ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه

سال چهارم ـ شماره 45 ـ 10 آذر 87

دریافت صفحات نشریه به صورت عکس jpg

دریافت صفحات ویژه نامه شهر پیر به صورت عکس jpg

به جاي سرمقاله

مقام معظم رهبري : واقعه غدير عامل وحدت مسلمانان

* در واقعه بسيار مهم غدير ، بايد كسي به امامت منصوب مي شد كه سرچشمه همه فضايل باشد تا همه تاريخ اسلام از او سيراب شود و محاسبات الهي و فوق بشري نشان داد كه اين فضايل بيكران، فقط در اميرمؤمنان جمع است و به همين علت است كه حضرت علي بن ابيطالب (ع) خورشيد آسمان امامت است و ديگر ائمه هدي، ستارگان اين آسمان درخشان به شمار مي روند.

* حضرت علي بن ابيطالب (ع)، ‌منصوب پيامبر خاتم بود اما هنگامي كه مشاهده كرد مطالبه اين حق، ممكن است به اسلام لطمه بزند و اختلاف ايجاد كند ، ‌نه تنها ادعايي را مطرح نكرد بلكه با كسانيكه صاحب منصب حق نبودند و بر جامعه اسلامي حكومت مي كردند همكاري كرد چرا كه اسلام به وحدت  نياز داشت و به همين علت اميرمؤمنان(ع) اين فداكاري را انجام داد.

* وحدت و انسجام اسلامي امروز يك فريضه حتمي است كه با همكاري خردمندان و دلسوزان  مي تواند راه هاي عملي آن پيموده شود.اين دو ركن عزت، يعني از سويي مرزبندي و جبهه گيري مقتدرانه در برابر استكبار، و از سويي تراحم و همگرايي و برادري ميان مسلمانان، آنگاه كه با ركن سوم، يعني خشوع و تعبد در برابر پروردگار همراه شود، امت اسلامي در راهي كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزت رسانيد، پي درپي به پيش خواهد رفت و ملت هاي مسلمان از عقب ماندگي حقارتباري كه در قرنهاي اخير بر آنان تحميل شده نجات خواهنديافت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

كسب مقام سوم كشوري فوتسال بسيج ادارات و اصناف لارستان

تيم فوتسال بسيج اصناف و ادارات لارستان پس از قهرماني در استان فارس  به عنوان نماينده اين استان در چهارمين جشنواره فرهنگي ورزشي كشور در گيلان با حضور 27 تيم از استان ها شركت نمود و به مقام سوم نايل آمد .

تيم لارستان در مرحله اول با نمايندگان چهارمحال بختياري و قم هم گروه شد كه با نتايج 3 ـ 1 چهارمحال بختياري و 3 ـ 0 قم را شكت داد و به مرحله دوم صعود كرد.

در مرحله دوم با نتايج 4 ـ 2 خراسان رضوي و 4 ـ 3 كهكيلويه و بويراحمد را نيز شكت داد و به عنوان تيم اول به مرحله يك چهارم گام نهاد.

در اين مرحله با نماينده كرمان روبرو شد كه بازي در وقت قانوني به تساوي انجاميد ولي در ضربات پنالتي در عين شايستگي با نتيجه 9 ـ 7 بازي را واگذار نمود .

در بازي رده بندي توانست با اقتدار تيم خوزستان را كه يكي از استان هاي فوتبال خيز ايران است با نتيجه 3 ـ 0 شكست داده و به مقام سوم كشور دست يافت .

اسامي دلاورمردان فوتسال لارستان:

ايستاده از راست :

عليرضا جعفري ـ عليرضا آزادي فرد ـ محمد ابراهيم جمشيدون ـ مهدي صارمي زاده ، محمد هادي زاده ـ سرهنگ عليرضا طاهري ـ سرهنگ دهقان

نشسته از راست :

مهرداد اعجمي ـ حسن نظري ـ محمد محترم ـ عبدالغفار اسماعيلي از دهكويه و اردشير حاجيان

قهرماني تيم واليبال پايگاه مقاومت الزهرا(س) خواهران دهكويه در لارستان

همزمان با هفته بسيج حشنواره يك دوره مسابقه واليبال ويژه خواهران عضو پايگاه هاي مقاومت حوزه شهيد عفيفه بر گزار شد كه تيم پايگاه الزهراي دهكويه توانست مقام قهرماني را به دست آورد .

در اين دوره از مسابقات        تيم هاي كرمستج ، مير احمد بريز ، الزهرا المهدي كورده ، علي آباد ، هورمود عباسي ، پايگاه حضرت رقيه (س) دهكويه ، دنگز و الزهراي دهكويه حضور داشتند كه پس از تيم الزهراي دهكويه      تيم هاي الزهرا المهدي كورده و مير احمد بريز به ترتيب مقام دوم و سوم را به خود اختصاص دادند .

همچنين به همين مناسبت مسابقه اي بين مير احمد بريز و اميد پايگاه الزهراي دهكويه       بر گزار شد كه در اين مسابقه تيم اميد دهكويه به پيروزي رسيد .

خبرهايي كوتاه از هفته بسيج

* حضور اعضاي شوراي فرماندهي و گروه مقاومت رزمي پايگاه مقاومت شهيد صفري دهكويه در برنامه آموزشي تيراندازي در محل اردوگاه سيد الشهداي لارستان با حضور بسيجيان حوزه روستايي سردار شهيد عفيفه

* گردهمايي بزرگ بسيجيان عضو پايگاه هاي مقاومت خواهران و برادران دهكويه در محل حسينيه با حضور مسوولين بسيج لارستان .

* حضور بسيجيان دهكويه در گردهمايي بزرگ بسيجيان لارستان

* حضور بسيجيان دهكويه در گردهمايي بسيجان دهستان دهكويه كه با حضور بسيجيان دهكويه ، كورده ، بريز و دنگز كه در كورده برگزار شد .

* حضور بر مزار شهيدان و قرائت دعاي عهد و همچنين راهپيمايي همزمان با آخرين روز هفته بسيج

 

معاون فرماندار لارستان:

بسترهاي سرمايه‌گذاري در لارستان مهيا است

خبرگزاري فارس: معاون فرماندار لارستان گفت: تمام عوامل و بسترها براي توسعه سرمايه‌گذاري و تشويق سرمايه‌گذاران در لارستان مهيا است.

مهدي صادق‌نژاد  در گفتگو با خبرنگار فارس در اوز  اظهار داشت: برخورداري از راه‌هاي مواصلاتي، فرودگاه‌ بين‌المللي، نزديكي به آب‌هاي خليج فارس و حضور افراد مستعد و علاقمند در لارستان،‌ اين شهرستان را از هر حيث مهياي پذيرش سرمايه‌گذاري‌هاي كلان كرده است.
صادق‌نژاد با اشاره به برگزاري جلسه ستاد تشويق و جذب سرمايه‌گذاري لارستان افزود: اعضاي اين ستاد، راهكارهاي افزايش سرمايه‌گذاري در اين شهرستان را بررسي و در اين راستا چهار پيشنهاد را تصويب كردند.

معاون فرماندار لارستان خاطرنشان كرد: در اين جلسه مقرر شد طرح‌هاي اولويت‌دار از حيث ميزان سرمايه، اشتغالزايي و اقتصادي بودن توسط اعضاي واحد سرمايه‌گذاري لارستان مشخص شده و به ستاد ارائه شود.

اين مقام مسئول ادامه داد: تدوين و ارائه طرح احداث بيمارستان خصوصي توسط گروهي از پزشكان يكي ديگر از مصوبات اين جلسه بود كه بايد توسط شبكه بهداشت و درمان لارستان پيگيري و انجام شود.

صادق‌نژاد، تدوين و تنظيم طرح‌هاي قابل اجرا و اطلاع‌رساني در زمينه اين طرح‌ها را يكي ديگر از مصوبات جلسه ستاد تشويق و جذب سرمايه‌گذاري لارستان برشمرد و گفت: اين وظيفه بر عهده اداره صنايع لارستان گذاشته شده است.

معاون فرماندار لارستان با يادآوري اينكه با انعكاس طرح‌ها و مزاياي آن از طريق نشريات محلي، مي‌توان سرمايه‌گذاران را تشويق و در آنها انگيزه ايجاد كرد، گفت: ستاد تشويق و جذب سرمايه‌گذاري‌ها انعكاس طرح‌ها و تاثيرات آن بر توسعه لارستان در رسانه‌ها و نشريات محلي را تصويب كرد.

سرمايه گذاران ازايجادمنطقه ويژه اقتصادي لارستان استقبال کردند

معاون فرماندار لارستان گفت: ايجاد منطقه ويژه اقتصادي در لارستان با استقبال سرمايه گذاران مواجه شده که اين مهم نياز به ايجاد زمينه هاي مناسب دارد.

به گزارش ايرنا محمد صادق نژادان در نشست حمايت و تشويق سرمايه گذاري در لارستان افزود: فعاليت فرودگاه بين المللي لارستان، وجود نيروي متخصص بومي ، دسترسي به راه آهن ، نزديکي به بنادر جنوبي کشور، ارتباط با کشورهاي حاشيه خليج فارس از مهمترين نقاط قوت ايجاد منطقه ويژه اقتصادي در اين شهرستان است.


وي ادامه داد: مسوولان بايد با برنامه ريزيهاي لازم زمينه حمايت از طرحهاي مناسب اقتصادي سرمايه گذاران در اين منطقه را فراهم کنند.

همچنين مهندس عبدالله سليم رييس اداره صنايع و معادن لارستان گفت: سه طرح زنجيره فرآوري خرما، توليد پودر شوينده و توليد لامپ کم مصرف در لارستان آماده اجراست.

وي اضافه کرد: براي اجراي اين سه طرح چهار صدو هفتاد و چهار ميليارد ريال سرمايه گذاري لازم است که زمينه اشتغال چهار صد و ده نفر را فراهم    مي کند.

مدير كميته امداد امام خميني (ره) لارستان:

لارستان مقام دوم كمك به ايتام در فارس را دارد

خبرگزاري فارس: مدير كميته امداد امام خميني (ره) لارستان گفت: لارستان از نظر كمك خيران و نيكوكاران به ايتام و ديگر بخش‌ها، رتبه دوم را در سطح استان فارس دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، عبداله تقي‌زاده  در جمع خبرنگاران اظهار داشت: 420 نفر از ايتام زير پوشش كميته امداد امام خميني (ره) لارستان بيش از يك حامي دارند و اين نشان‌دهنده روحيه بالاي حمايت از ايتام در بين مردم لارستان است.

وي افزود: طي سال گذشته و 5 ماهه نخست امسال افزون بر 5 ميليارد و 420 ميليون ريال كمك‌ مردمي جمع‌آوري شده است. تقي‌زاده احداث مسكن‌ براي مددجويان را از جمله برنامه‌هاي كميته امداد امام خميني ‌(ره) لارستان برشمرد و خاطرنشان كرد: امسال 25 مورد تعميرات اساسي منازل و ساخت حمام، آشپزخانه و سرويس بهداشتي و احداث كامل 4 باب منزل مسكوني انجام شده است كه تمام هزينه‌هاي اين فعاليت‌ها را نيكوكاران و خيرانديشان تامين كرده‌اند.

رئيس موسسه خيريه دارالايتام حضرت امام علي (ع) لار نيز گفت: اين موسسه خيريه فعاليتي همسو با كميته امداد امداد امام خميني (ره) داشته و تاكنون 170 يتيم را در شهر لار زير پوشش قرار داده‌ است.

حسنعلي نديمي افزود: كمك‌هاي نيكوكاران به اين موسسه صرف هزينه‌هاي دارو و درمان، خريد لوازم خانگي، تهيه جهيزيه نوعروسان، كمك‌هزينه تحصيل و فعاليت‌هاي فرهنگي و بخشي از آن صرف حقوق و مزايا مي‌شود.

اختصاص 600 جلد کتاب به کتابخانه های روستایی لارستان

 در آبان ماه سال جاری تعداد 600 جلد کتاب در اختیار روحانیون مستقر شهرستان لارستان قرار گرفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فارس نما، هر ماهه 600 جلد کتب علمی، فرهنگی، مذهبی و هنری به      کتابخانه های روستایی که روحانیون مستقر در آن مکان استقرار دارند اختصاص می یابد.

 

علی حسین زاده مسئول امور روحانیون مستقر اداره کل تبلیغات اسلامی فارس در این رابطه گفت: در راستای تقویت و توسعه کتابخانه های مساجد و تشویق جوانان و نوجوانان روستاها به کتاب و کتابخوانی، هر ماهه چهل عنوان کتاب در قالب 100 جلد کتب مختلف به روستاها و مراکز بخشهایی که روحانیون سازمان استقرار دارند ارسال می شود.

