در دست دارد و سر شرم به پايين افكنده و قطره هاي اشكش در چشمانش موج مي زد . به او گفتم : « ياسر » چه شده است ؟ گفت : چيزي نيست مي خواهم بروم و همپاي ديگران بجنگم و آن ها را از خاكم بيرون سازم . به پدرت گفتم چه شده كه حالا دست از جان شسته اي و شيداي خاك مملكتت شده اي ؟ گفت : بگير ، اين داستان را بخوان كه نوشته يك نويسنده ايراني است . من هم كتاب را از دست پدرت برداشتم و كتاب را خواندم كه داستان كوتاهش اينچنين بود :
سنگ بزرگي هستم در يكي از كوچه پس كوچه هاي فلسطين . ذره اي از خاك وطنم هستم . خاك خونبارم فلسطين . مي خواهم با دشمنان بجنگم ، اما نمي توانم به آن ها صدمه وارد كنم و اينك شرمنده خاك پاكم هستم . چرا من دست و پايي ندارم تا به سوي اسرائيلي ها و دشمنانم حمله ور شوم . اين قدر سنگينم كه توان حركت را ندارم . كوچكترين كاري كه از من بر مي آيد اين است كه سپر بلاي جوانان و نوجوانان در برابر تيرهاي فلزي دشمن شوم و سنگري محكم براي آنان باشم. و در آن لحظه كودكاني كه بر پشت من سنگر مي گيرند و سنگها را به دست مي گيرند ، خدا را شاكرم كه با سنگر بودن براي آن ها ذره اي از وطيفه ام را انجام مي دهم . ولي همين كه جواني به شهادت مي رسد ، تمام دنيايم را اندوه مي گرفت و آرزويم اين بود كه خدايا ! مرا تواني ده تا انتقام خون آنان را بگيرم و دشمنان قسم خورده ام را از خاك وطنم بيرون سازم . اما چگونه ؟
... تا روزي كه هواپيماهاي جنگنده اسرائيلي بر فراز شهر به حركت در آمدند و شهر را بمباران مي كردند . بالاي سر خود ديدم كه يكي از موشك ها به سمت من مي آيد ، فرياد زدم : خدايا ! ديگر عمر من به پايان رسيده و هنوز نتوانسته ام به وظيفه ام عمل نمايم و به آرزويم كه نابودي دشمنان بود نرسيدم . ديگر در نبود من چه كسي سنگر و نگهبان اين كودكان بي سپر مي شود . آخر چه كسي داغ گلوله هاي سربي را بر سينه اين فرزندان ميهن در نبود من مي كشد ؟
اين لحظات لحظات پاياني عمر من است و ناكام از دنيا مي روم و ديگر سنگر جوانان نابود مي شود . چشم هايم را بستم تا موشك مرا از صفحه روزگار بردارد . چند لحظه بعد از اصابت موشك ، چشمانم را گشودم و ديدم تبديل به هزاران سنگ شده ام و در دست هزاران جوان دلير مرد جا گرفته ام و اينك وقت وصال با آرزوست . وقت نابودي دشمن و وقت اين كه ضرب شصتي به دشمن نشان دهم . بله من تبديل به هزاران قطعه سنگ گشتم كه هر ذره ام هزاران اسرائيلي را مصدوم كرد و يا از پا در آورد .
پس فلسطيني گفت : چه داستان قشنگي ! مادر گفت : چشماني را كه از اشك پر بود از كتاب برداشتم و نگاهم را متوجه پدرت كردم ، ولي او نبود و رفته بود تا با سنگ رفاقت كند و با دشمنان بجنگد . روز بعد خبر شهادت پدرت را همراه جسد پاكش آوردند . همانطور كه در خونش خوطه ور بود ، دست هاي گره كرده اش را باز كردم و سنگريزه ها هنوز در دستانش بودند.

روانشناسي رنگ ها
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است مي تواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:
قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوت هاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.
ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكست ها، خشونت ها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگ هايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.
ظاهر آرام شما ديگران را وادارمي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.
در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.
كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!
قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.
به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.
شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.
خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ ، رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.
نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.
سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.
دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.
فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانم ها است.
سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.
يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگ ها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.
-------------------------
منبع :http://www.iranhealers.com
ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه ـ
سال پنجم ـ شماره 58 ـ 10 دي 88
سرمقاله
ضرورت برخورد با فتنه گران
همانگونه كه ملت ولايتمدار ايران اسلامي مي دانند متاسفانه پس از انتخاب بزرگ و راي 85 درصدي ملت ايران عده اي اين راي را برنتافتند و با ظاهر كردن نيات باطني خود كه در پشت القابي همچون :، نخست وزير زمان امام ، رياست مجلس ، رياست بنياد شهيد و... پنهان نموده بودند را ظاهر نموده و به مقابله با مردم پرداختند .
در ابتدا شايد هدف اصلي اين فتنه گران روشن نبود اما هر چه زمان گذشت در مناسبت هاي مختلف انقلاب هدف هاي اصلي خود را به تدريج آشكار كردند و روشن شد كه آن ها خواهان حذف اسلام از جامعه ايران هستند و اين جسارت به حدي رسيد كه روز 16 آذر به ساحت مقدس رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) توهين نمودند و با عرض تاسف عده اي اوباش كه توسط سران فتنه سازماندهي شده بودند حرمت عاشوراي حسيني را هم نگه نداشته به زدو خورد با عزادران حضرت اباعبدالله الحسين (ع) پرداختند و بر عليه اركان اصلي نظام و ولايت فقيه نيز شعار دادند .
شايد عده اي فكر كنند اين فتنه يك شبه شكل گرفت ، اما متاسفانه بايد گفت سرچشمه اين موضوع به انتخابات دوم خرداد سال 76 برمي گردد آن زمان كه عده اي در قالب شعار اصلاح طلبي وارد ميدان شدند و به تدريج سعي در از بين بردند ارزش هاي انقلاب داشتند . براي اثبات مدعا يكي از نشريات اصولگراي صبح در شماره آذر ماه سال 77 را ورق مي زنيم :
اين نشريه در گزارشي از اردوي دانشجويي دانشگاه شهيد چمران اهواز نوشته است : شنيديم كه در اين اردو بعضي افراد سعي كرده بودند ثابت كنند ولايت مشروعيتش را نه از نصب الهي كه از راي مردم به دست مي آورد و خانمي گفته بود : امام حسين (ع) دموكرات بود ، او براي دموكراسي قيام كرد . از اين مستندات بسيار زيادند كه مجال پرداختن به آنها نيست .
در تاريخ انقلاب فتنه هاي بسيار سهمگين تري نسبت به فتنه كنوني را با درايت رهبري كبير انقلاب و هوشياري ملت شريف ايران پشت سر گذاشته ايم و هر بار كه دشمن قصد ضربه زدن به نظام اسلامي را داشته شكست خورده است . اما عرض مي كنيم ، هم اكنون كه نيات باطني فتنه گران كاملا روشن شده است ملت شريف و انقلابي ايران از مسوولين محترم قضايي انتظار دارند كه سران فتنه را كه هدفي جز نابودي انقلاب و ارزش هاي اسلامي ندارند به اشد مجازات برسانند . و اين فتنه برپا شده را از ريشه بخشكانند .
مدير مسوول

برگزاري مراسم عزاداري امام حسين (ع)
پر شور تر از هر سال در دهكويه
همزمان با آغاز ما محرم و سالروز شهادت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) اهالي دهكويه با بر پايي مراسم هاي متععدد در عزاي سرور و سالار شهيدان به سوگ نشستند .
اين برنامه ها از شب اول ماه محرم توسط چهار هيئت شامل : سينه زني ، زنجير زني حضرت اباالفضل (ع) ، زنجير زني فدائيان ثارالله پايگاه بسيج دهكويه به صورت حركت در خيابان ها برگزار گرديد . همچنين هيئت شيفتگان دهكويه نيز هر شب برنامه عزاداري را در محل حسينه شامل سخنراني روحانيت معظم و مداحي مداحاني از شهرهاي لار ، گراش و جهرم بر گزار نمود كه مورد استقبال عاشقان اباعبدالله الحسين(ع) قرار گرفت.يكي از نكات بارز مراسم امسال نظم و هماهنگي و حضور خيل عظم دوستداران اهل بيت در اين مراسم ها بود .
اوج اين مراسم در روز عاشورا بود كه دسته هاي عزاداري هر كدام به طول چند صد متر در حال حركت بودند . همزمان با ظهر عاشورا نماز جماعت ظهر و عصر توسط عزاداران اقامه گرديد و در پايان خيل عزاداران مهمان سفره كريمانه حضرت اباعبدالله الحسين (ع) بودند .
مراسم شام غريبان شهداي كربلا نيز همزمان با شب يازدهم ماه محرم در محل گلزار شهداي دهكويه برگزار گرديد .