 

گفتنی است تعداد 300 جلد کتاب از سوی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس به دبیرستان جدید التاسیس صدرای لارستان اختصاص یافت.

 

 

خبرهايي از همايش بين المللي زبان و مردم شناسي لارستان

همكاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با دبیرخانه همایش

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه های مختلف دبیرخانه ی همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان را یاری خواهد کرد.

پس از پيگيري هاي صورت گرفته در دبيرخانه همايش، وزارت و فرهنگ ارشاد اسلامي موافقت خود را پيرامون همكاري با اين برنامه اعلام کرده است.

از اين پس لوگوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز به حاميان همايش بين المللي زبان شناسي و مردم شناسي لارستان اضافه خواهد شد.

استقبال مسوولين لارستاني مقيم تهران از همايش

مسوول كميته هماهنگي و اجراييات همایش در سفر به تهران با مسوولین لارستانی مقیم پایتخت،ملاقات کرد.مهدی علیشیر در تشریح نتایج این سفر به دیدار و گفتگو با دكتر حسين غريبي(استاد دانشگاه تربيت مدرس)، دكتر جمشيد جعفرپور (رييس كميسيون مشورتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ) و احمد حسيني (مدير كل امور بين الملل وزارت كشور) پرداخت دبيربهزاد مريدي ( دبير همايش) ضمن مفید برشمردن این گفتگوها از استقبال و همكاري ایشان در هر چه گسترده تر شدن ارتباطات دبيرخانه همایش با   ارگان هاي ذي ربط ( سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان يونسكو      و ...) تشکر نمود و اینگونه  همکاری ها را مایه دلگرمی دانست.

دانشگاه بين المللي آريا به حامیان همایش پیوست

دانشگاه بين المللي آريا به حامیان علمی همایش افزوده شد.

به گزارش روابط عمومی همایش     بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان، دكتر بهزاد مريدي دبير همايش از حمایت های علمی دانشگاه بين المللي آريا خبرداد.

عمده فعاليتها ي پ‍‍‍ژوهشي ، تحقيقاتي و آموزشي اين دانشگاه بین المللی پيرامون زبان شناسي و مردم شناسي ايران و جهان است. همچنين این دانشگاه داراي دو نشريه ي تخصصي ISI پیرامون زبان شناسی است.

پیش از این دو انجمن علمی انسان شناسی ایران و زبان شناسی ایران به عنوان حامیان علمی همایش برگزیده شده بودند.

دو كتاب درباره زبان و فرهنگ عامه لار رونمايي مي‌شود

خبرگزاري فارس: همزمان با همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان  دو كتاب درباره زبان و فرهنگ عامه لار با هدف محافظت از زبان‌هاي كهن رونمايي خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، بهزاد مريدي دبير همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان گفت: همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان با هدف محافظت از زبان‌هاي كهن برگزار مي‌شود و همزمان با اين همايش، كتاب «دستور هم زماني و در زماني زبان لاري» نيز رونمايي خواهد شد.

وي افزود: در اين همايش كه با هدف محافظت از زبان‌هاي كهن برپا مي‌شود، همچنين كتاب «فرهنگ عامه (فولكلور) لار» توزيع خواهد شد.

مريدي درباره همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي مردم لارستان گفت: اين همايش نگاهي عميق به لايه‌هاي مياني جامعه دارد و مسوولان برگزاري آن معتقد به مخاطب‌سازي با روشي آرام، تدريجي و ايجاد فضايي مناسب در شهر براي پذيرش يك همايش بين‌المللي‌اند.

دبير اين همايش خاطرنشان كرد: پيش از اين شش نشست با موضوع زبان و فرهنگ لاري با سخنراني بهنام نورايي، بهزاد مريدي، حسين شرف‌زاده، محمدرضا مريدي و حميد منشي و با همكاري انجمن فارغ‌التحصيلان سمپاد (سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان) لارستان در اين همايش برگزار ‌شده است. همچنين در آينده نشستي محفلي با موضوع فولكلور منطقه جنوب، حكايات و افسانه‌هاي رايج به زبان لاري بررسي خواهند ‌شد.

همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان 23 تا 25 اسفندماه 1387 برگزار مي‌شود.

طرح های پژوهشی با محوریت موضوعات همایش مورد حمایت قرار می گیرد

دبیرخانه: مسئول کمیته تحقیق و پژوهش همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان گفت: از طرح های پژوهشی با محوریت موضوعات همایش حمایت خواهیم کرد.

دکتر محمد رضا مریدی ، مسئول کمیته تحقیق و پژوهش همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان ، گفت از تمامی پایان نامه ها و طرح های پژوهشی با موضوعات و محورهای این همایش حمایت می شود. وی افزود: هدف از اجرای این طرح مشارکت بیشتر و گسترده تر با مراکز علمی و دانشگاهی و آشنایی هر چه بیشتر دانشجویان و دانشگاهیان با فرهنگ و زبان لارستانی است.

وی تصریح کرد: پایان نامه های دانشجویان توسط یک گروه کارشناسی مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهد گرفت و در صورت دارا بودن شرایط لازم، نسبت به چاپ آنها اقدام می شود.

مریدی همچنان از آمادگی دبیرخانه این همایش برای ایجاد امانات پژوهشی در منطقه لارستان گفت: دبیرخانه همایش زبان شناسی و مردم شناسی به پژوهشگرانی که نیاز به جمع آوری اطلاعات میدانی از مناطق لارستان دارند امکانات رفاهی مهیا خواهد کرد. این عده از پژوهشگران می توانند با هماهنگی قبلی به منطقه لارستان سفر کرده و از امکانات این دبیرخانه برای پژوهش خود بهره ببرند.

همچنین وی یادآور شد که اساتید دانشگاه های ایران و خارج از کشور نیز در صورت نیاز به اطلاعات پژوهشی برای تکمیل مقالات خود می توانند با این دبیرخانه تماس حاصل کنند.

حضور کیوان فرزین در نشست بررسی موسیقی فولکلور لارستان

کیوان فرزین آهنگ ساز با حضور در لارستان در نشست بررسی موسیقی فولکلور لارستان حضور یافت.

به گزارش روابط عمومی همایش بین المللی لارستان شناسی و زبان شناسی لارستان، نشست بررسی موسیقی فولکلور لارستان با حضور اهالی موسیقی لارستان از بستک، گراش، اوز، بندرلنگه و لار برگزار شد.

در این نشست کیوان فرزین با اشاره به نبود تحقیقات مکتوبی دررابطه با موسیقی فولکلور لارستان بر جمع آوری اطلاعات اسناد و نوارهای موسیقی قدیمی لارستان تاکید کرد.

همچنین در این نشست قرار بر جستجوی شواهد آثار موسیقی در مکتوبات و همچنین یافتن اهالی موسیقی در روستاهای لارستان و مصاحبه با اهالی موسیقی در رابطه با فولکلور محلی شد.این نشست به منظور همفکری و ارائه راهکار مناسب برای ساخت موسیقی سنتی و فولکلور جنوب از سوی دبیرخانه همایش زبان شناسی و مردم شناسی لارستان برپا شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

چرا اسامي امام علي (ع) و ائمه در قرآن نيامده است؟

(سامانه پاسخ گويي به شبهات وهابيت)

اگر امامان شيعه، تعيين و منصوب شده از جانب خداوند متعال هستند و امامت منصبي است الهي، چرا اسامي ائمه شيعه در قرآن نيامده است، آيا قرآن بيانگر تمامي احكام و اصول و فروع دين نيست؟

جواب اجمالي:

اولاً  اين كه خيلي از مسائل جزئي ديگر، همچون ركعات نماز، نماز ميّت، جزئيات زكات و... در قرآن ذكر نشده‌اند. ثانياً،‌ در قرآن به صورت كلي در آيات متعددي به ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ اشاره شده است و حكمت عدم تصريح به نام آنها، دفع ر‌شد بدخواهان و صيانت قرآن از حذف و تحريف، و يا ابتلا و آزمايش مؤمنان و.. بوده است ثالثاً در كلمات خود پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ  به عنوان مفسر قرآن هم به تعداد ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و هم به اسامي آنها اشاره شده است، كه هم در كتب اهل سنت و هم دركتب شيعه بيان شده است.

جواب تفصيلي:

اولاً: خيلي از مسائل ريز احكام و اخلاق و بعضي مسائل اصول در قرآن بيان نشده است. مثل ركعات نماز، جزئيات زكوة. و لذا امام صادق ـ عليه السّلام ـ در جواب سئوال فوق الذكر فرمود: «به كساني كه چنين اعتراضي دارند، بگوييد همان‌گونه كه نماز در قرآن آمده ولي سه يا چهار (ركعت) بودن آن مشخص نشده و رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آن را براي مردم تفسير و بيان نموده‌اند». دربارة ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ هم داريم «اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم»[1] از خدا و رسول و اولي الامر اطاعت كنيد، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ  فرمود: «مراد ائمه مي‌باشد»[2]. گذشته از اين اگر اسم حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ  صريح در قرآن مي‌آمد، باعث مي‌شد دشمنان و بدخواهان دست به تحريف قرآن بزنند. ثانياً در قرآن آيات متعددي اشاره به حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ دارند مانند: آية تبليغ[3]، اكمال[4]، هود[5]، اولي الأمر[6]، آية ولايت[7]، مباهله[8]، ولي به خاطر مصالحي از تصريح نام اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ در قرآن خودداري شده است. در اين زمينه حكمت‌هايي ذكر شده كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود: 1ـ دفع شر بدخواهان و منافقان نسبت به كيان اسلام وصيانت قرآن از حذف و تحريف نام[9] ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ چنانكه بعضي از نويسندگان كلمه «خليفتي» را از كلام پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم كه نسبت به حضرت علي عليه السّلام  فرمود، در كتاب خود حذف نموده است.[10] 2ـ و شايد عدم ذكر نامه ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ براي ابتلأ و آزمايش مؤمنان است، تا صدق ايمانشان در آن امور عظيم آشكار گردد.

ثالثاً: در كلمات پيامبر اكرم  صلي الله عليه و آله وسلم   به عنوان تفسير قرآن كاملاً اسامي ائمه بيان شده است كه اين روايات هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شيعه گردآوري شده‌اند، كه ما به بعضي از آنها كه در منابع اهل سنت آمده است اشاره مي‌كنيم، با اين تذكر كه اين روايات از نظر اجمال و تفصيل با هم تفاوت‌هاي دارند، كه ما آنها را به سه دسته تقسيم مي‌كنيم:

دسته اول: احاديثي كه به طور اجمال به امامت و رهبري ائمه اطهار (عليهم السلام)‌ و جانشيني بعد از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ  تصريح مي‌كنند و آن را در اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ  منحصر مي‌نمايند، مانند حديث ثقلين[11] و مانند حديث سفينه[12] و حديث صحيحه كساء. در پايان اين مجموعه فقط به نكاتي كه از حديث ثقلين مي‌توان استفاده نمود، اشاره مي‌كنيم: 1ـ قرآن و اهلبيت هميشه با هم و از يكديگر جدا ناپذيرند. 2ـ اطاعت از اهل بيت هم‌چون قرآن بدون هيچ قيدي، واجب مي‌باشد. 3ـ اهلبيت معصومند. 4ـ اين دو هميشه با هم هستند و در طول ادوار تاريخ بايد امامي وجود داشته باشد. 5ـ جدايي و پيشي گرفتن بر اهلبيت مايه گمراهي است.[13]

دسته دوم: رواياتي كه تعداد امامان را به «دوازده نفر» منحصر مي‌كنند. 1ـ از جابربن سمره نقل شده است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ  فرمود: «او يكون بعدي اثنا عشرا اميراً كلهم من قريش»[14]  بعد از من براي امت اسلام دوازده امير و خليفه خواهند بود كه همگي آنها از قريش مي‌باشند. 2ـ در جاي ديگر فرمود «اثنا عشر كعدد نقباء بني اسرائيل»[15] فرمود: دوازده نفر به تعداد پيشوايان بني اسرائيل.