شوراي اسلامي دهكويه در پايان مراسم با صدور اطلاعيه اي از اهالي دهكويه در برگزاري هر چه با شكوهتر اين مراسم تشكر نمود كه متن آن به شرح زير مي باشد :
شوراي اسلامي دهكويه از روحانيت معظم ، كليه دسته جات عزاداري اعم از سينه زنان و زنجير زنان و هيئت هاي مذهبي و مردم شريف دهكويه كه در گرم نگه داشتن مراسم عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و يارانش مخلصانه شركت داشته و اننسجام ، برادري ، اتحاد و همدلي خود خود را با تاسي به سيدالشهدا (ع) به ظهور رساندند تشكر و قدرداني مي نمايد و براي همه عزيزان از درگاه حضرت حق طلب توفيق و سربلندي روز افزون را مي نمايد .
بارش بي سابقه باران در دهكويه
پس از چندين سال خشكسالي پياپي امسال شاهد بارش بي سابقه باران در دهكويه بوديم كه موجب خوشحالي اهالي گرديد . شدت باران به حدي بود كه در يك روز سه بار رودخانه خشك دهكويه پر از آب و خالي گرديد . و تمام دشت هاي اطراف دهكويه شامل دشت دريايي و دشت كورده تبديل به درياچه اي بزرگ شدند .
الحمد لله به خاطر موقعيت جغرافيايي دهكويه اين باران سيل آسا خسارتي در بر نداشت .
بارش 148 ميليمتر باران در يك ماه
بنا به گزارش ايستگاه باران سنجي دهكويه ميزان بارش باران در يك ماه گذشته در دهكويه 148 ميليمتر بود كه شاخص بسيار خوبي براي بارندگي نسبت به كل كشور بود.
اميدواريم كه در ماه هاي آينده نيز اين روند ادامه داشته و شاهد سالي پر بار و افزايش شاخص بارندگي باشيم .
لازم به ذكر است دستگاه باران سنجي دهكويه در حدود 30 سال قبل در منزل جناب آقاي فتح الله دهقاني نصب شده است . اين دستگاه به شكل استوانه اي است كه با استاندارد مشخص ساخته شده و با خط كش مخصوص ميزان بارندگي را اندازه مي گيرند . گزارش بارندگي دهكويه به صورت ماهيانه به اداره هواشناسي و اداره امور آب هاي سطحي استان فارس ارسال مي گردد . - علي اكبر دهقاني
امام جمعه شيراز:
نام لارستان و علماي برجسته آن در تاريخ ايران ثبت است
خبرگزاري فارس: امام جمعه شيراز در ديدار با آيتالله مجتبي موسوي لاري گفت: نام لارستان و علماي برجسته آن در تاريخ ايران ثبت است.
به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، آيتالله حاج شيخ اسدالله ايماني بعدازظهر امروز در ديدار با نماينده ولي فقيه در لارستان با ابراز خرسندي از اين ديدار با بيان اينكه اميدواريم تبعيت از ولايت نصيب همه ما شود، اظهار داشت: دشمنان ما تضعيف پايههاي امامت و ولايت را هدف اصلي خود ميدانند.
وي افزود: مدتها بود درصدد بوديم تا در جمع علما و مؤمنان خطه تاريخي لارستان حضور يابيم و اين تجديد ديدار بعد از سال 1365 يكبار ديگر تكرار ميشود و در آستانه عيد غدير اين توفيق ديدار حاصل شد.
امام جمعه شيراز اضافه كرد: در مورد اصل روحانيت و مقام شامخ ولايت شما مردم خوب لارستان تجليل لازم را صورت دادهايد و اميدواريم پيوند و اتحاد بين ملت و روحانيت همواره مستدام باشد.
آيت الله ايماني با اشاره به اينكه تاريخ ايران با افتخار تام علماي لارستان را ثبت كرده و ايران اسلامي همواره شاهد حضور علما و روحانيون برجسته در اين شهرستان بوده است، گفت: بهحمدالله لارستان در شكلگيري انقلاب در ايران نقس اساسي را داشته است و امروز نيز مسئولاني از لار اداره امور جامعه را برعهده دارند.
وي بيان داشت: سالها افتخار آشنايي با آيتالله سيدمجتبي موسوي لاري را از زمان تحصيل در قم داشتهام و آرزوي سلامتي براي آيتالله سيد عبدالعلي آيتالهي و همه علماي بهنام اين سرزمين ديني و مذهبي را از خداي متعال آرزومندم.
در اين ديدار آيتالله سيد مجتبي موسوي لاري نيز با خير مقدم به نماينده مقام معظم رهبري در استان فارس و امام جمعه شيراز و هيئت همراه به لارستان اظهار اميدواري كرد تا در سفر دو روزه ايشان بركاتي نصيب علما و مردم اين خطه شود.
آيتالله ايماني به همراه مسئول امور اهل سنت فارس با سفر به لارستان قرار است با ديدارهاي جداگانه با مردم و رحانيون و مديران اجرايي لار ديداري نيز از دو شهر گراش و اوز در اين شهرستان داشته باشد.
ساخت کتابخانه مرکزي لارستان با حضور وزير کار و امور اجتماعي آغاز شد
ساخت کتابخانه مرکزي لارستان با حضورعبدالرضا شيخ الاسلامي وزير کار و امور اجتماعي به عنوان نماينده دولت در سومين سفر استاني دولت به فارس سه شنبه آغاز شد.
به گزارش ايرنا ،اين کتابخانه در زميني به مساحت سه هزار و 500 مترمربع و زيربناي دوهزار و 500 مترمربع در دو طبقه ساخته خواهد شد.
180 ميليون تومان اعتباراختصاص يافته اين کتابخانه از محل اعتبارات دو درصد نفت و گاز تامين و پرداخت خواهد شد .
درسفر نماينده ويژه هيات دولت به لارستان همچنين سيستم مکانيزه مکاتبات اداري لارستان به عنوان يکي از نخستين گام هاي تحقق دولت الکترونيک افتتاح شد .
به گزارش ايرنا ، حسني نماينده لارستان و خنج در مجلس شوراي اسلامي ومنصور محتاجي فرماندار لارستان خشکسالي چندين ساله و خسارت هاي کشاورزان و عشاير ، بيکاري با توجه به خيل بزرگ بيکارشدگان از کشورهاي عربي پس از بحران اقتصادي جهاني ، بسترسازي توسعه صنعتي ، توزيع عادلانه اعتبارات استاني بين شهرستان ها و راه اندازي پروازهاي مستقيم حج و عتبات عاليات از لار ستان را از مهمترين خواسته هاي مردم اين شهرستان اعلام کرد .
دور اول سفر رييس جمهوري به استان فارس 27 تا 30 فروردين ماه 86 و دور دوم اين سفر هشتم و نهم ارديبهشت ماه امسال و دور سوم اين سفرها از يکم دي ماه جاري آغاز شده که تا دوم اين ماه ادامه خواهد .
وزير کاردر لارستان :
نگرش فرهنگي موجب بهره وري در انجام فعاليت ها مي شود
وزير کار و امور اجتماعي و نماينده اعزامي دولت به لارستان درسومين سفراستاني به فارس گفت: اگر با نگرش فرهنگي به حوزه اقتصاد وارد شويم، بهره وري در فعاليتها افزايش پيدا مي کند.
به گزارش ايرنا، عبدالرضا شيخ الاسلامي روز سه شنبه در جلسه شوراي اداري لارستان افزود: همه مسوولان وظيفه دارند در مقابل مردم پاسخگو باشند و به خواسته آنان احترام بگذارند.
وي اظهار داشت: گسترش مهارت آموزي در جامعه به ويژه در ميان دانش آموختگان دانشگاهي ضروري است.
وزير کار و امور اجتماعي ادامه داد: راگيري مهارتهاي فني و حرفه اي به فارغ التحصيلان کمک مي کند که با توانمنديهاي تخصصي بيشتري وارد بازار کار شوند.
شيخ الاسلامي ادامه داد: اگر فارغ التحصيلان با فراگيري مهارتهاي فني و حرفهاي وارد بازار کار شوند، به سرعت جذب بازار اشتغال خواهند شد.
وي از صاحبان سرمايه در کشورهاي حوزه خليج فارس خواست، با سرمايه گذاري در توسعه اقتصادي و اجتماعي شهرستان لار مشارکت کنند.
استاندار فارس ، بخشدار گراش را عزل کرد.
دکتر روح الله احمد زاده استاندار فارس طي حکمي بخشدار بخش گراش شهرستان لارستان را به دليل آنچه کوتاهي در اجراي دستور وي مبني بر تعطيلي معدن تنگ بادام ناميده شده ، از سمت بخشداري عزل کرد.
به گزارش ايرنا روابط عمومي استانداري فارس در اين باره روز اعلام کرد: به دنبال سفر چند روز قبل استاندار فارس به بخش گراش شهرستان لارستان و شکايات مردم منطقه نسبت به مزاحمت معدن تنگ بادام، دکتر احمدزاده دستور تعطيلي اين واحد معدني را به بخشدار اين بخش صادر کرد که به دليل کوتاهي بخشدار در اجراي دستور، استاندار فارس وي را از سمت بخشداري عزل کرد.
در حکم عزل بخشدار گراش از سوي استاندار فارس آمده است: با توجه به دستور صريح اينجانب مبني بر تعطيل کردن معدن تنگ بادام به دليل ايجاد مزاحمت براي اهالي محله و بي تفاوتي شما نسبت به استيفاي حق مسلم مردم، بدينوسيله از سمت بخشداري گراش عزل مي شويد.
تصویب 7 رشته جدید در دانشگاه آزاد اسلامی لارستان
معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی لارستان گفت: در راستای تحقق برنامه توسعه رشته های تحصیلی، هفت رشته جدید دیگر در دانشگاه آزاد اسلامی لارستان تصویب شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، غلامعباس واحدپور گفت: هفت رشته ی کامپیوتر (گرایش نرم افزار)، حسابداری، تکنولوژی نقشه برداری، آموزش و پرورش ابتدایی، تکنولوژی عمران (گرایش آب و فاضلاب)، ساختمان، مرتع و آبخیزداری در مقطع کارشناسی ناپیوسته در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان به تصویب رسید.
معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان افزود: با موافقت شورای گسترش آموزش و افزایش تقاضا برای این رشته ها طی رایزنی و مکاتباتی که با سازمان مرکزی انجام گرفت سرانجام این رشته ها به تصویب رسید.
وی اظهار داشت: داوطلبان می توانند پس از شرکت در آزمون کارشناسی ناپیوسته و کسب نمره قبولی، در یکی از این رشته ها، ادامه تحصیل دهند.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری:
آشنایی بیشتر با قرآن باعث سعادت در آخرت می شود
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در شهرستان لارستان گفت: آشنایی بیشتر با قرآن باعث سعادت در آخرت می شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، مراسم معنوی محفل انس با قرآن که با حضور مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی لارستان، دانشجویان واحد و اقشار مختلف مردم در محل امامزاده میر علی بن الحسین (ع) شهرستان لارستان برگزار شد.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمودیان با بیان اینکه شهرستان لارستان دیار پیشگام در ایجاد حکومت دینی و حاکمیت دین می باشد به ایراد سخن پرداخت.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک کشور گفت: استفاده کردن از فطرت پاک دانشجویان در فضای بدست آمده نظام مقدس جمهوری اسلامی و مانوس کردن این عزیزان با قرآن کریم، مرهون حمایت های بی دریغ ریاست دانشگاه، پی گیری های مکرر دفتر فرهنگ و کانون قرآن و عترت و بیش از همه عشق و شور عزیزان دانشجو به فراگیری قرآن، روخوانی قرآن، آشنایی با قرآن و یادگیری تفسیر قرآن برای آماده شدن در تدبر قرآن است.
وی خطاب به دانشجویان افزود: قطعا شما که در این مسیر قرآنی توفیق پیدا کرده اید، آن را رها نخواهید کرد و انشاءلله در این مسیر روز به روز با تفسیر قرآن و معانی قرآن بیشتر آشنا خواهید شد.
دکتر محمودیان در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک کشور اظهار داشت: هر چه بیشتر با قرآن آشنا شویم قطعا در دنیا و آخرت موفق تر خواهیم بود.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک کشور در ادامه سخنان خود با بیان احادیث و روایات، اهمیت و فراگیری قرآن را بیش از پیش خاطر نشان شد.
اسعد زاهدی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی لارستان ضمن تشکر از برگزار کنندگان محفل قرآنی، خطاب به دانشجویان تصریح نمود: به صفای دل شما که یک جمع با شکوه قرآنی را تشکیل داده اید تبریک می گویم، که این خود پاسخ دندان شکنی است به همه آنهایی که تیغ انتقادشان را برای زدن رگ های این دانشگاه پیوسته تیزتر می کنند.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان لارستان تاکید نمود: امیدوارم آنها بدانند که دانشگاه آزاد اسلامی در کنار پیشرفتهای ورزشی و تکنولوژی های پیشرفته ای که در ایران عزیز بدعت گزار شده است، هیچگاه از مسائل ارزشی و قرآنی هم غافل نبوده است.
وی خاطر نشان ساخت: قرآن کتاب بزرگی که برای همه نسلها آورده شده، دو ویژگی بسیار مهم دارد که اولا مخاطبش همه مردم هستند و ثانیا به زبان جهانی یعنی زبان فطرت برای انسانها سخن می گوید. یعنی هر دلی که فطرتی پاک داشته باشد پذیرای انوار الهی این کتاب نورانی خواهد بود.
گفتنی است، اجرای تواشیح و قرائت قرآن به صورت گروهی توسط دانشجویان، از دیگر برنامه های این محفل قرآنی بود.
این مراسم معنوی با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری بین المللی، عبدالحمید غریب نواز و اعطاء گواهینامه و اهداء هدایا به دانشجویان شرکت کننده در دوره آموزشی قرآن کریم به پایان رسید.
شایان ذکر است، هدایای ویژه ای از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک کشور و همچنینرئیس دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان لارستان برای این عزیزان در نظر گرفته شد که مقرر شد دانشجویان به دفتر فرهنگ اسلامی واحد مراجعه و هدایای خود را دریافت نمایند.
بررسي مشكلات بهداشتي دهستان دهكويه
با حضور مسوولين بهداشت شهرستان
در مورخه 88/10/1 جناب آقاي دكتر عليزاده رياست محترم شبكه بهداشت و درمان لارستان به همراه جناب آقاي محمود موغلي معاون شبكه و آقاي دكتر اقتداري در درمانگاه دهكويه حضور يافته و به اتافاق اعضاي شوراي اسلامي دهكويه مسايل و مشكلات بهداشتي دهستان دهكويه را بررسي نموده و قول مساعد در بر طرف كردن آن ها دادند .
مشكل اصلي منطقه نبود پزشك ثابت در مركز درماني دهكويه بود كه اين امر با فرستادن سركار خانم دكتر آرشيا غنمي اين مشكل حل گرديد و ايشان به صورت دائم در مركز مستقر خواهند بود .
در اين جلسه مسوولين محترم قول مساعد دادند كه دندانپزشك مركز را نيز به صورت دائم مستقر نمايند .
صورت حساب مالي بازسازي بناي امامزاده سيد سليمان محمد
از چندي قبل به همت جمعي از خيرين شروع به بازسازي حرم امامزاده سيد سليمان محمد شده است . از طرف جناب آقاي رجب رجب زاده صورت حساب مالي اين امامزاده به دفتر نشريه ارسال شده است كه به شرح زير مي باشد .
شسته دو سرويس 61/376 تومان
پودر سنگ دو سرويس45/576 تومان
آجر ساده يك سرويس 290/000 تومان
آجر سقف 300 عدد 150/000 تومان
مصالح طي دو فاكتور آقاي شاهرضا زارعي 1/845/400 تومان
بادامي دو سرويس 60/000 تومان
فاكتور آقاي شاهرضا زارعي آهن و لوازم برقي 145/500 تومان
وسايل ساختمان ( ميلگرد ، ضد زنگ و سيم برق ) 405/400 تومان
ناوداني و بارگيري آقاي شاهرضا زارعي 950/000 تومان
جوشكاري آقاي رفتاري 1/022/237 تومان
جوشكاري قربان 20/000 تومان
جوشكاري آقاي تقي پور 21/000 تومان
استاد محمد كرمي 80/000 تومان
آقاي اكبر تقي پور ساخت در و پنجره 200/000 تومان
مصالح ساختماني آقاي شاهرضا زارعي 151/500 تومان
مصالح ساختماني آقاي شاهرضا زارعي ( پور سنگ و سيمان ) 85/200 تومان
نبشي ميلگرد و رابيس آقاي زارعي 886/300 تومان
نصب داربست فلزي 162/000 تومان
آقاي علي افغاني پلاستر گنبد 800/000 تومان
مزد كارگر فاكتور آقاي شاهرضا زارعي 1/845/400 تومان
دستمزد استاد كرمي با كارگر يك روز 50/000 تومان
جمع : 9/276/889 تومان
كمك هاي خيرين :
يك خير گراشي 200/000 تومان
همسر حاج محمد شورانگيز خانم سكينه شورانگيز 600/000 تومان
جمع آوري شده از كويت توسط آقاي احمد حسن پور 400/000 تومان
بودجه خود امامزاده 2/000/000 تومان
جمع : 3/200/000تومان
در پايان عرض مي كنيم جهت تكميل حرم امامزاده سيد سليمان محمد نياز به كمك هاي خيرين محترم مي باشد لذا از خيرين محترم درخواست مي شودكمك هاي خود را به آقاي رجب رجب زاده متولي امامزاده تحويل دهند .

مردم لارستان :
پروازهاي زيارتي از فرودگاه
بين المللي لارستان برقرار شود.
به گزارش ايرنا : مردم لارستان خواستار برقراري پروازهاي حج ، عتبات عاليات و مشهد در فرودگاه لار شدند.
يكي از شهروندان : توجه به ظرفيت و توانمندي اين فرودگاه ، توسعه پروازها بويژه پرواز حج در ارايه خدمات بهينه به مردم ، رفع مشکلات آنها و توسعه فرودگاه بين المللي لارستان اثرگذار است.
يکي از شهروندان لارستاني گفت: فرودگاه لارستان با پروازهاي خارجي خود موقعيت ويژه اي در منطقه دارد که مسوولان مي توانند از اين توانمندي بهره گيرند و پرواز حج را در اين فرودگاه داير کنند.