دسته سوم: رواياتي كه علاوه بر تعداد ائمه اطهار (عليهم السلام)‌ به نام آنها تصريح كرده‌اند، كه در منابع فريقين بيان شده و ما فقط به بعضي از آنها از طريق عامه اشاره مي‌كنيم: 1ـ پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ  خطاب به امام حسين (عليه السلام) فرمود: «انك سيد ابوسادة انك امام ابن ائمه، انك حجة ابن حجة ابوحججٍ تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم»[16] تو سيد و آقا و سرور بزرگواران هستي تو خود امام و فرزند ائمه (امام) هستي تو خود حجت و فرزند حجت خدايي و پدر نُه امام بعد از خود هستي، كه آخرين آنها قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه) مي‌باشد. 2ـ پيامبر اسلام در جواب نعثل يهودي كه از اوصياي حضرت سئوال كرد فرمودند: همانا وصي و خليفه بعد از من حضرت علي بن ابيطالب (عليه السلام) و بعد از او دو فرزندش امام حسن و امام حسين(عليهم السلام) و بعد از آنها نُه امام ديگر از صلب حسين هستند نعثل گويد ‌اي محمد (صلي الله عليه وآله) نام آن نُه نفر را برايم بگو، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ  هم نام يكايك آنها را بيان مي كند[17]. آيا جاي ايراد باقي مي‌ماند كه چرا خداوند متعال نام ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ را در قرآن نبرده است يا اين ‌كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ  بيان نفرموده است؟

در پايان جاي اين سئوال باقي مي‌ماند كه؛ چگونه است كساني با اين همه تصريحات از طرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در منصب امامت و خلافت بر حق اهل بيت و ائمه اطهار (عليهم السلام) شك و ترديد مي‌كنند، ولي در خلافت خلفاي ثلاث بدون اينكه هيچ گونه تصريحي از طرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و مدحي از طرف قرآن، بر آن‌ها باشد، شك و ترديد نمي‌كنند؟!

پانويس :

[1] - سورة نساء، آية 59.

[2] - محدث بحراني غاية المرام (چ سنگي)، ج3، ص 265.

[3] - سورة مائده، آية 67.

[4] - سورة مائده، آية 5.

[5] - سورة شوري، آية 23.

[6] - سورة نساء، آية 59.

[7] - سورة مائده، آية55.

[8] - سورة آل‌عمران، آية 61.

[9] - علامه سيد شرف الدين عاملي، المراجعات (بيروت، چهارم، 1406) ص 235.

[10] - طه حسين عصري.

[11] - ر.ك: مسلم بن حجاج قشيري، صحيح علم (بيروت داراحياء التراث العربي) ج4، ص 1873 و سنن ترمزي (داراحياء التراث العربي) ج5، ص 663.

[12] - محمد زمخشري، الكشاف (بيروت داراالكتاب العربي، سوم، 1407) ج1، ص 369.

[13] - آيت الله مكارم شيرازي و جمعي از دانشمندان (قم، انتشارات نسل جوان، دوم، 1374) ج9، ص 65-75.

[14] - صحيح مسلم (پيشين) ج3،ص 1453.

[15] - ميثمي، مجمع الزوائد، (بيروت، دارالكتب العربي) ج5، ص 190.

[16] - خوارزمي، مقتل الحسين (قم، مكتبه المفيد) ج1، ص 146.

[17] - ر.ك: جويني فرائد السمطين (بيروت، مؤسسه المحمودي) ج2، ص 134

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

مقام معظم رهبري : بسيجي يعني علي (ع) كه تمام وجودش وقف اسلام بود .

بسيج دانشجويي از نگاه رهبري

عزيزان ، بسيج دانشجويي يكي از ارزنده ترين يادگارهاي امام بزرگوار ماست . آن روزي كه آن حكيم فرزانه يكي از ضروري ترين    تشكل ها را بسيج دانشجو و طلبه اعلام كرد ، كمتر كسي به اهميت حضور اين مجموعه ارزشمند در دانشگاه واقف بود  و امروز كه دانشگاه و همه عرصه هاي زندگي صحنه زورآزمايي فرهنگي ـ سياسي ـ تبليغاتي استكبار و صهيونيسم با انقلاب و نظام اسلامي است روشن بيني امام بزرگوار ما از هميشه آشكار تر گرديده است . آري بسيج مدرسه عشق است و در همه ميدان هاي دشوار فقط حضور عاشقانه و مخلصانه است كه        مي تواند پرچم حق ، راستي و ايمان را به اهتزاز در آورد و جنود شيطان را منهدم سازد.دانشجوي بسيجي كسي است كه دشمن كمين گرفته را از ياد نمي برد و غافلانه خود و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي سپارد . دانشجوي بسيجي جواني خود را مغتنم مي شمارد ، پيكار فرهنگي و فكري  و عقلاني را نيز مانند حضور در ميدان هاي جنگ با تكيه به هوشمندي و تلاش و توكل به پيش مي برد و خود را در همه حال سرباز اسلام و انقلاب و فرزند خميني كبير رحمه الله عليه مي شمارد . هر دانشجويي با هر سليقه سياسي اگر پايبند به ارزش هاي انقلاب و آماده حضور در عرصه مبارزه فرهنگي و سياسي با استكبار و ايادي آشكار و نقاب دار آن است ، مي تواند در خيل بسيجيان دانشگاه باشد . بسيج دانشجويي حتي در دوراني كه كشور در حال جنگ مسلحانه نيست يك مجموعه نظامي است . سازمان بسيج در دوران حاضر بايد كانون رشد و اشاعه تفكر بسيجي باشد . امروز دانشگاه بيش از همه به بسيج دانشجويان در صراط مستقيم انقلاب نيازمند است و تشكل بسيج دانشجويي بيش از همه به خودسازي و هوشمندي و پايداري .

تو همان بسيجي ديروزي

به راستي چه زيبا مي گويند كه بسيج مدرسه عشق است و عشق آغاز همه چيز . آغاز بودن ، زيستن و گاهي نيز آغاز تكاپويي عظيم . آري گاهي عشق چنان شور و شوقي به پا مي كند كه ديگر حتي مجالي براي ديدن خود و تفكر در آرزوهاي خرد و كلان گذشته باقي نمي ماند .

آرزو ها ، هدف ها و آرمان ها همه و همه رنگي نو به خود مي گيرند . ديگر حتي خستگي و مرارت هاي راه نيز مانع ادامه مسير نمي شود ؛ بلكه سخت ترين و دشوار ترين مصايب روحيه اي دوچندان در انسان ايجاد مي كند تا هر چه سريعتر و هر چه زيباتر و با     شكوه تر به وصال معشوقش برسد .

حال شما بنگريد ، حال عاشق پيشگاني كه سال هاست در كوچه پس كوچه هاي گمنامي حيران و سرگردان به دنبال آن مه جبين سرو قامت اند كه در حجاب غيبت فرو رفته و نبض زمان قرن هاست كه براي رويت او لحظه شماري    مي كند تا در آن لحظه با شكوه ، با نبض عاشقان و دلسوختگانش      هم آهنگ و يك صدا فرياد « قل جاءالحق و ذهق الباطل » را در كالبد بي جان جهانيان طنين انداز كند . آري ! پيش از اين نيز تو را ديده بودم ، سال ها پيش كه خصم به قصد ربودن گوهر ايمان ، دزدانه به خانه مان آمده بودي ، جوان بودي و پر شور بي قرار و با نشاط ، درست مثل امروز .آن وقت ها ، زبان از بيان تلاش تو عاجز بود و قلم از توصيف بي قراريت ناتوان  و امروز اين قلم مانده است كه در وصف تو چه بنويسد . بار ديگر تو ، تكرار شده اي ، زنده شده اي ، نه در ياد و نه در خيال و خاطره .

تو امروز بار ديگر با همان شور و اشتياق و صف ناشدني كه نشانه جواني بي پايان توست ، زرهي دوباره به تن كرده اي و شمشيري دوباره به دست گرفته اي ؛ با نقشي نو و با طرحي در خور ميدان رزم امروز . تو امروز زره پولادين هنر اسلامي را به تن كرده اي و با شمشير برنده به مبارزه با تهاجم دزدان بي فرهنگ برخواسته اي . تو همان بسيجي ديروزي با شمايلي ديگر و دشمنت همان دشمن ديروز است با نقابي ديگر ، ولي اين بار بسيار خطرناك تر . چرا كه دشمن زخم خورده خطرناك تر از پيش بازگشته است . و تو خواهر بسيجي ام بايد كه امروز براي ديدباني چشماني تيزتري داشته باشي و براي نگهباني هوشيارتر از ديروز باشي ، چرا كه جبهه هنر جبهه ي پر خطري است ، خطرناك ، حساس و پر ابهام .

تو امروز بر ميدان وسيعي از    مين هاي ناشناس پا مي گذاري و در مقابلت سنگر هايي از خصم ، چند چهره صف آراسته اند  . پس بايد كه تمامي قواي خود را به كار گيري و به دور از جنجال هاي كاذب ، دوستان نادان و كارشكني دشمنان دوست نما سعي در انجام وظيفه الهي ات داشته باشي  و بداني كه چشم برادران شهيدت شاهد بر اعمال توست و راه امام راحل در پيش پاي تو و دعاي رهبر پشتيبان توست .

بصيرت ، سادگي ، ياوري ، و جهاد در قالب كلمه بسيج جمع آمده است . بباييد تمام سعي و كوششمان اين باشد تا  به معناي واقعي بسيجي باشيم . « ب» نشان از بصيرت ، « س» نشان از سادگي ،   « ي » نشان از ياوري رهبرمان در حال و ياوري امام غايبمان در آينده و « ج » نشان از آمادگيمان براي جهاد .

راه دشواري را در پيش گرفته ايم. مسير سخت و طولاني است و توان و نيروي ما محدود ، براي ادامه راه به عاشق پيشگاني تازه نفس و بسيجياني كوشا نياز است تا با همت والاي خود نام بسيج و بسيجي را   با شكوه تر از گذشته به اهتزاز در آوريم .

 

كليات بحث جنبش نرم افزاري از ديدگاه مقام معظم رهبري

1 ـ اگر جامعه اي فقط به جنبه هاي معنوي بپردازد و از علوم ، پيشرفت علمي ، كشفيات و نوآوري هاي علمي و از ساختن انسان هايي كه بتوانند زندگي را به شكل متناسب با نيازهاي بشر در آورند  غافل شود، يك بال اين جامعه شكسته است .

2 ـ شما مي توانيد قله هاي علم را فتح كنيد ، از راه هاي پر پيچ و خم علم برويد و  بن بست هاي علمي را باز كنيد . ما بايد به ترجمه و فراگيري اندوخته هاي ديگران اكتفا نكنيم ، نه اين كه فرا نگيريم . هيچ كس نمي گويد از ديگران فرا نگيريم ، چرا بايد فراگرفت ، ليكن علم را بايد توليد كرد .

3 ـ پيشرفت علمي ، دليل حقانيت هيچ كشور وايده و تفكري نيست ، اما دليل برنامه ريزي درست و پشتكار است. ما بايد شعار             « مي توانيم » را هرگز فراموش نكنيم .

4 ـ نرخ رشد علمي و تحقيقاتي ايران در چند ساله اخير بالاترين نرخ دنيا بوده است ، اما آنچه كه موجودي امروز ماست ، باز با پيشرفت هاي دنيا خيلي فاصله داريم . ضمن آن كه توليد مقاله و نشر آن در دنيا همه كار نيست . فكر آن مقاله بايد پخته ، توليد و اجرايي شود تا به درد كشور بخورد.

5 ـ بنده از آمار مقاله هاي علمي منتشر شده در مجله هاي معتبر دنيا اطلاع داشتم ، اما اين كار ، توليد مقاله و نشر آن در دنيا كار مهم و درجه يك نيست و با انجام آن همه ي كار صورت نگرفته ، بلكه بايد اين فكر در اينجا پخته ، توليد و اجرايي شود ، به مرحله عمل درآيد ، تا بشود گفت پيشرفت حاصل شده است .