محمد ابراهيمي افزود: مردم اين شهرستان براي عزيمت به حج مجبورند از فرودگاه شيراز بهره گيرند که با توجه به بعد مسافت اين شهرستان با شيراز ، زايران بايد زمان زيادي را براي انجام اين سفر از دست دهند.
وي اظهار داشت : اغلب زايران خانه خدا افراد مسن هستند و بعد مسافت و سفر شيراز ، انرژي مضاعفي از آنان مي گيرد و براي آنها مشکل ايجاد مي کند.
مسوول يکي از دفاتر زيارتي در لار گفت: سالانه دو هزار نفر از اين شهرستان عازم مکه هستند و بايد کاروان يک روز زودتر به شيراز اعزام شود تا به موقع به پرواز مکه در فرودگاه شيراز برسند.
ابراهيم رحيمي افزود: با توجه به اينکه در فرودگاه بين المللي لارستان ، همه روزه پروازهاي خارجي داير است ، رقراري پرواز حج از اين فرودگاه در رفع مشکلات مردم موثر است.
وي بيان داشت: از سوي ديگر برقراري پرواز به سوريه و عتبات عاليات نيز مي تواند در توسعه پروازهاي اين فرودگاه موثر باشد و مردم اين منطقه و شهرستان هاي همجوار از اين امکان برخوردار شوند.
فرماندار لارستان گفت: يکي از زيرساخت هاي توسعه هدفمند، ايجاد زمينه هاي توسعه گردشگري است که در اين ميان فرودگاه ها نقش اساسي را برعهده دارند.
منصور محتاجي افزود: فرودگاه بين المللي لارستان بدليل ويژگيهاي خاص در منطقه ، پوشش جنوب فارس و برخي شهرستان هاي استان هاي همجوار از اهميت ويژه اي برخوردار است.
وي ادامه داد: توسعه اين فرودگاه و برقراري پروازهاي جديد مي تواند در ايجاد زمينه توسعه گردشگري در اين شهرستان اثر گذار باشد.
وي اضافه کرد: ساخت سرسراي پايانه اين فرودگاه که از چند سال پيش در حال ساخت است بدليل کمبود اعتبار معطل مانده و نياز به اعتبارات ويژه دارد.
وي بيان کرد: در دور اول سفر رييس جمهوري در فروردين 86 دو ميليارد ريال اعتبار براي تکميل سالن فرودگاه اختصاص يافت که 3/1 ميليارد ريال آن تخصيص داده شد.
محتاجي گفت: همچنين در دور دوم سفر هيات دولت به فارس در ارديبهشت امسال 5/1 ميليارد ريال به اين فرودگاه اختصاص داده شد که920 ميليون ريال آن پرداخت شد .
وي افزود: به دليل بعد مسافت اين شهرستان با مرکز استان ، ايجاد پروازهاي حج، عتبات عاليات و مشهد يکي از خواسته هاي مهم مردم اين منطقه است.
وي بيان کرد: در صورت برقراري اين پروازها شهرستان هاي همجوار نيز مي توانند از اين امکانات بهره مند شوند.
مدير فرودگاه بين المللي لارستان گفت: در اين فرودگاه هر هفته 40 پرواز خارجي از کشورهاي کويت ، دبي ، قطر و ابوظبي و ده پرواز داخلي از تهران و شيراز انجام مي شود.
عنايت انصاري فرد افزود: سالانه 130 هزار مسافر از خدمات فرودگاه لارستان بهره مند مي شوند که 85 درصد آن پروازهاي خارجي و بقيه داخلي است.
وي ادامه داد: در اين فرودگاه، همه سيستم هاي روز دنيا نصب شده است. وي اضافه کرد: سالانه 12 هزار نفر از اتباع خارجي از اين فرودگاه تردد مي کنند .
وي بيان کرد: با توجه به جمعيت اين شهرستان و تعداد پروازهاي خارجي ،اين فرودگاه بعد از فرودگاه امام (ره ) در تهران رتبه دوم پروازهاي خارجي در کشور را داراست.
مدير فرودگاه بين المللي لارستان گفت: از سوي ديگر 180 هزار نفر از مردم لارستان در کشورهاي عربي فعاليت اقتصادي دارند و تردد اين افراد از اين فرودگاه حجم زيادي از سفرها را به خود اختصاص داده است.
وي افزود: با توجه به حجم پروازها و مسافرين اين فرودگاه ، سالن ترمينال اين فرودگاه نياز به توسعه دارد ، سالن فعلي فرودگاه با وسعت دو هزار و 400 متر جوابگوي نيازها نيست.
وي بيان کرد: سالن جديد ترمينال فرودگاه با شش هزار متر مربع با 60 درصد پيشرفت فيزيکي در حال احداث است و نياز به 42 ميليارد ريال اعتبار دارد.
انصاري فرد گفت: احداث اين سالن از سال 82 آغاز شده و بدليل کمبود اعتبارات بهره برداري از آن بطول انجاميده است.
وي اضافه کرد: همچنين محل پارک هواپيما که اينک گنجايش دو هواپيما را دارد بايد در حد گنجايش پنج هواپيما وسعت يابد.
وي اظهار داشت: يکي از خواسته هاي مردم لارستان برقراري پرواز حج از اين فرودگاه است و اين موضوع از سوي مسوولان نيز پيگيري شده است.
وي افزود: براي توسعه پروازها در اين فرودگاه بايد باند 3200 متري فعلي به چهار کيلومتر توسعه يابد تا پاسخگوي پروازهاي آتي باشد.
وي گفت: سال گذشته از محل اعتبارات فرودگاههاي کشور با صرف 24 ميليارد ريال سيستم روشنايي در اين فرودگاه نصب شده است .
انصاري فرد بيان داشت: نگهداري فرودگاه نياز به اعتبارات ويژه دارد که مسوولان بايد به اين مهم توجه کنند.
وي همچنين بيان کرد: با همت مسوولان ، از بهمن ماه هفته اي دو پرواز از اين فرودگاه به مشهد انجام مي شود.
برگي از دفتر خاطرات معلم شهيد مهندس ماشاءالله صفري
( بخش سوم )
پرسيديم غذا چيست ؟ گفتند : ماست و هندوانه و خربزه ، هر چه كه بخواهيد هست . غذا را گرفتيم ، بين گروهان ها تقسيم كرديم ، به جز گروهان 3 . گروهان 1 و 2 آمده بودند . سهمي گروهان 3 هم كنار گذاشتيم ، شايد بيايند . عدالت بايد كاملا رعايت شود و هر كس به حق خود برسد .
سيگاري ها غذا گرفته و حالا براي سيگار امانمان را قطع كرده اند ، چه آن هايي كه سنشان بالاي 25 سال است و چه افراد كم سن و سال تر .
برادر قاصدي كه از موقع سازماندهي در كازرون مسوول تداركات گردان بود. با نامه اي به تداركات تيپ معرفي مي شود ، كارت هاي بچه ها را جمع مي كند در حدود 200 نفر خواهان سيگار هستند كه ممكن است بين اين افراد چهار يا پنج نفر بالاي 25 سال هستند . كارت ها را به تداركات مي دهند . برادر كه جوان بلند قد با كمي ريش و سبيل بود ، كارت ها را مي گيرد رو به يرادران مي كند و خطاب به ما با لبخند مي گويد : خودتان فكر نكرديد كه اين كارت ها را جمع كرديد؟ برادر ، ما فكر كرديم ، ولي براي اين كه حجت بر آن ها تمام شود رويشان را پس نداديم و كارت گرفتيم . خلاصه همان طور كه گفتم 5 يا 6 نفر بودند كه سيگار دريافت نمودند ، نفري دو پاكت ، نه براي امروز بلكه براي يك هفته .
راستي مگر نمي توانند كه مقدار كافي به همه بدهند ؟ چرا مي توانند ولي به خاطر صلاح خود شخص سيگاري ، اين كار را نمي كنند . اينجا همه چيز فراوان است . آن چيزي را در در دسترس بچه ها قرار مي دهند كه به حالشان مفيد و به آمادگي شان افزوده گردد ، وگرنه مي توانند تمام تيپ هم سيگار بدهند . 12 پاكت سيگار از تداركات گرفتيم و راه افتاديم . به محض رسيدن به جايگاه همگي دورمان جمع شدند ، مثل اين كه بهترين ميوه برايشان آورده شده است . ولي فقط شش نفر شاد برگشتند و بقيه با دست خالي و خماري بيشتري كارت گرفته و جاي خود نشستند و شروع به التماس و خواهش پيش كساني كه سيگار داشتند.
چقدر جاي تاسف است جواني كه بايد چنان باشد كه به دور از عادت به ارث برده از دوران طاغوت ، ثابت قدم و استوار آماده فداكاري باشد ، چنين شود . انشاء الله كه جبهه كه بهترين محل جهت خودسازي است اين گونه افراد را به ترك عادت مذموم وادار خواهد نمود. چون اگر قرار باشد كسي به جبهه بيايد و به غير از خودسازي به عادت كاذب ديگر هم دچار شود هيچ تاثيري روي آن فرد نداشته و نمي تواند قابل قبول باشد . اميد است كه در اين دانشگاه كه استادانش امام زمان(عج) وبقيه ائمه هستند ، كسب فيض و معرفت بكنند .
ساعت نزديك شش و نزديك غروب بود كه برادر پاسداري آمد و همگي با آرايش ستون يك به طرف چادر هاي آموزشي روان شده و با شنيدن اسم آموزش به ياد پادگان شهيد دستغيب كازرون با آن آموزش ها و عمليات سختش مي افتم . رفتيم محوطه وسيعي بود كه در آن با نظم و انضباط خاصي چادرها را زده بودند . در وسط محوطه صندوق هاي يخداني و تانكرهاي آب بود . وسايلي كه ظهر گرفته بوديم نيز با ماشين آورديم . راننده ماشين هم يك نفر گراشي به نام علي بود كه با هم آشنا شديم . حال بايد دنبال وسايل و تداركات رفت . دو سه خيمه در قسمت شرق جايگاه محل نگهداري پتو ، كلمن و ظرف آب و ديگ و ... بود . پتوها را شمارش كرديم و 300 عدد براي گروهان يك و دو . به هر دو نفر 3 پتو رسيد . مساله اي نيست با يك پتو هم مي شود ساخت . وسايل ديگر هم گرفتيم . ديگر شب شده بود و موقع نماز جماعت . ما كه سعادت نداشتيم شركت كنيم .
پس از اداي فريضه نماز شروع به تقسيم وسايل بين گروهان يك و دو كرديم . هشت نفري هم كه از گروهان 3 آمده بودند وسايل را تحويل گرفتند . ساعت نزديك 9 بود و نوبت تقسيم غذا شد . ما آب گوشت را بين تداركات گروهان ها تقسيم كرديم .
محل استقرار ما چادر شماره 17 محل اركان گردان بود . بچه ها همگي خستگي راه داشتند و بلافاصله بعد از صرف شام روانه بستر شدند . به اميد اينكه هر چه زودتر روانه خط مقدم جبهه شوند .
۱۲/۶/۶۱:
هواي نزديك به صبح جايگاه كمي سرد است . سپيده روشنايي را از ستارگان مي گيرد و رفته رفته به صبح صادق نزديك مي شويم . زمان اذان فرا رسيده و وقت راز و نياز با معبود است . از هر گوشه جايگاه نداي موذن بلند مي شود : « حي علي الصلوه » بشتاب براي نماز ، « حي علي الفلاح » بشتاب به سوي رستگاري ، « حي علي خير العمل» بشتاب براي بهترين كارها ، براستي هم بهترين كارهاست . و اين سخن رهبرمان است كه : « نماز كارخانه انسان سازي است » و شيطان ها از نماز مي ترسند .
بايد هر چه سريع تر آماده نماز شد . نماز در گوشه اي از ميدان به صورت جماعت برگزار مي شود كه متاسفانه ما به جماعت نرسيديم . خواب بعد از نماز به قول معروف خواب شيطاني است و بايد بيدار ماند . امروز مراسم صبحگاهي هم نداريم ، شايد ارفاقمان كرده اند به خاطر تازه از راه رسيدن .
پس از صرف صبحانه كه نان و پنير و خربزه بود در محل آموزش شروع به قدم زدن كرديم و سركشي به برادران و چادر هايي كه خالي بود از نيروهايي كه ديروز رفته بودند . آثاري چون دمپايي يا كفش ، در بعضي از چادرها خشاب ، قمقمه و ديگر وسايل به جاي مانده بود. در حين اين كه به چادرها سركشي مي كرديم . ناگاه برادر مهدي تبرزه كه قبلا در لار با اسم و قيافه اش آشنايي داشتم برخورد كردم و پس از احوال پرسي و خوش آمدگويي به ما ، محل كارش را پرسيديم . معلوم شد مسوول آموزش اين قسمت هستند . جوياي حال برادران لاري از ايشان شدم .گفتند اكثرا در گردان 958 هستند و عده اي در تيپ المهدي مي باشند . گرچه اينجا همه برادر هستند ولي بودن آشنا خود مزيد بر نعمت است .
ساعت 8 صبح بود كه برادر تبرزه با يكي ديگر از برادران ما را به خط كردند. پس از معرفي خو و محل و خوش آمدگويي ، موقعيت محل را برايمان تشريح كردند بدين شرح : اينجا محل آموزشي مقر تيپ امام سجاد (ع) است . نيروهايي كه بايد به خط مقدم جبهه بروند چند روزي آموزش هاي لازم را مي بينند بعد اعزام مي شوند . مدت آموزش شما معلوم نيست . ممكن است همين امروز يا فردا باشد يا 10 روز ديگر. اينجا شما كاملا به صورت نيروي آماده باش هستيد كه هر آن جبهه به نيرو نياز داشته باشد روان شويد .
اينجا محلي است كه نيرو از هر جهت سنجيده مي شود چه از نظر روحي و تاكتيكي و چه معنوي و رزمي . نيرويي زودتر به خط اعزام مي شود كه از هر حيث آمادگي داشته باشد . عدم رعايت مقررات و نكات لازم باعث پشيماني و راكد ماندن خواهد شد .
هيچ كدام از شما حق نداريد بدون اجازه فرماندهان و مسوولين از خاكريزها به آن طرف برويد .......

عزاداري براي امام حسين (ع) از چه زماني آغاز شد ؟
شروع گريه و عزا براي امامان شيعه، از آن زمان بود كه علماي شيعه به تدريج ،آن را به صورت يك عبادت و سنّت در آوردند.
جواب اجمالي:
اولاً: عزاداري بر امام حسين (ع) از زمان پيامبر اسلام (ص) برپا شده است و اين مطلب از طريق شيعه و سنّي نقل شده است.
ثانياً: بعد از شهادت امام حسين (ع) عزاداري آن حضرت توسط اهلبيت (عليهم السلام ) برپا شد و نخستين عزاداران آن حضرت، اسراء كربلا بودند و مكان عزاداري نيز در كوفه و شام بوده است. در مدينه نيز نخستين فرد عزادار امّ سلمه زوجة رسول اكرم (ص) ميباشد و شيعيان پيرو و تابع سنّت نبوي و ائمه اطهار هستند.
جواب تفصيلي:
عزاداري بر ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) و گريه بر مظلوميت آن امام، از زمان كودكي آن حضرت ميباشد. شخص نبي اكرم (ص) همواره سعي بر زنده نگه داشتن اين مطلب ميكردند و همواره بر مظلوميت امام حسين (ع) گريه ميكرد و ديگران را نيز توصيه ميكرد. حاكم نيشابوري نقل ميكند كه: «ام فضل دختر حارث ميگويد: داخل شدم بر رسول خدا (ص) و گفتم خواب بدي ديدم، حضرت فرمودند خير است انشاء الله، پس گفتم خواب ديدم كه قطعهاي از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد. حضرت فرمودند: به زودي دخترم فاطمه پسري به دنيا ميآورد و تو بزرگ كردن آن را بر عهده ميگيري. پس از چند روز خدمت رسول خدا (ص) شرفياب شدم و آن فرزند را در دامن رسول خدا (ص) گذاشتم پس از مدتي ديدم كه چشمان آن حضرت از اشك پر شد و شروع به گريه كردند گفتم اي پيامبر خدا (ص) ترا چه ميشود؟ فرمودند: جبرئيل بر من نازل شد و به من خبر داد كه امت من بعد از من اين فرزندم را به قتل ميرسانند و سپس مقداري از خاك تربت آن حضرت را كه جبرئيل به او داده بود به من دادند.»[1] روايات زيادي وجود دارد و از طريق شيعه و سنّي نقل شده است كه پيامبر (ص) در خانة عايشه، امّ سلمه، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و يا حتي در مسجد و ميان اصحاب، خود عزاي امام حسين (ع) را برپا ميكرد.»[2] علاوه بر اين مطلب، به طرق مختلف از طريق اهل سنّت و تشيّع نقل شده است كه: «حضرت علي (ع) چون براي جنگ صفين حركت نمودند چون به منطقة كربلا رسيدند فرمودند اين مكان جاي شهداء ميباشد كه مثل آنها شهيدي نميباشد مگر شهداي بدر.»[3]
نصربن مزاحم نقل ميكند: امام علي (ع) به كربلاء رسيد به او عرض شد: اي امير مؤمنان اينجا كربلا است. گفت داراي كرب و بلاء (اندوه و آسيب) سپس با دست خود به جايي اشاره كرد و گفت: اينجا محل فرود آمدن و پياده شدن ايشان است و به جايي ديگر با دست خود اشاره كرد و گفت: اينجا جاي ريختن خون ايشان است...»[4] حافظ ابونعيم در دلائل النبوة [5] و ابن ابيالحديد در شرح نهجالبلاغه،[6] سيوطي در خصايص الكبري،[7] امام احمد بن حنبل در مسند و...[8] اين واقعه را به طرق مختلف نقل ميكنند.