6 ـ پيشرفت علمي و اقتباس علمي ـ كه من به اقتباس معتقدم ، اما به ترجمه محض و اكتفاي به ترجمه معتقد نيستم ـ كاري لازم است و اسلام نيز ما را به اين امرسفارش مي كند . به هر حال گرفتن علم از ديگران ، با گرفتن فرهنگ ديگران اشتباه نشود . اين مغالطه بزرگي است كه كسي بگويد علم غربي ها خوب است . نه اين ها با هم ملازمه اي ندارد . علمشان خوب است ، پس فرهنگ و سيستم زندگي و اخلاقشان هم خوب است . نه اين ها با هم ملازمه اي ندارد . علمشان خوب است ؛ پس فرهنگ و سيستم زندگي و اخلاقشان هم خوب است نه اين ها باهم ملازمه اي ندارد ، عملشان خوب است. اما اين علم ، پروريده و ساخته ي اين فرهنگ نيست . حتي اين فرهنگ دارد به اين علم ضرر مي زند  . علم مولد ها و عناصر به وجود آورنده خاص خود را دارد ، بايد آن ها را پيدا كرد . فرهنگ بي بندوباري ، بي ديني ، خودپرستي ، گرايش به پول و ماده و اصيل دانستن ماديگري و ارزش هاي مادي ، فرهنگ غلطي است كه امروزه غرب دچار اين هاست . اگر آن مردم پارسا و صالح و نيكوكار و كم اعتنا به زخارف دنيا بودند ، اين دانش براي دنيا مفيد مي شد ، همچنان كه در دوره شكوفايي اسلامي در قرن چهارم ، پنجم و ششم هجري ، برجستگان علمي اي به وجود آمدند و دانش را به اوج قله آن روز رساندند و به هيچ وجه فرهنگي كه امروز در غرب رايج است ـ فرهنگ بي بند و باري و    بي ديني و امثال اين ها ـ بر آن ها حاكم نبوده ، مثل ابن سيناها ، محمد بن زكرياي رازي ها ، خوارزمي ها و ديگران . اين ها در فرهنگي مثل فرهنگ غرب ، رشد نكردند ، همچنان كه دانشمندان بزرگ غرب و كساني كه دانش غرب را پايه گذاري كردند ، هرگز در چنين فرهنگي رشد نكردند . بنابراين پيشروي و برتري علمي غرب را به هيچ وجه به معناي برتري فرهنگ غرب ندانيد .

7 ـ من وقتي به شرح حال شخصيت هايي كه دانش را در دنيا پيش بردند ـ ‌چه قديمي ها كه غالبا هم ايراني و شرقي و مسلمان بودند، چه جديدي ها كه غالبا غربي و اروپايي و آمريكايي و غيره        بوده اند ـ نگاه مي كنم مي بينم آن كساني كه توانستند هر دانشي را يك قدم به پيش ببرند كساني بودند كه به بالاتر ما بازاي مادي اين دانش انديشيدند و خودشان را غرق آن كردند و خويش را به آن علم سپردند ، تا آن علم خودش را به اين ها سپرد ، شما بايد اين روحيه را در دانشگاه ها زنده كنيد .

8 ـ چه كسي مي تواند كشف كند ؟ آن كسي كه بتواند فكر كند ، عالم و دانشمند بشود و از علوم روز استفاده بكند . او مي تواند راه هاي جديد را كشف كند و به دست بياورد . شما آن كس باشيد ، جوان ايراني آن كس باشد ، چرا بايد خودش را در مقابل كساني كه اين راه را تا حالا رفته اند كوچك ببيند؟ !

9 ـ خوب است شما بدانيد كه در بعضي از بخش هاي بسيار حساس علمي كشور ما كارهايي شده كه هنوز در دنيا صورت نگرفته است . در فن آوري توليد سلول هاي بنيادي كه بنده چند وقت پيش از آن ياد كردم ، عده اي جوان فعاليت مي كنند . اين ها همت كردند و رفتند از ديگران ياد گرفتند ، خودشان هم فكر كردند ، سرمايه گذاري فكري كردند و توانستند كليد توليد و انجماد و حفظ و كاشت سلول هاي بنيادي را به دست بياورند .

10 ـ جوانان ما توانستند ، خودشان با فكر خودشان كليد توليد و انجماد و حفظ و كاشت سلول هاي بنيادي جنيني را به دست بياورند و براي اولين بار در دنيا سلول هاي بنيادي انسولين ساز را توليد كردند كه در دنيا هنوز توليد نشده است . اگر همت كنيد خواهيد ديد آن ها مجبور مي شوند از شما ياد بگيرند .

11 ـ نفي غرب به هيچ وجه به معني نفي تكنولوژي و علم و پيشرفت و تجربه هاي غرب نيست و هيچ عاقلي چنين كاري نمي كند . نفي

 

غرب به معناي نفي سلطه غرب است . صد در صد معتقدم كه بايد از همه تجربه هاي علمي بشري بهره برد .

12 ـ بزرگترين و ماهر ترين مكتشفان و دانشمندان غربي كساني اند كه سال هاي متمادي با زندگي هاي سخت در اتاق خود نشستند و چيزي را كشف كردند . راه هاي ميان بر در دنيا الي ماشاءالله وجود دارد . اين طبيعت و آفرينش را كه خدا به وجود آورده ما درست نشناخته ايم . هزاران راه وجود دارد . يك راه همان راهي است كه اين تمدن صنعتي كنوني دنبالش رفته و پس از هر قدمي قدم بعدي را به دنبال آورده است . ما چرا نا اميد باشيم از اين كه دريچه جديدي باز گردد و يك كشف تازه در دنيا بشود؟

13 ـ ما علم را از اروپايي ها         مي قاپيم . ما از يادگرفتن ننگمان نمي آيد . ما دانش هايي را كه فرآورده ذهن و مغز و عقل بشر است ، ياد مي گيريم . امروز شاگردي مي كنيم ، اما فردا         مي شويم استاد آن ها .

14 ـ حرف من به طور كلي همين است كه اگر علم به يك دليل تاريخي ـ كه اين دليل تاريخي را هم فكر مي كنيم كاملا مي شناسيم ـ در انحصار مجموعه اي از ملت ها و بخشي از مردم دنيا قرار بگيرد و اين ها علم را انحصاري نگه دارند و تبعيض قايل شوند و علم را به ملت هاي ديگر بفروشند . آن را وسيله اي براي تحميل سياست هاي خودشان قرار دهند ـ كه استعمار اصلا از همين نقطه به وجود آمد ـ اين ، ظلم بزرگ به بشريت است .

15 ـ آن طور كه مومنين نسبت به قرآن و كلام خدا  و وحي الهي اعتقاد دارند ، اين ها ( بعضي از روشنفكران ) به نظرات فلان دانشمند اروپايي همان اندازه يا بيشتر اعتقاد دارند ! جالب اينجاست كه آن نظريات كهنه و منسوخ مي شود و جايش نظريات جديدي مي آيد ، اما اين نظريات پنجاه سال پيش را به عنوان يك متن مقدس و يك دين در دست  مي گيرند .

16 ـ اگر علم اسلامي شود معنايش چيست ؟ يعني اسلام در زمينه ي علوم محض و علوم تجربي نظر دارد؟ نه اسلامي شدن در زمينه علمي اين است كه علم را خوب فرا بگيرند ، از جاي خودش فرا بگيرند و در آن ابتكار به خرج دهند . همين توليد علم كه مي گوييم ، اسلام است . فراگيري علم از همه جا ، همان اسلام است . وقتي      مي گوييم دانشگاه اسلامي شود معنايش اين است .

17 ـ وقتي ما بحث اسلامي شدن دانشگاه ها را مطرح كرديم ، بر خلاف آن برداشت غلط و مقدس مابانه اي كه يك عده از اين بحث كردند ، يك عده هم همين طور برداشت كردند كه نظر بر اين است كه كارهاي مقدس مابي در دانشگاه صورت بگيرد . مسأله اين نيست . مساله اين است كه دانشگاه به معناي واقعي كلمه ، دانشگاهي با حال و هوا و جهت گيري اسلامي در همه زمينه هاي مربوط به خود باشد.

18 ـ در هر زمينه اي آن كساني كه از دانشي برخوردار نيستند ، اگر بخواهند به خيال خودشان نوآوري بكنند ، به مهمل گويي مي افتند ؛ من كسي را به آنارشيزم علمي و مهمل گويي علمي توصيه نمي كنم . ما در زمينه برخي از علوم انساني و معارف ديني داريم اين را مي بينيم. آدم هاي ناوارد بدون اين كه از ذخيره و سواد كافي برخوردار باشند ، وارد ميدان مي شوند و حرف مي زنند و به خيال نوآوري مي كنند كه در واقع نوآوري نيست ، مهمل گويي است . بنابراين در زمينه مسايل علمي ، من اين توصيه را نمي كنم ؛ نه ؛ بايد فراگرفت ، اما نبايد صرفا مصرف كننده فراورده هاي علمي  ديگران بود ؛ بايد علم را به معناي حقيقي كلمه توليد كرد . البته اين كار روش مندي و ضابطه لازم دارد . مهم اين است كه روح نو آوري علمي در محيط دانشگاه زنده بشود و زنده بماند . البته من خوشبختانه اين شوق و ميل را در دانشجويان احساس كرده بودم و در اساتيد هم آن را مي بينم  . اين ها بايد دست به دست هم بدهد و سطح علمي كشور را بالا ببرد . آن وقتي كه علم با هدايت ايمان ، عواطف صحيح و معرفت روشن بينانه آگاهانه همراه بشود ، معجزه هاي بزرگي مي كند و كشور ما    مي تواند در انتظار اين معجزه ها باشد .

19 ـ بايد باور كنيم كه مغز ايراني و استعداد ايراني مي تواند در علوم مختلف باز هم حرف اول دنيا را بزند.

نام مرا مي نويسي ؟

خدايا افسوس كه زخم عاشقانه اي بر تنم نيست كه از من باز ستاني و شقايقي را به جاي آن بنشاني . افسوس كه حتي يك برگ بر شاخه درخت پير حيات نمانده است تا آخرين حرف هايم را بر آن بنويسم .

خدايا ! به واژه واژه نام هاي مقدست قسم ، دلم نمي خواست كه لحظه اي از تو روي برگردانم و به چشم هاي شيطان خيره شوم . دلم نمي خواست براي شيطان گندم درو كنم و سيب پوست بكنم . دوست نداشتم در دره هاي مه آلود گناه بنشينم و قله هاي سپيد سر به فلك كشيده تقوا را ناديده بگيرم .

حدايا ! شبي نيست كه خواب         چشم هاي روشن تو را نبينم و همهمه بهشتيان را نشنوم . اما بگو چگونه لنگان لنگان به درگاه تو كه از هزاران قصر رويايي زيباتر است ، بيابم !

خدايا آيا مرا با همين دست هاي تاريك و كفش هاي گمراه و پيراهني كه بوي گناه مي دهد ، مي پذيري ؟ آيا نام مرا در دفترچه مهرباني ات كنار اقاقي ها و فرشته ها مي نويسي ؟ آيا اجازه        مي دهي هر روز به نام تو پلك بگشايم و به ياد همه فرهاد هاچاي شيرين بنوشيم خدايامن ازدرياهاي مرده وكوه هاي كاغذي گريزانم ويك قطره ازاشك عاشقان راباتمام آبهاي زمين عوض   نمي كنم.

 من هرگزفانوسي رادركوره راه خاموش نكرده ام.

خدايا اگرچه بارهاهمراه شيطان درباغهاي آتش قدم زده ام وگل گفته ام وخارشنفته ام هيچ گاه در مدح اوشعري نسروده ام.

خداياكاش بانازانگشت هاي خوددوباره مرا مي آفريدي آنگاه تاجي ازخورشيدبرسرم مي گذاشتي حامه اي ازپونه ورازيانه به من مي بخشيدي ونامت رابرديواره هاي گرم قلبم       مي نوشتي.         عاطفه خجسته نژاد

موسيقي خوب يا بد ؟

تعريف موسيقي :

براي موسيقي تعاريف زيادي شده است كه هر كدام محسنات و مشكلاتي دارد . ما فقط براي روشن شدن معناي موسيقي دو تعريف را مي آوريم كه عبارتند از:

1 ـ موسيقي تركيب اصوات است به نحوي كه خوشايند باشد . لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد ، حرام است .

2 ـ موسيقي عبارت است از اصوات و آهنگ هايي كه انسان را در عالمي كه براي وي قابل توصيف نيست سير مي دهد و چنان بر اعصاب آدمي مسلط مي شود كه گاهي مي گرياند ، گاهي               مي خنداند، گاهي اعضا و جوارح انسان را بدون اختيار به حركت در مي آورد و زماني تهييج عشق و شهوت مي كند و آدمي را برده و غلام خود ساخته ، بر اعصاب ، فكر، عقل  و روانش فرمانروايي مي كند .

مانند ساز زدن فارابي در بزم سيف الدوله كه مدتي همه خنديدند و با تغيير آهنگ همه اهل مجلس را به خواب فرو برد كه اين جريان مشهور است . بحث ما در اين مقاله فقط در مورد موسيقي حرام است و اگر نامي از موسيقي برده مي شود مورد نظر موسيقي حرام است .