بعد از شهادت امام حسين (ع) نيز تنهاشيعيان كوفه نبودند كه بر او عزاداري و نوحه سرايي كردند بلكه علاوه بر خاندان رسول خدا (ص) كه همواره با عزاداري خود سعي ميكردند كه اين قيام را زنده نگاه دارند، مردم شهرهايي كه اسيران كربلا بر آنها داخل ميشدند نيز در اين عزاداري، آنها را همراهي ميكردند، به طوري كه عزاداري امام حسين (ع) در مركز حكومت ظلم و ستم يعني شام نيز توسط همين اسرا برپا شد. در مدينه و هر جا كه مسلمانان زندگي ميكردند نيز عزاي امام حسين (ع) برپا شد. حافظ ترمذي نقل ميكند كه: «... سلمي ميگويد: داخل شدم بر ام سلمه (همسر رسول خدا (ص)) در حالي كه او گريه ميكرد، پس گفتم براي چه گريه ميكني؟ گفت: رسول خدا (ص) را در خواب ديدم در حالي كه سر او خاكآلود بود پس گفتم تو را چه ميشود اي رسول خدا (ص)؟ فرمودند: شاهد قتل حسين بودم.»[9] يعقوبي نيز نقل ميكند كه: «نخستين شيونگر و عزاداري كه در مدينه صدا به شيون بـرداشت، ام سلمه همسر پيامبر (ص) بود...»[10]
روايات دالّ بر گريه كردن و عزادار بودن پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و صحابه پيامبر، به تواتر در كتب شيعه و سني نقل شده است، همچنين عزاداري ائمه اطهار (عليهم السلام)، براي جدشان ابا عبد الله الحسين(عليه السلام)، براي هيچ انسان سليم القلب قابل انكار نيست، كه در اين مختصر فقط اين جمله پرمعناي امام مهدي (عليه السلام) در عزاي جدشان امام حسين (عليه السلام) را اشاره ميكند كه فرمودند: «يا جدّاه يا ابا عبدالله لاَبكين عليك بدل الدموعِ دماً»[11]؛ اي جدّم؛ اي ابا عبدالله آن قدر برايت گريه ميكنم كه به جاي اشك، خون گريه كنم.
آري اگر مقام و منزلت اهلبيت(عليهم السلام) را درك كنيم و مظلوميت و غربت آنها را مظلوميت و غربت خود بدانيم، عشق و محبتمان خواه ناخواه ما را عزادار آن عزيزان مينمايد.
كلام آخر اينكه؛ وقتي تاريخ شهادت ميدهد كه اولين عزاداران بر امام حسين(عليه السلام) جد بزرگوارشان پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و ائمه اطهار عليهم السلام بودند، و شيعيان و علماي آنها افتخار تبعيت و پيروي از آن عزيزان را دارند، حال چگونه بدون دليل، عدهاي غافل ادعا ميكنند كه عزاداري توسط علماي شيعه شروع و به صورت سنت در آمده است؟!!
------------------------
منابع :
[1] - حافظ الحاكم نيشابوري، مستدرك الصحيح، ج 3، ص 176.
[2] - رجوع شود به كتاب ارزشمند سيرتنا و سنتنا، مرحوم علامة اميني.
[3] - خوارزمي، مقتل الحسين، ص 162.
[4] - همان منبع، ص 197.
[5] - دلائل النبوة، حافظ ابونعيم، ج 3، ص 211.
[6] - ابن ابي الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 278.
[7] - خصايص الكبري، سيوطي، ج 2، ص 138.
[8] - مسند، امام احمد بن حنبل، ط 2، ج 2، ص 61، 60.
[9] - حافظ ترمذي، جامع الصيصح، ج 12، ص 193.
[10] - تاريخ يعقوبي، ترجمة آيتي، ج 2، ص 182.
[11] . امام زمان(عليه السلام)، زيارت ناحيه مقدسه.
برگرفته از نرم افزار پاسخ به شبهات وهابيت
www.salam
آن هميشه ايستاده ( قائم )
علامه مجلسي در كتاب بحار الانوار از ابوحمزه ثمالي نقل نموده كه گويد : از امام باقر (ع) سوال نمودم مگر اين نيست كه همه شما قائم به حق هستيد .
فرمود : بلي چنين است .
گفتم : پس براي چه دوازدهمين شما لقب قائم گرفته است ؟
امام باقر (ع) فرمود : چون جدم حسين (ع) شهيد شد ، ملائكه گريان شدند و با ناله و ضجه به درگاه خداي خود گفتند : خدايا ! آيا از كساني كه بنده خالص و فرزند پيامبر تو را كشته اند صرف نظر مي كني ؟
پس خداي عزوجل به آن ها خطاب فرمود : آرام بگيريد اي ملائكه من ! به عزت و جلالم از آنها انتقام خواهم گرفت ولو بعد از گذشت زماني باشد . سپس انوار مقدسه امامان از ذريه حسين (ع) را به آنان نشان داد . سپس ملائكه خشنود شدند و چون بين آن ها امام زمان (عج) را ديدند كه ايستاده بود و نماز مي خواند ، خداي متعال فرمود : به وسيله اين شخص ايستاده از آن ها انتقام خواهم گرفت.
در بحار از كمال الدين صدوق از صقر بن دلف نقل شده كه گويد :
شنيدم از حضرت حواد (ع) كه مي فرمود : امام بعد از من فرزندم علي (هادي ) (ع) است . امر او امر من و قول او قول من و اطاعت از او اطاعت من است و امامت بعد از او در فرزند او امام حسن عسكري (ع) كه امر او امر پدر او و قول او قول پدر او و اطاعت او اطاعت پدر او است . سپس ساكت شد.
پس من گفتم : اي فرزند رسول خدا! امام بعد از امام حسن عسكري(ع) كيست ؟ پس گريه شديدي نمود و فرمود : بعد از اوفرزند او قائم به حق و امام منتَظَر است .
گفتم : اي فرزند رسول خدا ! براي چه او را قائم ناميده اند ؟
فرمود : چون او بعد از فراموش شدن نامش و مرتد شدن اكثر قائلين به امامت او قيام خواهد نمود .
گفتم براي چه او را منتَظَر ناميده اند ؟
فرمود : چون براي او غيبتي طولاني خواهد بود و مخلصين از دوستان او منتظِر او هستند و افراد منحرف منكر او مي شوند و منكرين فرج او ، دوستان او را استهزا مي نمايند و در زمان غيبت او وقّاتون ( كساني كه براي ظهور او وقت تعيين مي كنند ) زياد مي شوند و كساني كه براي آمدن او عجله مي كنند ملاك مي شوند و كساني كه تسليم او هستند نجات مي يابند .
و باز در بحار از ارشاد مفيد از محمد بن عجلان از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود : چون امام زمان قيام نمايد مردم را به اسلام تازه اي دعوت خواهد نمود و آن ها را به ديني هدايت خواهد نمود كه جمهور مسلمين از آن منحرف شده اند و همانا او « مهدي » (عج) ناميده مي شده ، چون مردم را به چيزي هدايت مي كند كه از آن گمراه شده اند و او قائم نيز ناميده شده ، چون قيام به حق خواهد نمود .
در بحار از انس بن مالك نقل شده كه گويد : رسول خدا (ص) فرمود : ما فرزندان عبدالمطلب يعني رسول خدا (ص) و حمزه سيد الشهدا و جعفر طيار، علي (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) و مهدي (عج) آقايان و سروران اهل بهشت هستيم. و در همان كتاب از ابن عباس نقل شده كه گويد رسول خدا فرمود : و چون مرا به آسمان هفتم بردند و از آن جا به سدره المنتهي و از آن جا به حجاب هاي نور رسيدم . پروردگارم به من خطاب فرمود : اي محمد (ص) تو بنده من هستي و من پروردگار توام ، پس در برابر من خضوع كن و مرا بپرست و به من توكل نما و به من اطمينان داشته باش . كه هما نا من تو را به عنوان بنده و حبيب و رسول و نبي خود و برادرت علي (ع) را به عنوان خليفه و باب خود پسنديدم . پس علي (ع) حجت من خواهد بود بر بندگانم و امام و رهبر خلق من مي باشد كه به واسطه او دوستان من از دشمنان من شناخته مي شوند و به واسطه او حزب شيطان از حزب من جدا مي شود و به واسطه او دين برپا و حدود من حفظ و احكام من نافذ خواهد شد و من به واسطه تو و امامان از فرزندان تو به بندگانم ترحم مي نمايم . و به وسيله امام قائم شما زمين را به تسبيح و تقديس و تكبير و تمجيد خود آباد مي كنم و به واسطه او زمين را از پليدي دشمنان خود پاك و به اولياي خود منتقل مي نمايم و آنها را وارث آن قرار مي دهم و به سبب او سخن كافران را ساقط و سخن خود را بالا مي برم و به وجود او شهرها و بندگان خود را مطابق علم خود احيا مي كنم و براي او گنج ها و ذخاير زمين را طبق مشيت خود ظاهر مي نمايم و او را با اراده و مشيت خود به اسرار و باطن مردم آگه و به وسيله ملايكه خود او را براي اعلان دين و اجراي امر خود ياري مي نمايم . او ولي به حق من و هدايت يافته راستين از بندگان من است .
مرحوم مجلسي در بحار از عيون با سند خود از كعب الاحبار نقل نموده كه درباره خلفاي پيامبر گويد : آن ها دوازده نفر هستند و چون زمان آخرين آْن ها ، كه طبقه صالحه و مردم پاك از اين امت هستند ، برسد خداوند عمر آن ها را و اين چنين امت را نويد داده ، سپس آيه « وعدالله الذين ... » را تا آخر قرائت نمود : خداوند براي بني اسرائيل نيز چنين كرد و هيچ استعبادي ندارد كه اين امت را در يك روز و يا نصف روز به خلافت روي زمين موفق نمايد و البته يك روز نزد پروردگار تو همانند هزار سال دنياست .
در كتاب بحار از امالي مفيد از ابو ايوب انصاري نقل شده كه گويد : رسول خدا (ص) در بيماري آخر عمر شريف خود به فاطمه (س) فرمود : قسم به خدايي كه جان من به دست اوست اين امت را چاره اي از قيام مهدي (عج) نيست و او به خدا از فرزندان توست .
بخش هايي از كتاب اوستا كه به احتمال قوي اشاره به امام زمان(عج) دارد ؟
اوست مهر
آن هميشه ايستاده ( قائم )
آن پاسبان هميشه بيدار
آن دلاور زبان آور
آن فزاينده آب ها
آن شنونده بانگ دادخواهي
آن آورنده باران
آن روياننده گياهان
آن دادگر سرزمين
آن سخنور كاراگاه
آن فريفته نشدني بسيار هوشيار
آن آفريده كردگار
***
اوست آن بزرگوار همه جا نامبردار
اوست در بزرگي هم اندازه همه آب هاي روي زمين
اوست چيره شونده بر همه ستمكاران
با چهار اسب سپيد تنومند
اوست آْن تواناي درخشان
آن بلند بالاي خوش اندام
اوست نام آور ترين در برومندي و بزرگواري
اوست چيره شونده بر همه ديوان و جادوان و دروغ پردازان
با چهار اسب سپيد تنومند
***
او در مي آيد به فراخناي زمين
پس از رفتن خورشيد
دست مي زند به هر دو پايان هاي اين زمين گسترده دور كرانه
و مي نگرد به هر چه ميان زمين و آسمان است
مي هراسد اهريمن تبهكار در برابر او مي هراسد ديو خشم فريبكار بد رفتار در برابر او
مي هراسد بوشاسب دراز دست ( ديو خواب ) در برابر او
مي هراسند همه ديوان و دروغ پردازان در برابر او
هيئت شيفتگان مهدي (عج) دهكويه

آب ، آيينه ، آفتاب
مايه افتخار امام
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولي بر حق او حضرت بقيه الله ارواحنا فداه افتخار مي كنبم به سربازاني كه در جبهه و در پشت جبهه ، شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالي به سر مي برند .
من به شما خامنه اي عزيز تبريك مي گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم .
روح الله الموسوي الخميني
60/4/7
مايه دلخوشي عارفان
حجه الاسلام حسين حيدري : در يكي از سفرهايي كه مقام معظم رهبري به قم تشريف آوردند ، صبح روزي بود كه يكي از دوستان بزرگوار به منزل آمد و فرمود : آقا به منزل آيت الله بهاءالديني مي آيند ، بيا برويم . به اتفاق ايشان به منزل آقا رفته وارد اتاق شديم . مقام معظم رهبري اظهار لطف و مرحمت فرمود ، نشستيم . آقاي بهاءالديني نشسته بود و آقاياني در خدمت آقا بودند . حقير خدمت مقام معظم رهبري عرض كردم . آقا بعد از نشست مجلس خبرگان از رهبري حضرتعالي خبر دادند ، ما سه سال قبل از فوت امام (ره) رهبري شما را در سر مي پرورانديم . فرمودند : چطور ؟ عرض كردم به واسطه فرموده اين مرد و اشاره به آيت الله بهاءالديني كردم و در توضيح آن گفتم در سه جمعه پياپي كه بنده در منزل در محضرشان بودم اين مطلب را فرمودند .
روزي ابتدا به ساكن فرمودند : فلاني ! قضيه قائم مقامي سر نمي گيرد . كسي كه ما دلخوش به آن هستيم آقاي خامنه اي است . بنده هم عرض كردم : بله آقا و رفتم براي اين كه چاي خدمت آقا بياورم ، فرموده ايشان را يادداشت كردم .
جمعه بعدي دوباره فرمودند : همينطور كه به شما گفتيم اين ها مي خواهند كاري كنند اما موفق نمي شوند . دلخوشي ما به آقاي خامنه اي است . هفته سوم باز همين مضامين در مورد آينده مطلبي فرمودند . من نگاهي به چشم هاي آقا كردم ،آاقا فرمودند : چه بايد كرد ؟ شما تعجب مي كني ، اما ديد ما اين است .
چون سخنم به اينجا رسيد آقاياني كه در خدمت آقا بودند خوشحال شدند و تبسم كردند. مقام معظم رهبري نگاهي به آيت الله بهاءالديني كرد ، ايشان به طور عادي گفته هاي حقير را مي شنيد و سر مبارك در پيش داشت .
فروتني و تواضع
در آذر ماه 1374 مقام معظم رهبري سفري به قم داشتند كه در آن سفر با علما و اساتيد حوزه ديدار كردند . بعد از اتمام جلسه آقاي محمدي گلپايگاني وارد اتاق شدند و افراد را براي صرف شام فراخواندند . سفره شام در محوطه پايين پهن شده بود . آقا هنگام خروج از اتاق فرمودند :افراد از همان در مقابل خارج شوند .
هر چه بقيه اصرار كردند كه ايشان جلوتر بروند ، قبول نكردند و بالاخره افراد به صف از اتاق خارج شدند .
غواص اقيانوس فقه
حجه السلام موسوي كاشاني : روزي مقام معظم رهبري با شوراي افتا جلسه داشت . در اين جلسه با حضور علماي بزرگ ، مسايل فقهي خصوصا مسايل متحدثه مورد بحث و گفتگو قرار مي گيرد . روزي پس از جلسه يكي از اعضا ( كه خود از آيات عظام مي باشد) كه بسيار خوشحال بود ، همين كه مرا ديد گفت : من در دوران تحصيلم ، دروس بسياري از بزرگان را چه در قم و چه در نجف ديده ام و آدم متملقي هم نيستم ، ولي اين جلسه كه با حضور فضلا و آيات در محضر مقام معظم رهبري برپا مي شود چيز ديگري است. حرف اول و آخر را اين سيد والامقام مي زند . من معتقدم موهبات خداوندي در ايشان خيلي فراتر از اين چيزهايي است كه من و شما مي بينيم .
كتاب شناسي
حجه الاسلام ملكا : مقام معظم رهبري زماني كه از كتابخانه فيضيه بازديد مي كردند ، به هر قسمتي كه مي رسيدند مي ايستادند ، بعضي از كتاب ها را به دست مي گرفتند ، مطالعه مي كردند و در خصوص آن ها توضيحاتي مي دادند كه براي ما خيلي جالب بود . ايشان طوري درباره كتاب ها و علم كتاب شناسي سخن مي گفتند كه براي من بسيار تازگي داشت. وقتي درباره كتاب هاي خطي اظهار نظر مي كردند آيت الله استادي كه خود متخصص كتب خطي هستند بسيار متعجب شده بودند .
نحوه تدريس
حجه الاسلام پاينده : نقاط قوت يك درس فقه عبارت است از : تسلط استاد به مباحث فقهي ، اصولي ، رجالي ، درايه ، ادبيات آيات قرآن و علم حديث
مقام معظم رهبري تسلط فوق العاده اي به مباحث رجالي دارند ، خيلي مسلط با ذهني كاملا آماده ، اسامي روات و سلسله روات در حافظه ايشان هميشه مهيا مي باشد . ايشان هم اديب هستند ، هم شاعر و هم نثر گفتن ايشان در حد اعلي مي باشد . در ادبيات عرب نيز همين قوت را دارند. با همين قوت هم حديث را ترجمه مي كنند . ايشان قرآن شناس و استاد قرائت و مفسر هم مي باشند .
مقارن بودن تدريس ايشان با مباحث اديان ديگر و ديدگاه هاي روز ، به درس معظم له قوت مي بخشد . ايشان درس روز قبل را به صورت جزوه در مي آورند و به شاگردان مي دهند .
مقام معظم رهبري هر روز قبل از درس چند دقيقه اي بحث اخلاقي دارند . اگر روزي هم مناسبتي هم باشد درس را زودتر تمام مي كنند و مي فرمايند يك نفر بلند شود و ذكر مصيبتي بخواند .
فضا براي سوال و اشكال در درس كاملا مناسب است و ايشان با صبوري سوال ها را جواب مي دهند و حتي مي فرمايند : هر كس به صورت شفاهي نمي تواند بپرسد ، سوال را بنويسد . ايشان دستورفرموده اند برگه هايي را براي نوشتن سوال بين شاگردان پخش كنند . هر روز سوال ها جمع آوري مي شود و ايشان به دليل كمبود وقت روز بعد به تك تك سوالات جواب مي دهند .
فضاي درس فضاي صميمانه اي است و حتي گاهي سوالات بي ربطي مطرح مي شود كه ايشان صبورانه از آن رد مي شوند و گاهي با فرد سوال كنند مزاح مي كنند تا دلخور نشده و به ايشان مي فرمايند : عزيزم لطفا اين درس را يك بار ديگر مطالعه كنيد .