عملكرد سلسله اعصاب

براي اين كه بتوانيم زيان هاي جسمي موسيقي حرام را بيان كنيم ابتدا مقدمه اي را عرض مي نماييم :

سلسله اعصاب نباتي به دو دسته تقسيم مي شوند :

1 ـ اعصاب سمپاتيك 2 ـ اعصاب پارا سمپاتيك

سلسله اعصاب سمپاتيك

شامل 32 جفت گره سمپاتيك است كه در دو سوي ستون مهره ها در سطح پشتي حفره سينه اي و شكمي قرار گرفته اند . وظيفه اين اعصاب تنگ كردن رگ ها ، انبساط عضلات صاف ، گشاد كردن مردمك چشم  ، بالابردن فشار خون ، تند كردن ضربان قلب و...  مي باشد و باعث مي شود كه انسان در امور زندگي بيدار و در كارها كوشا و فعال باشد .

اعصاب پاراسمپاتيك

شاخه هايي از اعصاب مغزي و نخاعي هستند كه همراه سمپاتيك و دوش به دوش هم ديگر در بعضي از اعضاي مهم مثل قلب و شش وارد گشته درست بر عكس اعصاب سمپاتيك عمل مي كند . ارمغان اين اعصاب براي انسان رخوت و سستي ، تنبلي و بي حالي ، غفلت ، خواب ، سهو ، نسيان ، اندوه و حزن و بيهوشي است و وظيفه اش انقباض عضلات صاف ، تقليل فشار خون ، تنگ كردن مردمك چشم و كند كردن ضربان قلب است .

ضرر هاي جسماني موسيقي حرام :

1 ـ ضعف اعصاب : از ميان رفتن تعادل و توازن بين دو سيستم اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك است و منجر به پديد آمدن ضعف اعصاب مي شود . به همين خاطر 80 درصد موسيقي دانان مبتلا به ضعف اعصاب بوده اند .دكتر ولف آدلر از دانشگاه كلمبيا ثابت كرده  كه بهتريم و دلنشين ترين نواهاي موسيقي شوم ترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان به وجود     مي آورد . مخصوصا اگر هوا گرم باشد ، اين تاثير مخرب خيلي بيشتر مي شود و در مناطق گرم چون عربستان و بعضي نقاط ايران نهايت سوء اثر را دارد .

دكتر آدلر رساله مفصلي در بيان زيان هاي موسيقي منتشر نموده و در آمريكا هزاران تن از مردم پيرو او شده و موسيقي را بر خود حرام كرده اند و لايحه مفصلي تهيه كرده و به مجلس سناي آمريكا تقديم داشتند كه براي نجات جامعه و جلوگيري از ضعف اعصاب كه يكي از بدبختي هاي دنياي متمدن امروزي است ، لازم است هر گونه كنسرت موسيقي عمومي قدغن گردد .

دكتر آرنولد فريدماني پزشك بيمارستان نيويورك و رئيس كلينيك سردرد با كمك       دستگاه هاي الكتروني تعيين امواج مغز و تجربياتي كه طي مراجعه هزاران بيمار به دست آورده ثابت كرده است كه يكي از عوامل مهم خستگي هاي روحي و فكري و سردردهاي عصبي ، گوش دادن به موسيقي مبتذل است ، مخصوصا براي كساني كه به موسيقي آن دقت و توجه بيشتري مي كنند .

دكتر الكسيس كارل فيزيولوژيست فرانسوي  مي گويد : اصولا شنيدن موسيقي و كنسرت در اعصاب يك نوع اثر تخديري ايجاد مي كند . اين اثر گاهي آنچنان شديد است كه شنونده را مانند افراد بهت زده مي سازد و لذت فوق العاده اي كه از آن مي برند از همين اثر تخديري است و روشن است كه اين گونه تخديرها زيان هاي فراواني دارد  و اگر شدت يابد گاهي ممكن است عقل و انديشه را اسير جذبه آهنگ هاي تند موسيقي كند و ديگر نتواند خوب و بد را از هم تميز دهد و بي پروا دست به اعمال ناشايست بزند و در آن حال نتواند به عواقب وخيم آن بينديشد .

2 ـ جنون و ديوانگي

در اثر فشار شديدي ...ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

نقطه عطف

بوسه مي گيـرم ولي دور از لبش

حس گرمي مي كنـم دور از تبش

بوي گل مي يابم اندر هـر كجا

شـاد و خنـدانم ز بزم ناكجا

شاهدي دارم درون قصـر دل

كو بود   دور از سراب خاك و گل

با حضور او كه قائم بر خود است

لم يلد يولد غني واحـد است

او خفي و جلوه هايـش آشكار

همچو بر و بحـر و كوه و آبشار

همچو روح اندر تن احوال ها

قطب ثابت از پس دوارها

نقطه پرگار چـرخ روزگار

در تحول هاي هر ليل و نهـار

سير عالم در شتاب از امر او

حشر و نشر محشر اندر قهر او

اوست نقاش جهان و آنچه هست

جملگي در پيشگاه اوست پست

زرگري شيب و فراز اين جهان

امتحان است ، امتحان است هر زمان

غلامحسين زرگري

نمي دانم چه دنيايي است

نمي دانم چه دنيايي است ،

كه دل ها سنگ مي بينم

به دريا صيد ماهي مي روم

خرچنگ مي بينم

همه ميزان كاسب ها   پر از پارسنگ مي بينم

حناي جمله عطاران

همه بي رنگ مي بينم

رفاقت هاي اين دوران

هزاران رنگ مي بينم

ز مشرق تا به مغرب

جملگي در جنگ مي بينم

عجب رسمي است

دوستي ها پر از ترفند مي بينم

تمام عهد و پيمان ها

همه نيرنگ مي بينم

جهان با اين همه وسعت

وليكن تنگ مي بينم

همه در كار خود حيران و گيج و منگ مي بينم

چقدر در ماتم و در عيش دنگ و فنگ مي بينم

نمي دانم چرا من كودك يك ساله را دلتنگ مي بينم

رستم اسماعيلي

شعري به گويش بريزي

ياد گذشته بخير

يادِ مِه رُزيا بَخير كه بَچَه سال هانتوم

نو و اُرما مواَخَه سالم و سَرحال هانتوم

اَتِكِه بركه حوجي همَه مَلا مواَكِه

بَس غُلومُيَ دَدِسّون هَمَه بي حال هانتوم

تو تَيادِه كه تِكِه بركه ي بي بي اَجَتوم

هَمَه هُرّوُ شواَزَه عاشق جِنجال هانتوم

اَفتو از پشت كِه كَشَه كه پَهنوم وَهَبي

اَجلو گلَه اَچِدوم ، همه خوشحال هانتوم

با صفاتر كه جلودارِ گلَه نُخراز هاند

هَمَمو منتظر كَئر بَلَكچال هانتوم

شاوِ مهتاب اَ تِكِه محلَه يَلَختور مواَكِه

بعدِ باوزي اَدُمِ اُرما و چُنگال هانتوم

اَ تِكِه مكتب ملا كه فلك چوب شَكِه

دَسُّ پامو گُم هاندو هَمَمو لال هانتوم

با صداي ساز و نغاره داربازي مواَكِه

جلو اسپِ دُما سبزَه و خلخال هانتوم

شو سِرِ آوُ كه اَبو اَسپِ دُما با قَرَنا

شور و حالي كه موهاند عاشق قوال هانتوم

پيلِ خوردَه بَدُمِ ساوُز و تِتِرمِش شواَلِت

برِ جَئم كِردَه و پر كِردِه ي دَسمال هانتوم

اسپِ زين كِردَه سُوار هانتِن و قيقاج اَچِدِن

اِنتظارِ صدايِ تفنگِ چَمخال هانتوم

طاهري خاطرِ مو شعر تو زندَ شواكِه

با هَمَه يَكدل و يَك جو كه پُسِ خال هانتوم

مهراب طاهري از بريز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

لارستان در انتظار فرصتي براي رسيدن به جايگاه واقعي خود

خبرگزاري فارس : لارستان شهرستاني بالقوه مستعد، با منابع سرشار انساني،‌ مادي و توانمندي‌هاي بسيار در بخش‌هايي مختلف براي توسعه و سرمايه‌گذاري است.

منابع غني گاز، معدن سنگ و نمك، اراضي غني، وجود جاده‌هاي متعدد، قرار گرفتن در سر راه استان فارس و جنوب كشور، نزديكي به     آب‌ هاي نيلگون خليج فارس، برخورداري از آب مطلوب سد سلمان فارس در آينده و گاز شهري و همچنين طرح ساخت راه‌آهن شيراز، لارستان و عسلويه، لارستان در آينده و وجود اماكن طبيعي براي جلب گردشگري، وجود منابع مالي سرمايه‌گذاري، وجود گمرك و فرودگاه بين‌المللي، وجود بازار قيصريه بسيار زيبا به جا مانده از دوران صفويه و بازار زيباي قيصريه اوز كه متاسفانه در اثر بي‌توجهي تخريب شد كه نشان از رونق تجاري اين شهرستان و از جمله نقاط مثبت موجود در اين شهرستان جنوبي است.  

مهاجرت‌هاي بي‌رويه جوانان به كشورهاي حوزه خليج فارس به ويژه امارات متحده عربي و در داخل كشور، به شهرهاي تهران، شيراز و بندرعباس، دماي بالاي هوا، وجود گنبدهاي نمكي فراوان كه متاسفانه سبب شوري آب مي‌شود.

كمبود فعلي آب،‌ وجود مسافت زياد از مركز استان، از شاخص‌هاي منفي شهرستان لارستان به شمار مي‌رود.

نگاه اجمالي به سرمايه‌هاي موجود به ويژه سرمايه‌هاي انساني و مالي، اين واقعيت را آشكار مي‌سازد كه شهرستاني با اين همه استعداد و ظرفيت توسعه، شايستگي عقب‌افتادگي و درماندگي را ندارد.

 درحالي كه هم‌اكنون فرهنگ كار و تلاش به طور بي‌سابقه‌اي در روح كشور دميده و تلاش و كوشش براي سازندگي در كشورمان به يك فرهنگ عمومي بدل شده است، مي‌طلبد كه شهرستان وسيع و دورافتاده لارستان فارس بيشتر و بهتر در جاده توسعه و ترقي گام بردارد.

مردم اين شهرستان انسان‌هايي صبور، زحمتكش و خوش‌قلب و پرتلاشند و براي عمران و آبادي شهر و ديار خود از هيچ كوششي فروگذاري نمي‌كنند، شما در كجاي دنيا انسان‌هاي نيكوكار را سراغ داريد كه در شهر و ديارشان خيابان و ميدان بسازند؟ و يا در بيابان‌ها با هزينه خود جاده آسفالته درجه يك با هزينه بسيار هنگفت را بسازند؟

يكي از خصوصيات مهم و ارزشمند مردم اين شهرستان رابطه صميمي مردم و مسئولان است، پس بايد از اين ويژگي‌ درخشان نهايت بهره‌برداري را به عمل آورد.  

در اين رابطه مي‌توان موانع توسعه و پيشرفت را بررسي و باآسيب‌‌شناسي سرمايه‌گذاري در شهرستان، راهكارهاي مناسب را براي توسعه و ترقي انتخاب كرد.

چرا در صنايع گردشگري و جلب توريست كه امكان بالقوه فراوان داريم سرمايه‌گذاري نكنيم؟ درياچه هيرم در بخش اوز بزرگترين زيستگاه طبيعي پرندگان و آبزيان و آبشار رحمت‌آباد در بخش جويم را بايد مدنظر قرار داد و با ايجاد تفرجگاه‌ها و هتل به آنها سر و سامان بخشيد.

مگر لارستان نخستين خواستگاه حكومت اسلامي در ايران نبوده است؟ پس چرا نويسندگان، تهيه‌كنندگان سريال‌ها روي اين موضوع مهم تمركز نمي‌كنند و مبارزات و مجاهدات مردم سني و شيعه لارستان را عليه طاغوت به تصوير نمي‌كشند؟

سفرهاي مقام معظم رهبري و رئيس جمهوران فعلي و قبلي نشان از اهميت لارستان در ميان شهرستان‌هاي استان فارس و كشور ايران اسلامي است.

وجود فرودگاه بين‌المللي لارستان كه در استان فارس بيشترين تعداد پروازهاي خارجي را به كشورهاي عربي و حوزه خليج فارس دارد و گمرك لارستان براي انجام امور صادرات و واردات، لارستان را در جايگاه ويژه‌اي قرار داده كه كمتر شهرستاني در جنوب كشور چنين موقعيتي را به دست آورده است.

لارستان با داشتن بخش‌هاي اوز، جويم، بنارويه، گراش، بيرم، صحراي باغ و مركزي و شهرهاي زيبا و ديدني اوز، بيرم، بنارويه، گراش و جويم داراي استعداد و امكانات قوي براي رشد و توسعه است.

اين شهرستان وسيع با 1700 كيلومتر مربع وسعت كه زماني گستره آن از جنوب تا شهرستان بندرلنگه در جوار آب‌هاي خليج فارس از شمال تا شهرستان ني‌ريز و استهبان، از غرب تا فيروزآباد و از شرق تا كرمان بوده و اينك از شمال به شهرستان‌هاي جهرم و داراب، از جنوب به استان هرمزگان و شهرستان لامرد، از غرب به شهرستان خنج محدود است و تا مركز استان يعني شيراز 395 كيلومتر فاصله دارد و ميانگين ارتفاع آن از سطح دريا 915 متر است.  

بدون ترديد لارستان  براي توسعه و غلبه بر مشكلات و جبران عقب‌‌ماندگي‌ بايد برنامه مدون داشته باشد كه اين مهم با برنامه‌ريزي و تلاش دستيابي به لارستاني آباد و بزرگ كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري و مردم است، دور از دسترس نيست.

 اميد است كه در سفر دوم هيئت دولت به استان فارس اين موضوع مورد تاكيد قرار گيرد و حركتي بنيادين در لارستان براي شكوفايي استعدادها به وجود آيد.

به نظر مي‌رسد ايجاد فرمانداري ويژه و يا تبديل لارستان به استان و ارتقاي بخش‌هاي آباد و بزرگ اين شهرستان حركت، توسعه و ترقي را شتاب بهتر بخشد و لارستان به جايگاه واقعي خود بازگردد .

 

كابالا عرفان يهودي يا آيين بت پرستي؟

مقدمه

كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از   رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد. . كابالا عميقا بر برخي باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمده‌ترين نقطه اشتراك شيطان‌پرستي در گذشته و حال با شيطان‌پرستي است.

اين فرقه در پوشش عرفاني علاوه بر ترويج عقايد و باورهاي يهود صهيونيسم به بي‌بندوباري جنسي نيز مي‌پردازد.  سرمايه‌داران صهيونيست آمريكايي از جمله حاميان مالي اين فرقه هستند و مي‌كوشند با جذب برخي از چهره‌هاي ورزشي و هنري زمينه گسترش فرقه را در ميان جوانان كشورهاي جهان از جمله ايران اسلامي فراهم كنند. همچنین شنیدنی است كه بخش عمده‌ای از بازیگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " كابالیست می‌باشند . هم اكنون علاوه بر مدونا،‌ بريتني اسپيرز، بكهام،‌ اليزابت تيلور، روزين بار و ... به اين فرقه پيوسته‌اند و برخي از جوانان مسيحي غرب بدون توجه به اهداف پنهان اين فرقه، دين خود را رها كرده و به اين جريان پيوسته‌اند. فرقه كابالا به تدريج در جمع جوانان ايراني نيز ترويج مي‌شود كه بسيار هشدار برانگيز است. جهت آگاهي بخشي به جوانان عزيز كشورمان و آگاهي از توطئه هاي دشمن، در اين نوشتار به معرفي و پيشينه اين فرقه شيطاني مي پردازيم .

 

داستان حقيقي كابالا

سفر خروج عنوان دومين كتاب تورات مي‌باشد. در اين كتاب به تشريح نحوه خروج بني‌اسرائيل از مصر تحت حمايت حضرت موسي(ع) و رهايي آنان از ظلم و ستم فرعون پرداخته شده است. فرعون بني‌اسرائيل را وادار به بردگي نموده بود و به آزادي آنها رضايت نمي‌داد اما با مشاهده معجزات الهي به دست موسي(ع) و بلايايي كه بر سر قومش نازل مي‌شد، اندك اندك تغيير رفتار داد. به اين ترتيب بني‌اسرائيل شبي گرد هم جمع شدند و از مصر مهاجرت كردند. سپس فرعون به آنها حمله كرد اما خداوند به وسيله معجزات ديگري از طريق موسي(ع) آنها را حفظ كرد.

ما شرح قرآن را درباره مهاجرت يهوديان از مصر مي‌پذيريم، چون متن تورات بعد از وحي به موسي(ع) دچار تحريف شد. مهم‌ترين استناد بر اين مدعا تناقضات بسياري است كه در پنج كتاب تورات: سفر پيدايش، سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعداد و سفر تثنيه وجود دارد. كتاب سفر تثنيه با شرح مرگ و تدفين موسي(ع) پايان مي‌يابد و اين گواه مسلمي است بر اينكه بخش مذكور پس از مرگ آن حضرت به كتاب اضافه شده است.

در قرآن، دربارة شرح مهاجرت بني اسرائيل از مصر و در ديگر داستان‌هاي مربوط به اين قوم، اندك تناقضي وجود ندارد. داستان به طور دقيق بيان گرديده و علاوه بر اين خداوند حكمت‌ها و اسرار بسياري در خلال آن آشكار مي‌نمايد. به همين دليل با بررسي دقيق آنها به درس‌هاي بي‌شماري برمي‌خوريم.

گوساله طلايي

چنانچه در قرآن آمده است از مهم‌ترين حقايق مربوط به مهاجرت بني‌اسرائيل از مصر، طغيانشان عليه مذهبي است كه خدا به آنها وحي مي‌نمود؛ در حالي كه قبلاً به كمك خدا از زير بار ستم فرعون رهايي يافته بودند. بني‌اسرائيل قادر به درك توحيدي كه موسي(ع) از آن سخن مي‌گفت نبودند و دمادم به سمت بت‌پرستي گرايش مي‌يافتند. قرآن اين گرايش را در اينجا توضيح مي‌دهد:

و ما بني‌اسرائيل را از دريا عبور داديم. آنها در سر راهشان به قومي برخوردند كه مشغول پرستش بت‌هاي خود بودند؛ گفتند: «اي موسي! همچنان كه اينها خداياني براي خود دارند، تو هم براي ما خداياني معين كن.» موسي گفت: «الحق كه شما مردمي نادان هستيد [كه الطاف و معجزات خداوند يكتا را ناديده مي‌گيريد. » اين مردم ( بت‌پرست) محكوم به نابودي هستند و اعمالشان نيز باطل است.1

بني اسرائيل با وجود هشدارهاي موسي(ع) به انحرافات خود ادامه دادند و زماني كه موسي(ع) آنها را ترك كرد تا به تنهايي از كوه سينا بالا رود، اين گرايش آشكار گرديد. مردي به نام «سامري» با سوء استفاده از غيبت موسي(ع) از خفا بيرون آمد. وي آتش زير خاكستر تمايل بني‌اسرائيل به بت‌پرستي را شعله‌ور ساخت و آنها را متقاعد كرد تا مجسمه گوساله اي بسازند و آن را پرستش كنند .

موسي خشمگين و غمگين به سوي قوم خود بازگشت و سرزنش‌كنان به قومش گفت: «آيا آفريدگارتان به شما وعده نيكو نداده بود؟ و آيا تحقق اين وعده آنچنان طولاني شد [كه شما طغيان كرديد] يا مي‌خواستيد غضب آفريدگارتان بر شما نازل شود و لذا وعدة خودتان را با من زير پا گذاشتيد؟

آنها گفتند: «ما به ميل و اختيار خودمان عهدشكني نكرديم. بلكه زينت‌آلاتي را كه از فرعونيان به عاريت گرفته بوديم از خود دور ساختيم و اين گونه به پيشنهاد و رأي سامري آنها را در كوره آتش افكنديم.» و سامري از آن طلاهاي ذوب شده مجسمة يك گوساله را ساخت كه صداي گوساله هم از آن شنيده مي‌شد و به مردم گفت: «اين خداي شما و خداي موسي است و موسي عهد خود را فراموش كرد [و در كوه طور دنبال خداي ديگري است»].2
چرا بني‌اسرائيل چنين گرايش پايداري به برافراشتن بت‌ها و پرستش آنها داشتند؟ منبع اين ميل چه بود؟ واضح است جامعه‌اي كه قبلاً هرگز به بت‌پرستي اعتقاد نداشته، به ناگهان دست بر رفتار پوچ و بي‌معنايي چون ساختن بت و پرستش آن نمي‌زند. تنها كساني كه بت‌پرستي ميل طبيعي در درونشان است ممكن است به آن ايمان آورند.

با اين حال بني‌اسرائيل مردمي بودند كه از زمان جدشان ـ ابراهيم(ع) ـ به خداي واحد ايمان داشتند. نام «اسرائيل» يا «پسران اسرائيل» اولين بار به فرزندان يعقوب(ع) ـ نوه ابراهيم(ع) ـ اطلاق گرديد و بعدها به همه يهوديان تعميم داده شد.

بني‌اسرائيل (يهوديان) از ايمان توحيدي كه از اجداد خويش: ابراهيم، اسحاق و يعقوب(ع) به ارث برده بودند، حفاظت مي‌كردند. آنها با يوسف(ع) به مصر رفتند و با اينكه در ميان مصريان بت‌پرست مي‌زيستند، مدت‌هاي مديد از ايمان خويش محافظت نمودند. از داستان‌هاي قرآن چنين برمي‌آيد كه آنان در زماني كه موسي(ع) بر آنها ظهور كرد مؤمن به خداي واحد بودند. تنها تفسيري كه مي‌توان كرد اين است كه بني‌اسرائيل با وجود آنكه به ايمان توحيدي خود بسيار وابسته بودند، تحت تأثير مردم كافري كه در ميان آنها زندگي مي‌كردند قرار گرفتند و شروع به تقليد از آنها و جايگزين ساختن مذهب وحياني خود با بت‌پرستي اقوام بيگانه نمودند.

 

با نگاه به اسناد تاريخي پي مي‌بريم كه قوم كافر تأثيرگذار بر بني‌اسرائيل، متعلق به مصر باستان بود. گواه مهم ما بر اين نتيجه‌گيري اين است كه گوسالة طلايي كه بني‌اسرائيل در زمان غيبت موسي(ع) عبادت كردند، در حقيقت نسخه عيني از هاثر (Hathor)و افيس (Aphis)، بت‌هاي مصريان بود. «ريچارد رايفد»، نويسنده مسيحي كتاب زمان طولاني زير آفتاب در كتاب خود مي‌نويسد:

هاثر و افيس، خدايان گاو نر و ماده، نماد خورشيدپرستي بودند. پرستش اين خدايان تنها يك مرحله از تاريخ طولاني خورشيدپرستي مصر مي‌باشد. گوساله طلايي كوه سينا مدرك كاملاً اثبات شده اين موضوع است كه ضيافت ذكر شده به خورشيدپرستي مربوط بوده است.3

نفوذ بت‌پرستي مصر به بني‌اسرائيل در مراحل متفاوتي روي داد. در نتيجة رويارويي با مردم كافر، طولي نكشيد كه ميل به عقايد رافضي ظاهر گشت و همان طور كه در آية بالا بيان شد، آنچه آنها به پيامبر خود گفتند:

اي موسي! همچنانكه خداياني براي خود دارند، تو هم براي ما خداياني معين كن. تا ما خدا را آشكارا به چشم خود نبينيم حرف‌هاي تو را باور نمي‌كنيم.4

آشكار مي‌كند كه به پرستش موجودي مادي كه قابل ديدن باشد گرايش داشتند؛ درست همانند آنچه مصريان مي‌پرستيدند.

گرايش بني‌اسرائيل به بت‌پرستي مصر باستان بسيار با اهميت است و بينش خاصي را در ارتباط با تحريف متن تورات و مبادي كابالا براي ما فراهم مي‌آورد. زماني كه به دقت به اين دو موضوع توجه مي‌كنيم، خواهيم ديد كه در سر منشأ بت‌پرستي مصر باستان، فلسفة مادي‌گرا وجود دارد.