درس مقام معظم رهبري حضور و غياب هم دارد تا كسي براي تفنن به كلاس نيايند و اگر مرتب شركت نكنند، كارت ورود به جلسه آن ها را تمديد نمي كنند . غالبا ايشان زودتر از موعد مقرر در كلاس درس حاضر مي شوند و به همه سلام مي كنند و يك احوال پرسي از كساني كه حضور دارند مي كنند ، بعد مي نشينند و مشغول فكر مي شوند و تا شروع درس ، فضاي معنوي خاصي در جلسه حاكم مي شود.
حق الناس از ديدگاه قرآن و روايات
اشاره:
گویند خدای متعال در روز حسابرسی تنها از یک موضوع به هیچ وجه از سر کرم و لطف، نمی نگرد؛ و آن هم، حق الناس است.
حق الناس از دیدگاه قرآن
_ در قرآن كريم، در مورد «حق الناس» چه آياتى ذكر شده و دليل اهميت آن چيست؟
پاسخ: بنابر تعريفى «حق الناس» به حقوقى گفته مى شود كه افراد جامعه نسبت به يكديگر داشته و مصلحت و يا نفع شخصى و خصوصى افراد در آن لحاظ شود. به طور كلى حق الناس را مى توان چند قسم دانست: 1. حقوق مالى افراد، 2. حقوق عرضى (آبرويى)، 3. حقوق جانى، 4. حقوق معنوى افراد (مانند حق هدايت و دورى از ضلالت).
در قرآن كريم، خداوند براى حفظ اين حقوق مردم قوانين و حدودى را وضع كرده است كه خارج شدن از حدود الهى و تعرض و تعدى به حقوق ديگران به هر شكلى از آن، نكوهش شده است مثلاً در حقوق مالى مى فرمايد: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَ لَكُم بَيْنَكُم بِالْبَـطِـلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَـرَةً عَن تَرَاض مِّنكُم; (نساء، 29) اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد! مگر اين كه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.» و يا در مورد كم فروشى مى فرمايد: «واى بر كم فروشان! آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى كنند، حق خود را به طور كامل مى گيرند; امّا هنگامى كه مى خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى گذارند!»(مطففين،1 ـ 3)
و يا براى حفظ حق الناس، دستور به نوشتن وام و داد ستدهاى مردم مى دهد (بقره، 282) و از همين قسم است تقسيم ارث و سفارش به دورى گزيدن از مال يتيم و ...; حقوق اجتماعى در قرآن، همان حقوقى است كه در رابطه با حفظ عِرض و آبروى مردم است، نظير: حرمت غيبت، استهزاء و مسخرگى، بهتان و تهمت زدن، سوءظن و... است كه ناظر به حق و حقوق اجتماعى افراد يك جامعه است; حفظ حقوق جانى افراد در قرآن همان قوانينى است كه در مورد قصاص، ديات و... وضع شده است كه قرآن مى فرمايد: «وَ لَكُمْ فِى الْقِصَاصِ حَيَوةٌ يَـأُولِى الاَْلْبَـبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون;(بقره،179) و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خرد! شايد شما تقوا پيشه كنيد.»
خداوند متعال، حق الناس را مقدم بر حق خودش قرار داده(1) و تأكيد بسيار زيادى بر رعايت آن نموده است، دليل اين امر چيزى جز برپائى «قسط» و «عدل» در اين جهان نيست* همان طور كه در حكمت سفارش به نوشتن وام ها و داد و ستدها و اخذ شهود بر آن مى فرمايد: «ذَ لِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَـدَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُوا; (بقره، 282) اين در نزد خداوند به عدالت نزديك تر و براى شهادت مستقيم تر وبراى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر است.» و «عدالت» امرى است كه همه عقلا آن را ممدوح و مطلوب مى دانند. [1]
حق الناس از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام)
امام صادق علیه السلام:
«ما عبدَاللهُ بِشَی ءٍ اَفضَل مِن اَداء حَقَّ المومن: هیچ عبادتی برتر از اداء حق مومن نیست.»
حق الناس از نگاه بزرگان
حکایت اول
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه هجرت کرد به علی علیه السلام فرمود:
یا علی! ما به سوی مدینه هجرت می کنیم. تو، به مکه برگرد و در روز روشن به صدای رسا اعلام کن که محمد از شهر خارج شده، هر کس امانتی در نزد او دارد یا از وی طلبکار است؛ بیاید و امانت و طلب خود را بگیرد.
حکایت دوم
روزی در نجف اشرف امام خمینی (ره) می خواست برای نماز جماعت وارد اطاق بیرونی شود. جلو اطاق انباشته از کفش نمازگزاران بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود. امام وقتی به کفش کن رسید و آن وضع را دید، توقف کرد و از پا گذاشتن بر روی کفش مردم خودداری ورزیده، تا اینکه کفش ها را از سر راه برداشتند و راه را باز کردند. آن گاه امام وارد اطاق شد.
امام در وصیتی به فرزندشان می نویسند:
پسرم! سعی کن که با حق الناس از این جهان رخت نبندی که کار، بسیار مشکل می شود. سر و کار انسان با خدای تعالی که ارحم الراحمین است، بسیار سهل تر است تا سر و کار با انسان ها.
حکایت سوم
در باغ امام صادق علیه السلام عده ای کارگر مشغول کار بودند. همین که کارشان تمام شد، حضرت به معتب (غلامش) فرمود: مزد ایشان را بپردازد، قبل از آنکه عرق بدنشان خشک شود.
حکایت چهارم
موسی ابن عمیر از پدرش نقل می کند که امام حسین علیه السلام به من امر فرمود:
در میان لشکریان اعلام نمایم کسی که بدهکار است همراه و همرزم امام حسین علیه السلام نباشد، زیرا کسی که بمیرد در حالی که تصمیم نداشته باشد بدهی اش را بپردازد، داخل آتش جهنم می شود. [2]
شاید اکثر ما آدمها فکر کنیم که حق الله مهم تر از حق الناس است ولی واقعیت متفاوت از این امر میباشد و باید گفت که حق الناس مهمتر از حق الله است و در این رابطه می خواهیم توجه شما عزیزان را به داستان های واقعی جلب کنیم:
1. آقاى حاج قوام واعظ فرمود: شخصى براى انجام فريضه ى حج به مكه مى رفت. در مسير راه به نجف رسيد. هميان پولى داشت كه مى خواست نزد كسى به امانت بگذارد. به دكان عطارى رسيد كه مسأله مى گفت و عده اى به سخنان او گوش مى دادند. با خود گفت: اين مرد خوبى است، بهتر است پولم را نزد او بگذارم. هميان را نزد او امانت گذاشت. بعد از مراجعت از مكه، هميان پولش را از او خواست، ولى عطار انكار كرد و گفت: چيزى به من ندادى. بيچاره چون شاهدى نداشت چاره اى نديد جز اين كه به اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت كند. گفت: به حرم رفته و گريه كردم. حضرت در حالت بيهوشى به من فرمود: برو و پولت را از حاج سيد على بگير. با خودم گفتم: آقاى حاج سيد على مرجع تقليد است، من كه پول را به او ندادم، اين حرف چه معنايى دارد؟ روز بعد متوسل شدم، باز در حالت بيهوشى، همان جمله را به من فرمود. باز تعجب كردم. روز سوم مشرف شده و به شدت گريستم، فرمود: مطلب همان است كه گفتم، برو پولت را از حاج سيد على بگير. به ناچار خدمت ايشان رفتم و داستان را گفتم. فرمود: بلى پولت نزد من است، فردا بيا مسجد و پولت را بگير. به دستور ايشان، در شهر اعلان كردند كه همه ى مردم به مسجد بيايند. سپس ايشان در جمع مردم به منبر رفته، فرمود: همه ساله براى خريد اجناس به بغداد مى رفتم. در سفرى از دكان يك يهودى، مقدارى پارچه خريدم و يك فِلِسْ (تقريبا معادل يك شاهى ايران) بدهكار شدم، سال بعد كه رفتم، ديدم دكانش بسته است. مردم گفتند: يهودى مرده است. من بدهى خود را داخل دكان انداخته به نجف برگشتم. شب در خواب ديدم، بازارِ محشر است و هنگامى كه به وسط پل صراط رسيدم، ديدم كوهى از آتش، از جهنم بيرون آمد. نگاه كردم ديدم همان يهودى است. گفت: يك فِلِسَمْ را بده. گفتم در دكانت انداختم. گفت: بايد به ورثه ى من داده باشى، به آنان نرسيده است. گفتم: اين جا كه پولى ندارم. گفت: گناهان مرا قبول كن. گفتم: اگر گناهان تو را بپذيرم، جهنمى مى شوم. گفت: من هم نمى گذارم قدم از قدم بردارى. گفتم: يهودى رهايم كن و مرا اذيت نكن. گفت: محال است كه بگذارم حركت كنى، مگر اين كه بگذارى بدنم را به تنت بزنم تا قدرى خنك شود. گفتم: اگر بدنت را به من بزنى، مى سوزم. گفت: چاره اى نيست. گفتم....
----------------------
منابع :[1]. ر.ك: ميزان الحكمة، محمدى رى شهرى، ج 2، ص 480، دفتر تبليغات اسلامى.
كانون علمي فرهنگي حضرت وليعصر(عج)