از مصر باستان تا كابالا بني‌اسرائيل زماني كه موسي(ع) هنوز در قيد حيات بود شروع به ساختن شبه بت‌هايي از آنچه در مصر ديده بودند كردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسي(ع) ديگر ترسي از برگشتن از دين و انحرافات نداشتند. مسلماً اين موضوع را نمي‌توان به همه يهوديان تعميم داد، لذا بعضي از آنان بت‌پرستي مصر باستان را پذيرا شدند. در واقع آنان عقايد «كاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را كه بنياد عقايد اجتماعي آن زمان را تشكيل مي‌داد ادامه دادند و ايمان خود را كنار گذاردند. عقايدي كه يهود از مصر باستان با آن آشنا گرديد  « كابالا » نام داشت. ساختار كابالا درست مانند نظام كاهنان مصر، سري و دروني بود و اساس آن را جادوگري تشكيل مي‌داد. جالب‌توجه است كه توضيح كابالا دربارة آفرينش با آنچه در تورات موجود است، كاملاً متفاوت مي‌باشد و تفسيري مادي‌گرا و مبتني بر عقايد مصر باستان بوده و به وجود ابدي ماده عقيده دارد. «مورات از جن» فراماسون ترك در اين باره مي‌گويد:

پيداست كه كابالا سال‌ها قبل از تورات به وجود آمد. مهم‌ترين بخش تورات نظريه‌اي دربارة پيدايش جهان است. اين تئوري با داستان آفرينش مذاهب توحيدي بسيار متفاوت مي‌باشد. بر اساس كابالا در آغاز آفرينش چيزهايي به نام «سفيراث» و به معناي «دايره» يا «مدار» با ويژگي‌هاي مادي و غيرمادي به وجود آمدند. تعداد آنها 32 تا بود. ده تاي اول نمايانگر منظومة شمسي بودند و بقيه نمايانگر انبوه ستارگان فضا اين مشخصه كابالا نشان مي‌دهد كه به اصول اعتقادي نجومي مربوط است... . بنابراين كابالا از مذهب يهود بسيار فاصله دارد و بيشتر با مذاهب مرموز و كهن شرق مرتبط است.5
يهوديان با پذيرش عقايدي سري و مادي‌گراي مربوط به مصر باستان كه بر جادوگري استوار بودند، از احكام تورات چشم‌پوشي نمودند. ايشان شعائر و آداب سحرآميز ديگر بت‌پرستان را پذيرا شدند و در نتيجه كابالا به تعاليمي پنهاني در يهوديت مبدل شد، اما با تورات مغاير بود. «نستا، اچ، وبستر       » نويسنده انگليسي كتاب جوامع مخفي و جنبش‌هاي ويرانگر مي‌نويسد:

جادوگري را كه ما مي‌شناسيم كنعانيان قبل از اشغال فلسطين توسط بني اسرائيل اجرا مي‌كردند. مصر، هندوستان و يونان نيز طالع‌بينان و غيب‌گويان خود را داشتند. يهوديان با وجود لعن و نفرين‌هايي كه در قانون موسي(ع) عليه جادوگري وجود دارد با ناديده گرفتن هشدارها، گرفتار اين بيماري مسري شدند و با تدبير خود سنت مقدسي را كه به ارث برده بودند با عقايد جادوگري كه از ديگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند همزمان جنبة فكري كابالاي يهودي از  نئوافلاطونيان و نئوفيثاغورثيان گرفته شد. پس مباحث ضد كابالاها كه مي‌گويند آنچه ما امروز از كابالا مي‌دانيم صددرصد يهودي نيست توجيه پذير است.6

در قرآن آيه‌اي وجود دارد كه به اين موضوع اشاره مي‌كند. خداوند مي‌گويد بني‌اسرائيل تشريفات و آيين‌هاي جادوگري و شيطاني را از منابعي خارج از مذهب خويش گرفتند؛

يهود از كار و امداد جادوگري كه شياطين در عصر سليمان براي مردم مي‌خواندند و ياد مي‌دادند پيروي مي‌كردند [و آنها را براي پيشبرد مقاصد خود به كار مي‌گرفتند] سليمان هرگز به سحر و كفر آلوده نشد، ليكن شياطين كفر مي‌ورزيدند و مردم را سحر و جادوگري تعليم مي‌دادند و [نيز يهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌هاي «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پيروي مي‌كردند. [آن دو فرشته از طريق باطل كردن سحر، ناچار شيوة كار ساحران را به مردم ياد مي‌دادند.] و به هيچ كس چيزي ياد نمي‌دادند مگر اينكه قبلاً به او مي‌گفتند: «ما وسيلة آزمايش شما هستيم، كافر نشويد و از اين تعليمات استفادة ناصواب نكنيد.» ولي مردم از آن دو فرشته چيزهايي از جادوگري مي آموختند كه مي‌توانستند ميان زن و شوهر جدايي بيفكنند. آنها [علي رغم نصايح فرشتگان] همان درس‌هايي را مي‌آموختند كه به جاي سود براي آنها ضرر داشت ولي جز به اذن و خواست خداوند نمي‌توانستند به آدم‌ها ضرري بزنند و آنها خود مي‌دانستند كه هر كس خريدار متاع جادو باشد در آخرت بهره‌اي از بهشت نصيب او نخواهد شد و بسيار بد بود بهايي كه [آيندة] خود را بدان مي‌فروختند، اگر عقل خود را به كار مي‌بستند.7

اين آيه اعلام مي‌كند كه برخي يهوديان، با آنكه مي‌دانستند با كار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگري را آموختند و پذيرا شدند. بنابراين از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بت‌پرستي گرفتار شدند (عقايد جادويي) و به عبارت ديگر ايمان خود را رها كردند.

حقايق اين آيه مهم‌ترين خصوصيات يك جدال را در تاريخ يهود شرح مي‌دهد. در اين جدال از يك سو پيامبراني كه از سوي خدا براي يهوديان فرستاده شده بودند و پيروان آنان قرار داشتند و از سوي ديگر يهوديان مغرض كه برخلاف فرمان خداوند عمل كردند، به تقليد از فرهنگ شرك‌آميز پرداختند و به جاي پيروي از قانون خداوند از آداب فرهنگي آنان پيروي نمودند.

اصول الحادي كه به تورات افزوده شد

قابل توجه است كه در كتاب عهد قديم (كتاب مقدس يهوديان) به گناهان يهوديان منحرف اشاره شده است. در كتاب غميا، كه نوعي كتاب تاريخي در ميان عهد عتيق مي‌باشد، يهوديان به گناهان خويش اعتراف و چنين  توبه مي‌نمايند و بني‌اسرائيل خويشتن را در جميع غرباء جدا نموده، ايستادند و به گناهان خود و تقصيرهاي پدران خويش اعتراف كردند و در جاي خود ايستاده، يك ربع روز كتاب تورات «يهوه» ـ خداي خود ـ را خواندند و ربع ديگر را اعتراف نموده و يهوه ـ خداي خود را عبادت نمودند و شيوع و باني و قديئيل و شنيا و بني و شربيا و باني و كناني بر زمينه لاريان ايستادند و به آواز بلند نزد يهوه خداي خويش استغاثه نمودند.8

و آنان [پدران ما] بر تو فتنه انگيخته و تمرد نموده، شريعت تو را پشت سر خود انداختند و انبياي تو را كه براي ايشان شهادت مي‌آورند، تا به سوي تا بازگشت نمايند،....... ادامه دارد

پانويس :

1. سورة اعراف (7)، آية 138 و 139.
2. سورة طه (20)، آيات 86 تا 88.
3.
Richard Rives, Too Long in the Sun, Partakers Pub., 1996, pp. 130-31.
4. سورة بقره (2)، آية 55.
5.
Murat Ozgen Ayfer, Masonluk Nedir ve Nasildir? (What is Freemasonry?), Istanbul, 1992, pp. 298-299.
6.
Nesta H. Webster, Secret Societes And Subversive Mouements.
7. سورة بقره (2)، آية 102.
8. نحميا، باب نهم، آيات 2ـ4.
برگرفته از : www.:mouood.org

www.antisatan.blogfa.com/post-40.aspx

مــهــارت هــاي زنــدگي

مقدمه

ماهر در زبان عاميانه و به اصطلاح در ميان مردم كوچه و بازار كسي است كه در كار خود «اوستا» باشد، يعني بداند چه چيزي را انجام دهد، چگونه انجام دهد، چه موقع انجام دهد و در چه موقعيتي. به عبارتي مهارت داشتن عبارت است از بلدبودن. تفاوتي كه در سنت پديدارشناسي ميان بلدبودن و دانستن وجود دارد، قابل توضيح است. اين تفاوت را مي توان با يك مثال به طور كامل روشن ساخت. اگر از شخصي كه مي تواند دوچرخه سوار شود، سوال شود دوچرخه سواري چيست، ممكن است نتواند جواب دهد، به عبارت ديگر نداند كه دوچرخه سواري چيست، اما او بلد است دوچرخه سواري كند. با توجه به اين موضوع، در عرف عام كسي كه بلد است كاري را به نحوه احسن انجام دهد، در آن كار مهارت دارد و به اصطلاح در كارش ماهر است .

 بنابراين مهارت داشتن در زندگي يعني زندگي كردن به نحو احسن را بلدبودن، حتي اگر نتوان به كسي ديگر توضيح داد كه مهارت در زندگي كردن چيست. به طور كلي «مهارت هاي زندگي روزمره يعني همه آنچه كه بايد بدانيم و انجام دهيم تا بتوانيم زندگي روزمره خود را به پيش برانيم. چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيم. چگونه در ارتباط هايمان كمترين استرس به ما وارد شود. چگونه در زمان مناسب به انتخاب همسر بپردازيم.  از نان خريدن تا خريد خانه و اتومبيل، از مرتب كردن خانه تا برنامه ريزي اقتصادي براي خانواده، از حمام كردن نوزاد تا ثبت نام او در مدرسه، از خرد كردن گوشت براي درست كردن غذا تا اداره كردن يك ميهماني خانوادگي و چگونگي شركت در آن، از برخورد مناسب با خراب شدن وسايل منزل تا... .»

پيامدهاي نياموختن مهارت زندگي

ندانستن مهارت زندگي و عدم توانايي با چگونه زندگي كردن، تقريباً تاثيرات منفي بر بسياري از حوزه هاي زندگي شخصي و اجتماعي افراد دارد.  اوج اين مشكلات زماني است كه افراد تصميم مي گيرند از پدر و مادر خود مستقل شده و زندگي جديدي را شروع كنند.  نقطه آغازين اين فرايند ازدواج است كه به دليل عدم مهارت و آشنايي با رسوم و شيوه هاي عمل در اين باره، بسياري از زندگي هاي جديد در همين مرحله شروع نشده به پايان خود مي رسد.  در حالي كه بسياري از اشخاصي كه قبل از عروسي كارشان به طلاق مي كشد در حرفه هاي خود افراد ماهري هستند. فرد ممكن است مهندس ماهر يا پزشك حاذقي باشد، اما جايي به او نياموخته اند كه با جنس مخالف خود و خانواده اش چگونه رفتار كند. از همين روي هيچ يك از مهارت هاي حرفه او به دردش نخواهد خورد. به عبارتي در جامعه ايران زندگي در خدمت مهارت هاي فني و حرفه اي است نه اين مهارت ها در خدمت زندگي. «مسئله اين است كه بسياري از اين مهارت ها از ملزومات زندگي بوده و آموختن به موقع آنها هم از تنش هاي زندگي روزمره خواهد كاست و عدم يادگيري آنها هم منجر به خسارات متعدد و گاه جبران ناپذير مي شود و از همه مهمتر اين است كه مأنوس بودن با اين مهارت هاي علمي و گاه نظري (شناختي) باعث مي شود كه فرد در ضمن احاطه داشتن بر امكان هاي مختلف پيش رو، بهترين امكان را انتخاب كرده و گاهي حتي آنچه را كه در تصورش نمي گنجد تجربه كرده و برگزيند، يعني امكان هايي كه از شناخت مهارت هاي متنوع نصيبش شده است

در عصر شكوفايي‌ تكنولوژي‌ وتوسعه‌ ارتباطات‌، بشر امروز بايد بيش‌از هر زمان‌ ديگر با داشتن‌ امكانات‌موجود احساس‌ آرامش‌ و امنيت‌ داشته‌باشد. در آغاز هزاره‌ سوم‌ ميلادي‌، درعصر گفتگوي‌ تمدنها بيماري‌ شايع‌ وفراگير اين‌ عصر «استرس‌» است‌. همه‌به‌ خوبي‌ مي‌دانيم‌ كه‌ اولين‌ بيماريهاي‌ناتوان‌ كننده‌ در عصر حاضر بيماريهاي‌ غير واگير است‌ و نيز بخوبي‌ مي‌دانيم‌ كه‌امروز ديگر شاخص‌ سلامتي‌ در دنيا،شاخص‌ مرگ‌ و مير كودكان‌، مادران‌ وپوشش‌ واكسيناسيون‌ نيست‌، بلكه‌شاخص‌ و معيار سلامتي‌ جوامع‌ وانسانها شاخص‌ احساس‌« توانمندي‌»است‌.

    امروز بيش‌ از 500 ميليون‌

بيماررواني‌ كه‌  23% آنها را جوانان‌ و زنان‌تشكيل‌ مي‌دهند در پشت‌ ديوارسكوت‌ و تنهايي‌ در اوج‌ ناتواني‌ به‌ سرمي‌برند.

    بشر امروز هدف‌ اصلي‌ زندگي‌ راكه‌ تعالي‌ و شكوفايي‌ انسان‌ است‌، زيرپايش‌ گذاشته‌ است‌ و اين‌ به‌ دليل‌ همان‌بي‌مهارتي‌ در زندگي‌ است‌ امروز اكثريت‌ جوامع‌ براي‌ همه‌چيز مهارت‌ دارند بجز زندگي‌، همه‌كار مي‌كنند جز زندگي‌. براي‌ همه‌چيز وقت‌ دارند بجز زندگي‌!

    امروز ما بيش‌از هر زمان‌ نيازمند مهارت‌ زندگي‌كردن‌ هستيم‌ و با افزايش‌ سرعت ‌تكنولوژي‌ و  افزايش‌ جمعيت‌،نيازمندي‌ ما به‌ اين‌ مهارت‌ها بيشتراست‌. امروز ما بايد قادر باشيم‌ كه‌ ازيك‌ رويكرد «كل‌ نگر» براي‌توانمندكردن‌ افراد و  براي‌ شناخت‌خود، ديگران‌ و محيط بهره‌ بگيريم‌ واين‌ همان‌ مهارت‌هاي‌ زندگي‌ است‌.

    سازمان‌ جهاني‌ بهداشت1997 مهارتهاي‌ زندگي‌ براي‌ توانمند كردن‌بشر و ارتقاي‌ سلامت‌ وي‌ را چنين‌تعريف‌ كرده‌ است‌: « مهارت‌هاي‌ زندگي‌» توانايي‌هاي‌رواني‌، اجتماعي‌ براي‌ رفتار انطباقي‌و مؤثر هستند كه‌

 

افراد را قادرمي‌سازد تا بطور مؤثري‌ با مقتضيات‌ وچالش‌هاي‌ زندگي‌ روزمره‌ مقابله‌كنند» آموزش‌ اين‌ مهارت‌ها موجب‌ارتقاي‌ رشد شخصي‌ و اجتماعي‌،محافظت‌ از حقوق‌ انسانها و پيشگيري‌از مشكلات‌ رواني‌ - اجتماعي‌ مي‌شود.

انواع مهارت هاي زندگي

سازمان بهداشت جهاني اين مهارتها را با عناوين دهگانه زير مشخص نموده است : مهارتهاي همدلي ـ مهارتهاي خود اگاهي ـ مهارت ارتباط موثر » مهارت روابط بين فردي ـ مهارت مقابله با استرس ـ مهارت مديريت بر هيجانها ـ مهارت حل مسئله ـ مهارت تصميم گيري ـ مهارت تفكر خلاق ـ مهارت تفكرنقادانه

هدف از مهارت هاي زندگي

تقويت اعتماد به نفس- تقويت روحيه ي مشاركت وهمكاري- رشد و تقويت عواطف انساني- ايجاد روحيه ي مقاومت در برابر تبليغات مسموم- كمك به شناسايي وبيان احساسا ت- تامين سلامت ـ مهارتهاي ارتباطي- ساختن يك شهروند متعادل ومقبول اجتماع- تقويت روحيه ي همزيستي مسالمت آميز- ارتقاء سازگاري فرد باخودش با ديگران و محيط زندگيش.

از اين شماره تصميم گرفتيم در هر شماره از نشريه يكي از مهارت هاي ده گانه زندگي را جهت ارتقاي هر چه بهتر سلامت رواني و توانمندي در زندگي به شما خوانندگان محترم آموزش دهيم .

مــــــــــــــــــــــــنابع :

www.acmdj.blogfa.com/post-7.aspx

www.kashanu.ac.ir/modules.php

www.tafrihi.com/family/17.htm

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

فن آوري سلول هاي بنيادي

یکی از یافته هاي جدید علم پزشکی شناسایی و جدا کردن نوع جدیدی از سلول ها در داخل بدن پستانداران ، به نام سلول هاي بنيادي است که به دلیل داشتن پتانسیل هاي بالا در زمینه تقسیم شدن ، تمایز به سلول هاي تخصصی بدن و نیز توانایی آن ها در ترمیم بافتی بسیار مورد توجه دانشمندان قرار گرفته اند. به همین منظور بر آن شدیم تا در یک سری مقالات به معرفی این سلول ها و ارائه آخرین اخبار در مورد آن ها بپردازیم.

خصوصیات مشترک سلول هاي بنيادي:

سلول هاي بنيادي با دیگر انواع سلول ها در بدن متفاوت هستند.همه این ها صرف نظر از منبع آن ها دارای ویژگی مشترک هستند.

1-قدرت تقسیم و نوسازی خود برای مدت طولانی

2-عدم تخصصی بودن برای بافت خاصی

3-قدرت تبدیل شدن به سلول هاي تخصصی

دانشمندان در حال تلاش برای رسیدن به 2 پاسخ اساسی در زمینه قدرت بالای نوسازی در زمان طولانی در این سلول ها می باشند که عبارتند از :

1-چرا سلول هاي بنيادي گرفته شده از یک جنین می توانند برای یک سال یا بیشتر در محیط آزمایشگاه به صورت غیر تمایز یافته تقسیم شوند اما سلول هاي بنيادي بزرگسالان این ویژگی را ندارد؟

2-فاکتورهای طبیعی در بافت هاي زنده که به صورت طبیعی" تقسیم شدن" و "خود نوسازی" را در این سلول ها تنظیم می کنند کدامند؟

یافتن پاسخ هاي این سوالات ممکن است این امکان را به وجود بیاورد که بفهمیم چگونه سلول ها در جریان رشد جنین طبیعی normal embryonic development و یا در جریان یک تقسیم سلول غیر طبیعی که منجر به سرطان می شود تقسیم می شوند.این ها به دانشمندان این توانایی را می دهند که بتوانند در محیط آزمایشگاه سلول هاي بنيادي جنینی و بزرگسالی را به صورت موثرتری کشت بدهند.

Stem cells سلول هاي غیر تخصصی هستند و این به این معناست که این سلول ها هیچ یک از ساختارهای تخصصی یک بافت بخصوص را ندارند ، چیزی که اجازه انجام کارهای تخصصی را به آن ها می دهد.برای مثال یک stem cell نمی تواند با سلول هاي همسایه اش جهت پمپ کردن مایعات همکاری کند،چیزی که در سلول هاي قلبی اتفاق می افتد.همچنین یک stem cell ساختارهای مخصوص برای حمل اکسیژن را ندارد پدیده ای که به وسیله گویچه هاي قرمز خون انجام می گیرد. همچنین یک stem cell قادر به شلیک سیگنال هاي الکتروشیمیایی به سایر سلول ها نیست چیزی که در سلول هاي عصبی اتفاق می افتد.با این وجود یک سلول تخصص نیافته بنيادي قادر است به یک سلول تخصصی عضله قلب یا سلول خونی blood cell و یا سلول عصبی (nerve cell) تبدیل شود.

stem cell قادربه تقسیم شدن (dividing) ونوسازی خودشان برای مدت طولانی هستند.پدیده ای که در سلول هاي عضلانی، و خونی و یا عصبی به صورت طبیعی دیده نمی شود.در واقع سلول هاي عضلانی و خونی و یا عصبی به طور طبیعی قادر به تکثیر خودشان نیستند.اما سلول هاي بنيادي این عمل را بارها و بارها انجام            می دهند.هنگامی که عمل تکثیر برای مدت طولانی اتفاق می افتد آن را proliferation می نامند.

یک جمعیت آغازگر سلول بنيادي که شروع به proliferation می کنند می تواند میلیون ها سلول را ایجاد کند ، حال اگر این سلول ها نیز به مانند سلول هاي مادری اولیه غیر تخصصی (unspecialized) باشند می گویند که این سلول ها قادر به

long-term self renewal هستند. یکی از نکات مورد توجه دانشمندان فاکتورها و عوامل و شرایطی است که منجر می شود سلول هاي بنيادي به صورت غیر تخصصی unspecialized باقی بمانند. کشت این سلول ها در محیط آزمایشگاهی بدون اینکه این ها به سلول هاي تخصصی تمایز پیدا کنند ، مدت ها زمان برد ودر طی آن مطالعات و اشتباهات زیادی اتفاق افتاد.
برای مثال حدود 20 سال طول کشید تا آموختند که چگونه " سلول هاي بنيادي جنینی انسانی" را در ازمایشگاه کشت بدهند و این امر خود به دنبال توسعه و پیشرفت شرایط برای رشد " سلول هاي بنيادي موشی" اتفاق افتاد.
یکی دیگر از جنبه هاي مهم تحقیقات در این زمینه یافتن سیگنال هاي داده شده به این سلول ها در یک بافت بالغ بود که منجر به
proliferation این سلول ها و عدم تمایز آن ها می شد تا زمانی که برای ترمیم یک بافت بالغ به آن ها نیازی نباشد. این نتایج در این نظر برای دانشمندان مهم بود که آن ها را قادر می ساخت تا این سلول ها را به میزان زیادی و به صورت unspecialized به منظور تحقیقات بیشتر در محیط آزمایشگاه تکثیر کنند.

سلول هاي بنيادي قادر به تبدیل شدن به سلول هاي تخصصی هستند :

فرایندی را که در آن سلول هاي غیرتخصصی به سلول هاي تخصصی یک بافت خاص تبدیل می شوند را تمایز diffrentiation می نامند.
این پدیده تحت تاثیر
signals داخلی و خارجی قرار می گیرد که بخش مهمی از تحقیقات امروزه دانشمندان را به خود معطوف کرده است.

Internal signals آن دسته از علائمی هستند که توسط ژن ها کنترل می شود.در واقع به اطلاعاتی گفته    می شود که خصوصیات و عملکردی و ساختاری یک سلول رابا کد کردن اطلاعات لازم در یک زنجیره DNA تعیین می کند. اما منظور از external signals علامت هایی است که منشا خارج سلولی دارند و شامل مواد شیمیایی ترشح شده، تماس فیزیکی با سلول هاي مجاور و    مولکول هاي مخصوص در محیط میکروسکپی اطراف سلول                 می باشند.(microenviroment)
بنابراین سوالات زیادی در مورد تمایز سلول ها بنيادي باقی ماند: آیا سیگنال هاي داده شده برای تمایز سلول هاي بنيادي برای همه انواع این سلول ها یکسان و شبیه به هم هستند؟ و آیا  می توان با تنظیم این
signals تمایز سلول را در یک مسیر معین به پیش راند؟ یافتن پاسخ این سوالات بسیار مهم است و می تواند دانشمندان را به سمت راهی هدایت کند تا بتوانند رشد و تمایز این سلول ها را در محیط آزمایشگاه کترل کنند.و به وسیله آن بتوانند راه هاي جدیدی برای استفاده از" سلول هاي در حال رشد" و یا  بافت ها به منظور اهداف سلول درمانی (cell-based therapy) دست یابند. سلول هاي بنيادي بزرگسالی که در اندام هاي افراد بعد از تولد وجود دارند تمایل دارند که به سلو ل هاي متعلق به همان بافتی که در آن قرار دارند تبدیل شوند.به عبارتی          سلول هاي خون ساز موجود در مغز قرمز استخوان که به نام سلول هاي بنيادي خونساز (hematopoietic stem cells) مشهور هستند تمایل دارند تا به سلول هاي گلبول قرمز، گلبول سقید و پلاکت ها تبدیل شوند.در سال هاي اخیر تحقیقات زیادی در مورد امکان تبدیل سلول بنيادي مخصوص یک بافت یه سلول هاي تخصصی یک بافت کاملا متفاوت انجام شده است . این فرایند را در اصطلاح plasticity   می نامند . برای مثال تبدیل سلول هاي بنيادي مغز استخوان به نورون ها و یا تبدیل    سلول هاي بنيادي کبدی به سلول هاي تولید کننده انسولین و یا تبدیل    سلول هاي خون ساز به سلول هاي عضله قلبی. بنابراین امکان استفاده از سلول هاي بنيادي بزرگسالی adult stem cells به منظور سلول درمانی cell-based therapy یکی از مهم ترین مباحث تحقیقات جهان پزشکی را به خود اختصاص داده است.

www.govashir.com/medicine/archives/001891.html

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  |